حسین ایری، فیلمنامهنویس، با بیان اینکه ساختار یک فیلمنامه بر اساس ساخت تیپ جلو میرود، افزود: گاهی تیپ ساخته شده آنقدر ایستا باقی میماند که تبدیل به کلیشه میشود و نهایتا به همین ترتیب درون خودش میمیرد. این مشکلی است که فکر میکنم فیلمهای پلیسی ما در زمینه تیپ پلیس با آن مواجهند.سپس جمشید ارجمند، منتقد سینمایی اظهار کرد: <متاسفانه در دهههای اخیر نوعی تکرار و خشونت بی دلیل در فیلمهای پلیسی دیده میشود که هیچ منطقی برای آن وجود ندارد. خشونت در فیلمهای قدیمینیز وجود داشت، اما اینقدر عریان نبود، هیچگاه به کلوزآپ نمیرسید و ذوق سلیم یک آدم معمولی را آزار نمیداد.حسن مهدویفر فیلمنامهنویس درباره داستان پلیسی و جذابیتهای پنهان این ژانر گفت: ژانر پلیسی دریچه تازهای به روی موضوعات قدیمی باز کرده و ویژگی آن این است که فیلم با مخاطب در حرکت است و در آن مشارکت دارد به گونهای که همواره با قهرمان فیلم همراه است، هرچند در برخی فیلمها نیز یک گام جلوتر از قهرمان حرکت میکند.
خسرو دهقان منتقد سینمایی و فیلمنامه نویس نیز درباره بن بستهای سینمای پلیس در ایران گفت: «یک نوع بدفهمیکه راجع به سینمای پلیسی رخ داده ، این است که همیشه خیر و شری وجود دارد که همواره خیر پلیس و شر تبهکار است اما این روایت که از آغاز تاریخ سینما شروع شده بود، در دوره گریفیث به اتمام رسید و یک سری اصول دیگر جایگزین آن شد.
وی با بیان اینکه چنین شیوهای دیگر هواخواه ندارد، افزود: دهه 40 و 50 میلادی سینمای پلیسی به موضوع تازهتری پرداخت و این بود که نیروی خیر و شر در نیروی پلیس قرار داشت. یعنی فیلم از جایی شروع میشود که یک پلیس فاسد در نیروی پلیس پیدا میشود و پلیس خوب و پلیس بد با یکدیگر میجنگند تا اینکه طرف خوب از پس طرف بد برمیآید.محمدعلی سجادی فیلمنامهنویس و کارگردان در خصوص فیلم پلیسی در سینمای ایران گفت: مشکل ما در فیلمهای پلیسی این است که دائم میخواهیم مشکلات و معضلات اجتماعی را حل کنیم و به همین دلیل این سینما وجه سرگرم کنندگی خود را تا حدودی از دست داده است.
وی افزود: درست است که یک سری محدودیتهای بیرونی مانع میشود که فیلم پلیسی خوب ساخت، اما من فکر میکنم بخشی از این موضوع برمیگردد به این که میخواهیم ناتوانی خودمان را پشت سر محدودیتها و البته راه حلهایی که ارائه میدهیم، پنهان کنیم.
فرید مصطفوی فیلمنامهنویس از دیگر سخنرانان این نشست اظهار کرد: تفاوت سینماگران با نخبگان در این است که آنها خود را به میان توده مردم میبرند و بر معضلات اجتماعی نور میتابانند. همین سینماگر با ابزارهایی که در اختیار دارد، وارد تحقیق میشود و دردهایی را که ما به دلیل تکرار از کنارشان به راحتی میگذریم، بخوبی منعکس میکنند.
جواد حاتمی ، روانشناس و مدرس دانشگاه درخصوص شخصیت بزهکار عنوان کرد: تعریف یک واقعیت اجتماعی نقطه شروع اختلاف است. مثلا همین تعریف شخصیت، یک مفهوم کلیدی است که روانشناسان آن را از اخلاق و الهیات وام گرفتهاند. البته اولین کاری که در روانشناسی با این واژه انجام شد، ارزشزدایی از آن بود. نگاه روانشناسی از این جهت با دیگر رشتهها متفاوت است که در تعریف شخصیت، مجرمی نمیشناسد، بلکه تمام آسیبها را یک نوع بیماری میداند که بر فرد عارض شده است.
بهرام بیات، مدیرکل مطالعات اجتماعی ناجا نیز در خصوص نقش سینما در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی گفت: جامعهشناسان چند شاخص را برای یک اثر سینمایی عنوان میکنند. اولین شاخص این است که یک اثر هنری معیارهای زیباشناسانه داشته باشد و اگر نداشته باشد، اصلا نمیتوان عنوان هنر بر آن اطلاق کرد. شاخص دوم داشتن خلاقیت است و این مستلزم آن است که ذهن هنرمند آزاد باشد. شاخص بعدی تعالیگرایی است. البته این مفهوم میتواند در مکتبهای گوناگون متفاوت باشد، اما به هر حال همه به ترتیبی به دنبال آن هستند. متاسفانه در بسیاری از فیلمهایی که درخصوص آسیبهای اجتماعی ساخته میشود، به این علتها توجهی نمیشود و گاهی همه چیز فقط از ذهنیت فیلمساز سرچشمه میگیرد.
حسن هدایت، فیلمنامهنویس و کارگردان سریال کارآگاه علوی درخصوص ساختار این سریال عنوان کرد: شخصیت اول سریال بهدلیل آنکه متعلق به زمان گذشته است، دچار گرفتاریهای مرسوم کارآگاهان و پلیسهای امروزی نیست. اما چون ساختار پلیس و وظایف آن در طول زمانهای مختلف تغییرات چندانی نکرده مسائل او هم با مسائل پلیس امروز کم و بیش یکسان است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم