در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مرحوم عزیز پیروانی، پیشقراول ورزش در این خانواده ورزشی بود. پسر بزرگ خانواده پیروانی که شنا و بخصوص هندبال را خیلی دوست داشت، رشتههای مورد علاقهاش را جدی گرفت و در هندبال تا آنجا پیش رفت که کاپیتان تیم هندبال استان فارس و عضو تیم ملی هندبال شد. موفقیت عزیز و عشقش به ورزش، باعث شد دومین پسر خانواده هم به سمت ورزش برود، اما او نه باشگاه سازمان آب را انتخاب کرد و نه به سمت ورزش هندبال کشیده شد.
غلامحسین که به دلیل صداقت و خصوصیتهای منحصر به فردش یکی از دوستداشتنیترین اعضای خانواده فوتبال ایران است، بعد از حضور موفق برادر بزرگ در ورزش به سمت فوتبال رفت و قدم در باشگاه برق گذاشت. بازی او در تیم برق، آنقدر درخشان و تاثیرگذار بود که برادران دیگر را هم تحریک کرد به سمت فوتبال بروند. به این ترتیب همه برادران به سمت فوتبال کشیده شدند. هاشم اولین عضو این خانواده بعد از شاغلام بود که فوتبال را انتخاب کرد. حضور شاغلام در تیم برق باعث شد او خیلی راحت در این تیم جایی برای خودش باز کند، اما چند سال بازی در این تیم نتوانست راهی برای او به تیمهای بزرگ یا تیم ملی باز کند.
رضا و پیمان برادران دیگر این خانواده بودند که آنها هم فوتبال را انتخاب کردند ولی برای فوتبال به باشگاهی غیر از برق رفتند. سازمان آب جایی بود که هر دو برادر سالها در آن بازی کردند ولی آنها هم مانند برادر بزرگشان توفیقی پیدا نکردند تا مانند هاشم سرنوشت زندگیشان را در جایی غیر از فوتبال جستجو کنند.
هاشم به آمریکا رفت و رضا و پیمان به تجارت رو آوردند تا راهشان را از فوتبال جدا کرده باشند.
ستاره برادران
بعد از همه پیروانیها نوبت به محمدعلی (افشین) رسید تا بختش را برای فوتبال امتحان کند. او میخواست تا ردههای بالای فوتبال برود و به همه آرزوهای این خانواده فوتبالی برسد. افشین همه درسهای فوتبال را از برادر بزرگتر آموخت و زیر دست او فوتبالیست شد.
شاغلام درباره آن روزها میگوید: «فوتبال را خودم یاد او دادم. همان موقع هم میگفتم افشین فوتبالیست خوبی میشود. او در برق بازی میکرد، اما خیلی زود خودش را به قلههای فوتبال و تیم ملی رساند تا ثابت کند من دربارهاش اشتباه نکردهام.»
افشین به چشم بزرگان فوتبال آمده بوده و باید برای بازی در تهران، برادر بزرگتر و برق را ترک میکرد. او به پرسپولیس رفت و در تیم ملی درخشید، به جام جهانی فرانسه رسید و بعد فوتبالش را با افتخار تمام کرد تا به یادگیری آکادمیک و علمی فوتبال بپردازد.
آخرین پیروانی
امیرحسین آخرین پسر خانواده پیروانی بود که او هم مانند شاغلام و افشین، برق را برای فوتبال انتخاب کرد. او حالا دیگر خوب دانسته بود که این باشگاه برای خانواده پیروانی شگون دارد و هر عضو خانواده که پا به این باشگاه بگذارد به عاقبتی خوش در فوتبال میرسد. او شاید برای شروع کار سرنوشت شاغلام و افشین را از یک سو و سرنوشت 2 برادر دیگر (رضا و پیمان) را از سوی دیگر مورد بررسی قرار داده بود تا برای رسیدن به قلههای فوتبال، راهی باشگاه برق شود.
امیرحسین برای آن که به آنچه دلش میخواست برسد از تمام تجربههای مفید دو برادر بزرگتر استفاده کرد. فوتبال را نزد شاغلام آموخت و از تکنیکهای پیشرفت افشین هم به خوبی استفاده کرد تا خیلی زودتر از دیگر همقطارانش به قله نزدیک شود. شاید خیلی از همسالان امیرحسین الان در آرزوی نیمکتی هستند که او روی آن نشسته و البته لیاقتش را هم دارد.
افشین درباره برادر کوچکش میگوید: «امیرحسین لیسانس حقوق و فوقلیسانس تربیت بدنی دارد. او در بحث علمی فوتبال و همین طور مباحث فنی یکی از بهترینهای ایران است و واقعا حرفهای زیادی برای گفتن دارد که امیدوارم این فوتبال به او اجازه بدهد خودش را نشان بدهد. او در حال حاضر هم مدرس کنفدراسیون فوتبال آسیاست و میتواند خیلی خوب درس فوتبال را به انگلیسی تدریس کند.»
برادران همکلاسی
نکته جالب درباره افشین و امیرحسین این است که امیرحسین شیوه دفاع را از افشین یاد گرفته و با او در برق بازی میکرد تا آن که با جدایی افشین تنها شد و تا سطح تیم منتخب فارس پیش رفت، اما برای آن که از نظر علمی از افشین عقب نیفتد، کلاسهای مربیگری را یکی پس از دیگری طی کرد تا مدرکA مربیگری کنفدراسیون فوتبال آسیا را گرفت و توانست مانند افشین در کلاس مربیگری حرفهای فیفا (پرو لایسنس) شرکت کند. او اینجا بار دیگر در کنار افشین قرار گرفت و در هر دو دوره 25 روزه این کلاسها در 2 سال اخیر شرکت کرد تا با شرکت در دوره سوم و نهایی (در آیندهای نزدیک)، به یکی از مربیان منحصر به فرد در ایران تبدیل شود.
او البته تجربه مربیگری هم دارد و در لیگ یک تیمهای سرخپوشان و داماش ایرانیان را هدایت کرده است تا نوبت به ابومسلم برسد.
آرزوهای یک برادر
شاغلام دوستداشتنی فوتبال که نقشی عمده در موفقیتهای برادران داشته معتقد است فعالیتهای علمی افشین و امیرحسین در فوتبال به آنها کمک میکند و از آنها مربیانی کارآمد خواهد ساخت: «چیزی که آنها را از من متمایز میکند همین حضور مداومشان در کلاسهای مربیگری فیفاست. مطمئنم آنها موفق میشوند. وقتی افشین با من تماس گرفت و گفت با رفتن افشین قطبی به او پیشنهاد مربیگری شده گفتم معطل نکن و حتما برو بالای سر تیم بایست. چون من خودم 27 ساله بودم که مربیگری را شروع کردم. البته تا 40 سالگی در کنار مربیگری فوتبال هم بازی میکردم ولی به هر حال جسارت مربیگری را داشتم و به افشین هم گفتم قبول کن چون مطمئنم اگر بگذارند این بچه کارش را بکند و چوب لای چرخش نگذارند، او حتما در این تیم موفق میشود.»
شاغلام که به دلیل ترس از حرف مردم کمتر به پسرش علی اجازه بازی در سپاسی میدهد و معتقد است علی در تیمهای دیگر خیلی بهتر پیشرفت میکند، این تئوری را در مورد برادرش هم پیاده کرد و اجازه نداد امیرحسین کار مربیگری را در کنار او در تیم سپاسی شروع کند و به همین دلیل امیرحسین راهی تهران شد.
رقابت برادرانه
از سال 1370 که افشین و شاغلام در کنار هم در برق بازی میکردند، 13 سال گذشته بود که افشین به عنوان کاپیتان پیکان رودرروی برادر قرار گرفت. 4 سال بعد افشین به عنوان کمک مربی پرسپولیس باز هم در برابر شاغلام ایستاد. حالا همه منتظرند رویارویی پرسپولیس، مقاومت شهید سپاسی و ابومسلم را با هم ببینند. هر یک از این بازیها که زودتر باشد دیدنی است. شاغلام بهترین جمله را درباره رقابت برادران در لیگ برتر میگوید: «امکانات و ستارههای پرسپولیس کجا و امکانات و ستارههای ما و ابومسلم کجا؟ معلوم است که افشین بازی نکرده دو قدم جلوی ما دوتاست!.»
علیرضا رستمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: