گذری‌ بر تاریخ‌ کتاب‌ و کتابخانه‌ در اسلام‌ و ایران‌ از آغاز تا کنون‌ ‌

ایران؛ خانه‌ کتاب

روزهایی‌ که‌ پشت‌ سر گذاشتیم، روزهای‌ پرتنش‌ برگزاری‌ نمایشگاه‌ کتاب‌ بود. روزهای‌ جستجو و کاوش‌ در جهت‌ دستیابی‌ به‌ منابع‌ و مرجع‌های‌ مکتوبی‌ که‌ در انبوه‌ هزاران‌ عنوان‌ کتاب‌ و نشریه‌ پنهان‌ بودند. پاهای‌ خسته‌ از راه‌ و چشم‌های‌ دوخته‌ بر نقشه‌ها و تابلوهای‌ محوطه‌ نمایشگاه. با این‌ همه‌ آیا با توجه‌ به‌ قدمت‌ و تاریخ‌ فرهنگ‌ مکتوب‌ در کشورمان‌ اصل‌ کتابخوانی‌ و مراجعه‌ به‌ کتاب‌ در حد قابل‌ قبولی‌ است؟ و آیا کتاب‌ واقعا به‌ سبد خانواده‌ پیوسته‌ است. آنچه‌ در این‌ مقاله‌ آمده‌ نقد و نظری‌ است‌ بر دیرینه‌ کتاب‌ و کتاب‌خوانی‌ از دوران‌ اولیه‌ اسلامی‌ تاکنون.
کد خبر: ۲۲۳۲۳۵

 در اسلام‌ تنها در اوایل‌ دوره‌ عباسی‌ به‌ ساختن‌ کتابخانه‌های‌ بزرگ‌ اقدام‌ شد. از کتابخانه‌هایی‌ که‌  در اسلام‌ اعتبار و شهرت‌ بسزایی‌ یافته‌اند اول‌ کتابخانه‌های‌ بغداد است‌ که‌ مهمترین‌ آنها  بیت‌الحکمه‌ معروف‌ است‌ و گویا رشید آن‌ را ایجاد کرد و همه‌ کتابهایی‌ که‌ در طب‌ و علوم‌ از  زبانهای‌ دیگر به‌ عربی‌ ترجمه‌ شده‌ بود در آنجا گرد آورد. بیت‌الحکمه‌ عبارت‌ از مجلسی‌ بوده‌  است‌ که‌ برای‌ ترجمه‌ یا نسخه‌برداری‌ و یا تدریس‌ و یا تالیف‌ و یا تحقیق‌ احداث‌ شده‌ بود. ‌

 پس‌ از آن‌ بغدادیان‌ کتابخانه‌هایی‌ بر منوال‌ بیت‌الحکمه‌ ساختند، که‌ یکی‌ از مشهورترین‌ آنها  کتابخانه‌ای‌ است‌ که‌ آن‌ را شاپوربن‌ اردشیر وزیر بهاءالدوله‌ دیلمی‌ در محله‌ای‌ میان‌ دو قلعه‌ در  کرخ‌ به‌ سال‌ 381 ه . ق‌ ساخت‌ و گفته‌اند در آنجا حدود 10‌ هزار جلد کتاب‌ قرار داده‌ بود که‌ همه‌  آنها به‌ خط‌ ائمه‌ مشهور و معتبر نوشته‌ شده‌ بوده‌ است‌ و مؤ‌لفان‌ هر کدام‌ نسخه‌ای‌ از تالیفات‌ خود  را وقف‌ آن‌ کتابخانه‌ می‌کرده‌اند. قسمتی‌ از این‌ کتابخانه‌ با آمدن‌ طغرل‌ بک‌ نخستین‌ پادشاه‌  سلجوقی‌ به‌ بغداد در سال‌ 477 ه . ق‌ آتش‌ گرفت‌ و از میان‌ رفت. (1)‌

 در سایر بلاد اسلامی‌ نیز وضع‌ بر همین‌ حال‌ بوده‌ است. کتابخانه‌ عضدالدوله‌ دیلمی‌ در شیراز  چنان‌ عظیم‌ و متنوع‌ بود که‌ المقدسی‌ می‌گفت‌ «هیچ‌ کتابی‌ در انواع‌ علوم‌ تالیف‌ نشده‌ مگر این‌ که‌  نسخه‌ای‌ از آن‌ در این‌ کتابخانه‌ وجود دارد.( »2) و گفته‌اند که‌ کتب‌ این‌ کتابخانه‌ برحسب‌ انواع‌  علوم‌ در حجره‌های‌ جداگانه‌ قرار داشت. نظیر این‌ کتابخانه‌ را در دربار سامانیان‌ از گفته‌ ابن‌ سینا در  شرح‌ احوال‌ خویش‌ استنباط‌ می‌توان‌ کرد. زیرا بر طبق‌ این‌ سند معتبر ابن‌سینا در این‌ کتابخانه‌ به‌  مطالعه‌ و استنساخ‌ کتب‌ مشغول‌ بوده‌ است. از کتابخانه‌ شخصی‌ صاحب‌ بن‌ عباد طالقانی‌ وزیر  محیرالدوله‌ دیلمی‌ نیز یاد می‌کنند که‌ می‌گویند 400 شتر برای‌ حمل‌ آنها لازم‌ بوده‌ است‌ و  قسمتی‌ از آن‌ در غلبه‌ سلطان‌ محمود غزنوی‌ بر وی‌ تباه‌ شد. (3) در شام‌ و مصر نیز از کتابخانه‌های‌ بزرگ‌ یاد کرده‌اند. مثلا گفته‌اند در کتابخانه‌ای‌ که‌ یعقوب‌ بن‌ کلس‌ وزیر العزیز بالله‌ ساخت‌ از یک‌  کتاب، دهها و گاه‌ صدها نسخه‌ مکرر وجود داشت. ‌

 عزیز بالله‌ خلیفه‌ فاطمی‌ مصر، که‌ خلافت‌ او به‌ سال‌ 365 ه . ق‌ آغاز شد و در این‌ ایام‌ جوان‌ بود،  یعقوب‌ بن‌ کلس‌ را وزارت‌ داد و یعقوب‌ مردی‌ مدبر و دوستدارانش‌ بود و برای‌ خلیفه‌ جوان‌  دیوان‌ها را جمع‌آوری‌ کرد و علما را به‌ او نزدیک‌ کرد و گردآوری‌ کتب‌ را در پیش‌ او عزیز و  محبوب‌ ساخت‌ و غرفه‌های‌ ویژه‌ای‌ را در قصر خلیفه‌ مخصوص‌ این‌ کار ساخت‌ و آن‌ را  «خزانه`‌الکتب» نامید. مورخان‌ در عظمت‌ این‌ کتابخانه‌ گفته‌اند که‌ مثلا از کتاب‌ العین‌ خلیل‌ بن‌  احمد، سی‌ و چند نسخه‌ در آنجا وجود داشته‌ که‌ یکی‌ از آنها را به‌ خط‌ خود نوشته‌ بوده‌ است.(4)  در اندلس‌ نیز کتابخانه‌های‌ بزرگی‌ پدیدار گشت. از جمله‌ در قرطبه‌ خلیفه‌ اموی‌ اندلس‌  المستنصرین‌ الناصر معروف‌ به‌ حکم‌ ثانی‌ (وفات‌ 366 ه . ق) کتابخانه‌ عظیمی‌ تاسیس‌ کرد که‌  می‌گویند: در حدود چهارصد هزار جلد کتاب‌ داشت‌ و تنها فهرست‌ آن‌ بالغ‌ بر 44 مجلد می‌باشد.  حکم‌ برای‌ گردآوری‌ کتاب‌ و جلب‌ مولفان‌ نمایندگانی‌ از اندلس‌ به‌ بغداد و شام‌ و سایر بلاد شرقی‌  اسلامی‌ فرستاد. از جمله‌ ابوالفرج‌ اصفهانی‌ صاحب‌ کتاب‌ الاغانی، معاصر او بود و او مانند  الحکم، اموی‌ بود. پس‌ شخصی‌ پیش‌ ابوالفرج‌ فرستاد و خواهش‌ کرد که‌ به‌ جای‌ آن‌ که‌ پس‌ از  اتمام‌ کتاب‌ خود را به‌ نام‌ عباسیان‌ کند، به‌ نام‌ او کند و برای‌ این‌ کار هزار دینار زر به‌ او بخشید.(5)  گاهی‌ از نقل‌  و انتقالات‌ کتب‌ از جایی‌ به‌ جایی، وقایع‌ عجیبی‌ نقل‌ کرده‌اند، از جمله‌ گفته‌اند که‌  سلطان‌ مراکش‌ هنگام‌ عزیمت‌ از اندلس‌ کتابخانه‌ خود را که‌ نزدیک‌ به‌ 400  300 هزار کتاب‌ بوده‌  در کشتی‌ نهاد و به‌ مقصدی‌ روانه‌ ساخت. ولی‌ در راه‌ به‌ دست‌ دزدان‌ دریایی‌ افتاد و همین‌ کتابها  بعدا به‌ دست‌ فیلیپ‌ سوم‌ افتاد و هسته‌ مرکزی‌ کتابخانه‌ معروف‌ اسکوریال‌ شد. ‌

 برای‌ پی‌ بردن‌ به‌ عظمت‌ کتابخانه‌های‌ اسلامی‌ یک‌ نظر دقیقی‌ به‌ فهرست‌ کتابهای‌ علمی، فلسفی،  ادبی، کلامی‌ و دینی‌ در الفهرست‌ ابن‌ ندیم، طبقانت‌ الاطباء  ابن‌ ابی‌ اصیبعه، تراجم‌ الحکمای‌  ابن‌ القفطی‌ و الذریعه‌ آقابزرگ‌ طهرانی‌ و صدها کتاب‌ دیگر کفایت‌ می‌کند تا نشان‌ بدهد که‌ در آن‌  دوره‌ها چه‌ مایه‌ کتابها و کتابخانه‌ها نزد مسلمین‌ وجود داشته‌ است. ‌

 در سده‌های‌ بعدی‌ تاریخ‌ اسلامی‌ نیز این‌ شیوه‌ گردآوری‌ کتب‌ و ساختن‌ کتابخانه‌ همچنان‌ رایج‌  بوده‌ است. دوره‌ ایلخانیان‌ مغول، تیموریان، ترکمن‌ها و دولتهای‌ حکومت‌های‌ محلی‌ همگی‌ از  دوستداران‌ کتب‌ و دارای‌ ذوق‌ علمی‌ بودند. در زمان‌ هولاکو برای‌ بنای‌ رصدخانه‌ مراغه‌ و تاسیس‌  کتابخانه‌ اختیار همه‌ موقوفات‌ بلاد اسلامی‌ را در اختیار خواجه‌ نصیرالدین‌ طوسی‌ نهاد و خواجه‌  در رصدخانه‌ مراغه‌ کتابخانه‌ بزرگی‌ احداث‌ کرد و بنا به‌ فرمان‌ هولاکو کتابهای‌ بسیاری‌ که‌ از بغداد  و دمشق‌ و موصل‌ و خراسان‌ غارت‌ شده‌ بودند به‌ آن‌ کتابخانه‌ آورده‌ شد. خواجه‌ خود مامورانی‌ به‌  اطراف‌ بلاد می‌فرستاد که‌ هر جا کتب‌ علمی‌ یابند خریداری‌ کنند و برای‌ او بفرستند و در این‌  کارچندان‌ کوشش‌ داشت‌ که‌ به‌ عقیده‌ برخی‌ از مورخان‌ 400 هزار کتاب‌ در کتابخانه‌ مراغه‌  گردآمده‌ بود.(6)‌

 اما در شرایط‌ امروز در میان‌ مظاهر فرهنگی‌ و معنوی‌ که‌ از زندگانی‌ ماشینی‌ آسیب‌ دیده‌اند،  سقوط‌ کتاب‌ جای‌ تاسف‌ و تامل‌ بیشتری‌ دارد. در مقام‌ قیاس، کشورهای‌ دیگر آنچنان‌ شاهد  متروک‌ شدن‌ کتاب‌ نبوده‌اند که‌ ایران. ‌

 شوق‌ کتاب‌ خواندن‌ در جامعه‌ ما پیوسته‌ تحلیل‌ می‌رود. با وجود آن‌ که‌ رقم‌ باسوادان‌ دایما  افزایش‌ پیدا می‌کند و همه‌ ساله‌ عده‌ زیادی‌ برگروه‌ تحصیلکرده‌های‌ ما افزوده‌ می‌شود، چنان‌ به‌  نظر می‌آید که‌ وقتی‌ مردم‌ سوادی‌ در حد خواندن‌ و نوشتن‌ داشتند، کتاب‌ خواندن‌ وضع‌ بهتری‌  پیدا کند و قلمهای‌ بیشتری‌ در کار تالیف‌ و تصنیف‌ به‌ کار افتد و ناشران‌ در کار تالیف‌ کتاب‌ جد و  جهدی‌ از خود بروز دهند. درد کتاب‌ را در کشور ما «هفته‌ کتاب» و «نمایشگاه‌ کتاب» درمان‌  نمی‌کند و باید در پی‌ راه‌حل‌ موثری‌ بود. ‌

 به‌ دو علت‌ توسعه‌ فرهنگی‌ هنوز ضعیف‌ است‌ و از اولویت‌ خاصی‌ برخوردار نیست. ‌

 از طرفی‌ فرهنگ‌ بیش‌ از پیش‌ به‌ صورت‌ امری‌ هنری‌ و تفریح‌ و سرگرمی‌ درآمده‌ و از طرف‌ دیگر با  وجود این‌ که‌ می‌پذیرند که‌ توسعه‌ فرهنگی‌ مربوط‌ به‌ همگان‌ و تحقق‌ آن‌ بر عموم‌ مردم‌ است‌ اما  غالبا آن‌ را از مسوولیت‌های‌ دولت‌ می‌دانند. ‌

 برای‌ توسعه‌ فرهنگ، نخست‌ باید از آفرینندگان‌ هنر و فرهنگ‌ حمایت‌ کرد و در این‌ میان‌ شعرا، در  ایران‌ جایی‌ خاص‌ و مقامی‌ شامخ‌ و ممتاز دارند. در واقع‌ هر جا انسان‌ ایرانی‌ در مقابله‌ با مصائب‌ و  بلایای‌ تاریخ‌ عاجز بوده، شعر و تنها شعر بوده‌ است‌ که‌ قیام‌ کرده‌ است‌ و هر جا کلام‌ منشور از  ستیزه‌ با چالشگران‌ و چپ‌اندازان‌ زمانه‌ بازمانده‌ تنها شعر بوده‌ که‌ واقعیت‌ را به‌ کلمه‌ و کلمه‌ را به‌  تاریخ‌ دوخته‌ است. ‌

 پا‌نوشت‌ها: ‌

 1. ابن‌ اثیر، الکامل، 10/ 146  145، وقایع‌ سنه‌ 277، یاقوت، معجم‌ البلدان، 1/799.‌

 2. جرجی‌ زیدان، تاریخ‌ التمدن‌ الاسلامی، 3/222.‌

 3. زهدی‌ حسن‌ جارالله، المعتزله، 27، 65، 264، قاهره‌ 1366 / 1974.‌

 4. مقریزی، الخیط، 1/8-4-49.‌

 5. ابن‌خلدون، تاریخ‌ 6/146/147.‌

.. -O.Pinro - Lebiblioteche DegLiArabi 6

دکتر مهناز شایسته‌فر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها