اولین برخورد با تلویزیون.
اولین برخورد من با تلویزیون در سال 1359 بود که آقای شریفینیا به عنوان تهیهکننده یک برنامه به من اجازه دادند یک نمایش عروسکی آن هم به طور زنده برای شبکه 2 اجرا کنم.
این برخورد چه تاثیری در شما گذاشت؟
این برخورد باعث شد که علاقه زیادی برای ساختن و فعالیتهای هنری پیدا کنم.
اولین برنامهای که برای تلویزیون کار کردید، چه بود؟
در سال 1374 با برنامه «کار و دست» اولین اجرای آموزش هنرهای دستی را شروع کردم و این شروع برنامهسازی من در تلویزیون بود.
در دوران کودکی فکر میکردید وارد تلویزیون بشوید؟
به هیچوجه. اصلا فکر نمیکردم یک روزی با تلویزیون همکاری داشته باشم. برای اینکه من بچه جنوبشهر بودم و فکر میکردم دسترسی به این سازمان غیرممکن باشد.
مهمترین چیزی که در تلویزیون آموختید چه بود؟
مهمترین چیزی را که آموختم خوشحال کردن دیگران و آموختن فکرهای نو بود.
یک برنامه خوب برای کودکان باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟
یک برنامه خوب باید از محتوای خوبی برخوردار باشد و خواستههای کودکان را فراهم کند و با دنیای آنها مطابقت داشته باشد و با دیدن آن برنامه یاد بگیرند که چگونه توانایی خود را بیشتر نشان بدهند.
چه صحبتی با بینندگان برنامهات داری؟
همهاشان را دوست دارم و دلگرمی آنها باعث میشود که من با انگیزه بیشتری برایشان کار کنم.
سخن پایانی.
در پایان باید بگویم که کودکان مانند گلستان میمانند و نیازمند آبیاری هستند. آموزش و پرورش این گلها باید با تمام دقت، حوصله و ظرافت انجام بگیرد تا نتیجه آن انسانهایی باشد که در جامعه آثار مثبت بر جای بگذارند، بدرخشند و ما هم با دیدن آنها به خودمان ببالیم.
معصومه پارسامهر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم