کوتاه درباره غیرمحرمانه

در برزخ طنز و واقعیت

«غیرمحرمانه» قوانین راهنمایی و رانندگی را دستمایه قرار داده، از این رو باید آن را در جرگه آثاری برشمرد که، رویکردی اجتماعی دارند. ساخت این‌گونه تولیدات، زمانی اهمیت می‌یابد که شهرهای بزرگ و کوچک، با مسایلی نظیر ترافیک و یا تصادف در اشکال گوناگون آن، در شهر و جاده، درگیرند. پرواضح است در این میان، به هر میزان، چنین آسیب‌پذیری‌هایی وسعت و شدت بیشتری داشته باشند، به همان اندازه، ضرورت آموزش و ترویج فرهنگ و اصول راهنمایی و رانندگی، غیرقابل اجتناب‌ خواهد بود.
کد خبر: ۲۲۳۶۴۰

تردیدی نیست، به موازات برخی کاستی‌ و ناهماهنگی‌ها که در ارتباط یا سیاست‌گذاری‌ و یا مدیریت‌های بخش‌های مختلف شهر وجود دارد، عمده‌ترین علت تنش و مشکلاتی را که در این عرصه، به چشم‌ می‌آید، باید در عدم توجه شهروندان به قوانین راهنمایی و رانندگی دانست. در این ارتباط پرسشی که بیشتر مطرح بوده، این است که آیا وقوع چنین معضلی را می‌بایستی فقط در عدم آگاهی افراد جامعه، تلقی کرد؟ به نظر می‌آید چنین نیست. آمار و تجربه نیز نشان می‌دهد، در مقطع کنونی، عامل اساسی وقوع جرایم گوناگون در عرصه راهنمایی‌ و رانندگی، نه در نبودن آگاهی مجرمان، بلکه غالبا در غفلت و بی‌توجهی‌شان، به آن قوانین است.

تشکیلات راهنمایی و رانندگی به علت وظایف و مسوولیت‌های ذاتی‌ای که در شهر و جاده و یا در مقابل افراد و گروه‌های مختلف اجتماعی دارند، می‌تواند، حاوی ایده‌های مطلوب و تعالی‌بخش از جهت موضوع و مضمون و پردازش دراماتیکی‌شان، در ابعاد گوناگون فرهنگی اجتماعی، اقتصادی، سلامتی و امنیت روانی و جسمانی ما باشد. افزون بر این، سختی کار افرادی که در این عرصه، فعالیت دارند از این جهت چنین امکان و موقعیتی را به گونه جذاب‌تری فراهم می‌کند. بر این اساس است که در سریال «جاده در دست تعمیر( »که چندماه پیش پخش شد)‌ به تماشای وظیفه‌شناسی یکی از ماموران راهنمایی و رانندگی می‌نشینیم. او که در آستانه بازنشستگی بوده، در کنار خط اصلی داستان و به‌گونه‌ای غیرمستقیم،‌ جلوه‌هایی از سختی مسوولیت و صداقت و فداکاری نیروهای این حوزه را به نمایش می‌گذارد.

این گرایش در «غیرمحرمانه» وضعیتی دیگر به خود گرفته است. در این سریال، با وسیله نقلیه‌ای روبه‌روییم که هرگاه در موقعیت‌های خلاف قوانین راهنمایی و رانندگی قرار می‌گیرد، از خود عکس‌العمل نشان می‌دهد. با این نگرش، می‌توان بر این باور بود در صورتی که سریال از نظر مضمونی، به جای تاکید روی جهالت مجرمان، به غفلت آنها توجه نماید، ثمره نتیجه بخش و راهگشاتری خواهد داشت و این امکان را به وجود خواهد آورد که زمینه‌های روانی و فرهنگسازی مطلوبی را پیرامون این مقوله فراهم آورد.

غالب آثار نمایشی، دارای موضوع‌های مشخص و محدودی‌اند. آنچه آنها را از یکدیگر متفاوت، می‌گرداند، شیوه نگاه یا تاکید‌هایی است که روی بخش یا موقعیتی از آنها، می‌شود. در کنار این نحوه روایت‌پردازی، موضوع از آنچنان، شانی برخوردار است که اگر صورتی خلاقه و ممتاز یابد،‌ مجال ارتباط غنی و مداوم‌تری را با مخاطب فراهم خواهد کرد. در «غیرمحرمانه» ماشینی که از احساس و عقلانیت قانون‌مدارانه و بهنجاری پیروی می‌کند، به سریال،‌ از منظر روایی جنبه بکرتری داده از همین‌رو است که آن را به وضعیت نسبتا گیرایی بدل کرده است.

وسیله نقلیه «غیرمحرمانه» در هیات شخصیت اصلی، به گونه‌ای رفتار می‌کند که دیگر شخصیت‌های انسانی را تحت قدرت و سیطره خود قرار می‌دهد. به سخنی دیگر، در شرایطی که ماشین و وسایل نقلیه به وضعیتی دست یافته‌اند که افراد جامعه را با همه بزرگی‌شان، با مشکلاتی مواجه، می‌نمایند در موقعیتی دیگر حامل ویژگی‌ و خصلتی می‌گردد که می‌کوشد،‌ فرهنگ آرامش، نظم و قانون را،‌ در بخشی از روابط اجتماعی بنمایاند. این تفاوت و چندگانگی «غیرمحرمانه» را به فضای کمدی غلطانید که شاهد آنیم. خلق شخصیتی صاحب احساس و اندیشه در شکل وسیله نقلیه‌ای قدیمی و متعلق به گذشته، به موازات آن که می‌تواند دارای پیام و معناهایی باشد،‌ صورتی فانتزی و کمیک به اثر داده است.

جذابیت سریال، از جهت ساختار، به پردازش و چگونگی نسبتی بستگی خواهد داشت که بین وسیله نقلیه، در موقعیت شخصیت اصلی و محوری، با دیگران برقرار می‌گردد. هرگاه این امکان فراهم شود تا بین ارزش‌های محتوایی و جنبه‌های کمدی و فانتزی بودن آن، توازن و تعادل مطلوبی ایجاد گردد «غیرمحرمانه» این فرصت را خواهد داشت تا با حفظ سطح و استحکام خود، شاهد تاثیرگذاری بیشتر مضامین و پیام‌هایش در مخاطب باشد. در شرایطی که کفه کمدی یا فانتزی بودن آن، سنگینی نماید و یا بین واقعیت و ذهن و خنده‌آوری، طراحی خلاقه و هنرمندانه‌ای انجام نپذیرد ناگزیر خواهیم بود اثر را بیشتر در جرگه آثاری قرار دهیم که اهداف سرگرمی  تفریحی را دنبال می‌کنند یا غیرقابل باور به نظر می‌آیند.

الگوهای نمایشی گوناگونی را می‌توان مورد توجه قرار داد که به علت جذابیت و تاثیرگذاری‌ای که دارند، برای ساختار چنین تولیداتی الهام‌بخش‌اند. یکی از آن تولیدات، ساخت انیمیشن‌های کوتاهی بوده که سال‌هاست با موضوع راهنمایی و رانندگی روی آنتن شبکه‌های سراسری می‌روند. این آثار از جهت روایی، طراحی تیپ و دیالوگ‌ها به گونه‌ آزادانه و واقع‌گرایانه‌تری جان یافته‌اند، علاوه بر اینها سبک و موقعیت‌های کمدی و فانتزی به کار گرفته شده در این تولیداتبه گونه‌ای است که به غنا و تاثیرگذاری مضامین کمک می‌نمایند.

اگر بپذیریم فرهنگ‌سازی با رویکرد و تاکید بر هشیار نگاه داشتن دائمی مخاطب، از اهداف اصلی این مضامین است، تحقق آن زمانی شدنی خواهد بود که براساس برنامه‌ریزی‌های مثتمر کوتاه و بلندمدت انجام گیرد. در این ارتباط، نکته اساسی دیگری که باید مطمع نظر قرار گیرد، هماهنگی فعالیت‌های اجرایی، فرهنگی و تبلیغاتی تشکیلات حوزه راهنمایی و رانندگی، با دیگر بخش‌ها و مراکزی است که به اشکال دیگری، در این زمینه، فعالیت دارند.

«غیرمحرمانه» با شیوه روایی‌ای که پیشه کرده در صورتی که بتواند در هر قسمت بر طراوت و بالندگی شخصیت محوری‌اش (وسیله نقلیه حساس به رفتارهای خلاف قانون)‌ بیفزاید، خواهد توانست از آفات احتمالی پیش روی به میزان قابل توجهی دوری گزیده، شمایل و مرتبه نمایش تاثیرگذارتری را داشته باشد.

محمدرضا کریمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها