در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نمیخواهم شکوه کنم که چرا شرکتهای ایرانی باید حداکثر افتخارشان این باشد که توانستهاند نمایندگی یک یا چند برند خارجی و یا امکان مونتاژ آنها (آن هم بهدلیل ارزان تمام شدن کالا، و نه انتقال فناوری) در کشور را بهدست آورند، زیرا پاسخ این گلایه را نیک میدانم: «این روزها دیگر اقتصاد و تجارت جهانی شده» و «یک کشور بهتنهایی امکان تولید همه نیازمندیهای خود را ندارد و باید بخشی از نیازهایش را از دیگر کشورها وارد کند» و یا «اصولا چرا یک تولیدکننده نباید در کشوری دیگر نمایندگی داشته باشد؟» نه! من هم عقبمانده نیستم و این بدیهیات را میدانم و اتفاقا به همه نمایندگان محصولات خارجی در ایران، این موفقیت چشمگیر و ارزشمندشان را تبریک میگویم. اما آیا بهواقع در کشوری با امکانات ایران، تقریبا تمامی نیازمندیهای فناوریهای متداول و نهچندان پیچیده مانند ساخت نمایشگر و دیسکسخت و مانند آن، باید وارداتی باشد؟
ما چه چیز درست و حسابی در دنیای فناوری تولید و صادر میکنیم که با خیال آسوده محصولات دیگران را استفاده کنیم؟ بهراستی چه چیز ما از چشمبادامیهایی که کل خاک کشورشان به اندازه یکی از استانهای کشور ما نیست و اتفاقا نفوس و نانخورشان اغلب چند برابر جمعیت کشور ماست و از ذخایر مواد خام که نگوییم، آنها بیبهرهاند و ما روی گنج نشستهایم ... لطفا یکی بگوید چه چیز ما کم است یا کجای کارمان ایراد دارد که حتی آن دسته از خوشفکران و تحصیلکردگان داخلی که همت میکنند تا چرخی را بچرخانند، میروند پی واردات و دریافت نمایندگی پخش کالای خارجی در وطن؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: