آخرین مهلت

با توجه به نزدیکی به روزهای جشنواره فیلم فجر و نیز مهلت تعیین شده از سوی بنیاد سینمایی فارابی و همچنین با عنایت به این مهم که سیاست «تعامل» را باید با هنرمندان گرامی در پیش گرفت و نیز با درک مشکلات سینمای ایران و گرانی و مشکل چشم و هم‌چشمی عروس و مادرشوهر و آلودگی تهران و ترافیک و مشکل خط دفاعی پرسپولیس و رفتن افشین قطبی و ارزان شدن قیمت نفت و غیره، لذا باید فکری به حال فیلمهای جشنواره امسال کرد.
کد خبر: ۲۲۳۶۴۴

تو همین فکر و خیال بودیم که مشخص شد یک آدم ناقلای دستگیر کرده‌اند به جرم خالی‌بندی و تظاهر به همکاری با فارابی. او اولش گفته بود که رفیق جون جونی حکیم فارابی است و وقتی فهمید که او قرن‌ها پیش مرده، برای اثبات برادری‌اش خود را نماینده فارابی معرفی کرده و با تعدادی از کارگردانان برجسته سینمای ایران حرف زده. متن این گفت‌وگوهای احتمالی این خلا‌فکار را این جا به چاپ می‌رسانیم تا عبرتی باشد برای بچه‌محصل‌هایی که همه‌اش می‌خواهند بروند خبرنگار شوند.

 ببینید آخر و عاقبتش همین است.

فرد مذکور: الو! سلام آقای کیمیایی! شما پس کی می‌خواین فیلمتونو تحویل جشنواره بدین؟

کیمیایی: کدومشو؟

فرد مذکور: همین جدیده دیگه؟

کیمیایی: «رئیس» رو ساختیم که اکران شد.

فرد مذکور: اسم خوبی داشت. چی چی شیشه‌ای؟

کیمیایی: «جسدهای شیشه‌ای» رمانه نه فیلم. «گوزن‌ها» و «قیصر» هم سی سال پیش ساختم، از زمان ساخته شدن «دختر لر» هم دهه‌ها می‌گذره. حالا می‌ذاری به کارمون برسیم؟

فرد مذکور: آقای بیضایی فیلم شما تو چه مرحله‌ایه؟

بیضایی: تو مرحله پیش‌تولید.

فرد مذکور: یعنی امسال فیلم برای جشنواره ندارین؟

بیضایی: چرا، فکر کردم فیلم بعدی رو می‌گی.

فرد مذکور: حالا این جدیده رو می‌دین به جشنواره یا نه؟

بیضایی: بستگی داره.

فرد مذکور: به چی بستگی داره؟

بیضایی: به خیلی چیزها که مهم‌ترینش اینه که آماده بشه. فیلم ناآماده رو که نمی‌شه داد به جشنواره.

فرد مذکور: ولی شما که خیلی وقته کار فیلم‌برداری رو تموم کردین؟

بیضایی: مردحسابی فیلم مگه خم رنگرزیه که تند تند بسازیم؟

فرد مذکور: آقا من جدا عذرخواهی می‌کنم.

فرد مذکور: آقای مهرجویی شما فیلمتونو می‌دین به جشنواره؟

مهرجویی: برای چی باید همچین کاری بکنم؟

فرد مذکور: برای نمایش.

مهرجویی: نه بابا، فکر کردم دلیل دیگه‌ای داره.

فرد مذکور: می‌شه لطفا فیلمتونو بدین جشنواره؟

مهرجویی: آخه مرد حسابی من فیلمی که پیارسال رو دادم  اکران نشد حالا هم که هنوز این اپیزودیه رو شروع نکردم. چی رو بدم جشنواره؟

فرد مذکور: قصور بنده رو ببخشید.

مهرجویی: بار آخرت باشه.

فرد مذکور: آقای فرهادی با توجه به موفقیت شما در جشنواره در سال‌های قبل، می‌خواستم زنگ بزنم و بگم که زودتر فیلمتونو برسونین به جشنواره.

فرهادی: شما؟

فرد مذکور: بنده از دلسوزان جشنواره هستم.

فرهادی: مگه این جشنواره چند تا دلسوز می‌خواد؟

فرد مذکور: ما رو نپیچون آقای فرهادی. می‌دی فیلمتو یا نه؟

فرهادی: بذار ببینیم چی می‌شه.

فرد مذکور: آخه مشکل چیه؟

فرهادی: مشکل اینه که هنوز موسیقی‌اش ساخته نشده.

فرد مذکور: قربونت برم موسیقی کدومه. مگه چه اهمیتی داره؟ بده بیاد بذاریمش تو نوبت. موسیقی نمی‌خواد که.
فرهادی: اونوقت منتقدها چی می‌گن؟ تماشاگرها از فیلم بدشون می‌آد.

فرد مذکور: بی خیال منتقد. منتقد کیلو چنده؟ تماشاگرها هم تو اون شلوغی جشنواره که نمی‌فهمن موسیقی داره یا نداره.

فرد مذکور: خانم میلانی امیدوارم فیلمتونو امسال تو جشنواره ببینیم.

میلانی: ولی من خیلی امیدوار نیستم.

فرد مذکور: آخه چرا؟

میلانی: آخه مراحل فیلم‌برداری‌اش داره به کندی پیش می‌ره و بعید می‌دونم برسه.

فرد مذکور: اشکالی نداره. شما کارگردان بزرگی هستین. فقط کافیه چند سکانس از فیلمتونو برامون بفرستین. می‌ذاریمش تو جشنواره.

میلانی: فقط چند سکانس رو؟

فرد مذکور: آره دیگه. مهم اینه که فیلمی از شما باشه. باقی‌اش دیگه کشکه.

میلانی: متاسفم ولی من تا فیلمم تکمیل نشه نمی‌تونم بدم به جشنواره.

غضنفر هالیوودیان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها