در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تا به حال تصور کردهاید که اگر از جمعیت 12 میلیونی تهران دست کم 2 میلیون نفر در اثر زلزله کشته شوند و آواربرداری از روی اجساد ماهها به طول بینجامد، بوی تعفن شهر را میگیرد و خطر شیوع انواع بیماریهای واگیردار، بازماندگان و بخصوص مصدومان را تهدید میکند؟ به گرسنگی و انتظار طولانی و کشنده بازماندگان برای رسیدن غذا و کمکهای اولیه فکر کرده اید؟ همه اینها یک کابوس دلهرهآور است که دیر یا زود در تهران به وقوع خواهد پیوست اما همیشه راههایی هست که از تلخی یک کابوس بکاهد و شاید چرایی بهوجود آمدن پایگاههای پشتیبانی و مدیریت بحران در تهران هم یکی از آن راهها باشد.
بعد از زلزله پنجم دی ماه سال 1382 آخرین ذهنیتهای آزرده از زلزله قزوین پاک شده بود و کمتر کسی درباره مقاومسازی ساختمانها، ایمنسازی معابر شهری و در یک کلام آمادگی برای شرایط بحرانی سخن میگفت.
تقریبا مردمی که شهرشان روی گسلهای زلزله بنا شده بود دغدغه، نگرانی و هراس را از خود دور کرده و ظاهرا با آرامش کار و زندگی عادی خود را از سر گرفته بودند و اگر هم کارشناسی فریاد برمیآورد چندان جدی گرفته نمیشد و از نغمههای هشدار آفرین و فریادهای خاموش کسی تاثیر نمیگرفت.
همه چیز مهیا شده بود تا فریاد در سکوت زمین سربرآورد و در یک لحظه بم تاریخی را، بم ایستاده بر کویر را و بم محروم از خدمات را به یک باره از نقشه جغرافیا پاک کند، چرا که تاریخ و دست نوشتههای تاریخی در قالب ضربالمثل گفته اند زلزله زمانی میآید که فراموش شده باشد.
ایران یکی از کشورهایی است که روی کمربند زلزله قرار گرفته و علاوه بر این به سبب موقعیت جغرافیایی، استعداد پذیرش انواع سیلهای فصلی و بنیان کن را دارد. از دیگرسو فاصله کشور پهناور ایران با استانداردهای پیشگیرانه در جهان، این امکان نامبارک را برای این کشور فراهم کرده است که در زمان حوادث غیرمترقبه و بلایای طبیعی قدرت دفاعی لازم برای کاهش خسارات را نداشته باشد.
همین دلایل پیش گفته کافی است که اگر در هر نقطه از کشور، سیل، زلزله و حوادث پیشبینی نشده رخ دهد خسارتهای غیرقابل جبرانی را روی دست مسوولان، دستاندرکاران و سیاستگذاران بگذارد.
از اینرو ضرورت دارد تدابیر پیشگیرانه و تجهیزات و امکانات روزآمد به کمک شبکه امدادرسانی بیاید تا اگر روزی که آن روز برای ما مشخص نیست زلزله و سیل ویرانگر همانند یک میهمان ناخوانده مجوز ورود پیدا کرد، بتوانیم از میزان خسارتهای احتمالی بکاهیم.
اما پرسش اساسی اینجاست که اگر روزی همان زلزله ای که کارشناسان همواره خطر وقوع آن را در تهرانی که هر لحظه و هر ساعت دور از انتظار نمیدانند رخ دهد آیا مسوولان راههای برون رفت از این بحران را اندیشیدهاند؟ آیا آمادگی لازم برای مقابله و رویارویی در شرایط بحران را بهدست آوردهاند؟
طرح یک سوال؟
براستی چگونه زلزلهای در توکیوی ژاپن میآید و تنها قربانی آن مرد سالمندی است که حین فرار و برخورد با یک جسم سخت جان میبازد، اما در گسترهای از ایران مانند منطقه کویری بم با وقوع زلزلهای با قدرت کمتر از 7 ریشتر بیش از 40 هزار نفر جان خود را از دست میدهند.
پاسخ این پرسش بسیار ساده است؛ آمادگی نداشتن برای رویارویی و تصمیمگیری سریع و بموقع در مواقع بحران که موجب میشود تلفات و زیانهای مالی و جانی ناشی از بلایایی همچون زلزله در کشورهای مختلف اینقدر با یکدیگر متفاوت باشد.
شاید طرح همین مساله موجب شد براساس مصوبات طرح جامع امداد و نجات کشور و مصوبات شورای اسلامی شهر تهران که در آن توسعه و عملیاتی کردن سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران مورد تاکید قرار گرفته، برای آمادگی بیشتر در مقابله با حوادث و آشکار شدن ضعفها و نواقص با حضور سازمانهای عضو ستاد مدیریت بحران شهر تهران، هر ساله مانور مدیریت شهر تهران به اجرا در آید و در واقع اجرای این مانور، اهرم اجرایی برای ارزیابی عملکرد این سازمانها و بازنگری در شرح وظایف و تقسیمات کاری آنهاست.
هدف از تشکیل ستاد مدیریت بحران این است که گردش صحیح اطلاعات و هماهنگی بین نیروهای عملیاتی سازمانهای مختلف و هدایت فعالیتهای امدادرسانی تحت یک فرماندهی واحد انجام شود.
در کنار اقداماتی همچون تشکیل ستاد مدیریت بحران، متشکل از سازمانها و نهادهای اجرایی خدمات رسان مرتبط با امور شهری، ایجاد پایگاههای پیشگیری و مدیریت بحران در سطح شهر تهران که بتوان از آن در شرایط اضطرار و بحران به عنوان ستاد و مراکزی برای استقرار مسوولان خدماتی هر منطقه به منظور امکان خدمات رسانی سریع و بدون اتلاف وقت به حادثه دیدگان بهره گرفت از دیگر اقداماتی است که طی چند سال اخیر در دستور کار سازمان مدیریت بحران شهر تهران قرار گرفته و قرار است در صورت رضایتبخش بودن عملکرد این پایگاهها در شرایط بحران، برنامهریزیهای لازم برای احداث تعداد بیشتری از این پایگاهها در سایر استانهای در معرض خطراتی همچون سیل و زلزله انجام شود.
آشنایی با کارکرد پایگاههای پیشگیری و مدیریت بحران در شرایط بحران موجب شد تا به فاصله چند روز پس از برگزاری هفتمین مانور مدیریت بحران شهر تهران به یکی از این پایگاههای شهر تهران سری بزنیم.
در منطقه 12 شهر تهران و در میان شلوغی و ازدحام بازار و ترافیک در هم پیچیده خودروها، وجود ساختمانی بسیار شیک و تمیز با ترکیب دو رنگ کرم و قهوه ای در ضلع جنوب شرقی میدان امام خمینی ترکیبی کاملا نامتجانس را با بافت فرسوده و قدیمی میدان ایجاد کرده که در نگاه اول توجه هربینندهای را به خود جلب میکند. ساختمانی با 6 در اصلی که هر از آنها به یکی از خیابانهای اطراف محدوده میدان امام راه دارد.
با عبور از در آهنی ساختمان، محوطه نسبتا وسیعی که بیشباهت به یک پارک کوچک نیست خودنمایی میکند، تلاش باغبان پیری که مشغول کاشت تعدادی گیاه در میان خاکهاست نشان میدهد که قرار است این محوطه بتدریج به فضای سبز تبدیل شود.
در بخش دیگری از حیاط پایگاه، محوطه نسبتا وسیعی پوشیده از سنگفرش تعبیه شده که محل استقرار بالگرد برای شرایط اضطراری و به منظور امدادرسانی در مواقع بحران است.
همچنان که کنجکاوی ما برای سرک کشیدن به قسمتهای مختلف محوطه پایگاه همچنان ادامه دارد، مهندس احمد قاسمی، دبیر ستاد مدیریت بحران منطقه 12 که قرار است راهنمای ما در بازدید از این پایگاه پشتیبانی و مدیریت بحران باشد، به استقبالمان میآید.
او ابتدا برای اینکه تا حد زیادی قضیه را برایمان روشن کند، به تشریح سلسله مراتب مدیریت بحران در کشور میپردازد و میگوید: هم اکنون یک سازمان مدیریت بحران در وزارت کشور وجود دارد که رئیس جمهور، رئیس این سازمان و وزیر کشور جانشین او در این سازمان است.
در استانهای کشور نیز استاندار و در شهرستانها فرماندار به عنوان رئیس ستاد مدیریت بحران تعیین شدهاند؛ اما در تهران این وظیفه به عهده شهردار تهران قرار داده شده و در واقع شهردار رئیس ستاد مدیریت بحران شهر نیز است.
شهرداران مناطق نیز به عنوان رئیس ستاد مدیریت بحران مناطق تعیین شدهاند، در عین حال هر ناحیه نیز یک ستاد مدیریت بحران دارد که شهرداران نواحی رئیس ستاد هر ناحیه محسوب میشوند و در واقع ستاد بحران هر ناحیه رابط بین ستاد مدیریت بحران منطقه و مردم هستند که در صورت بروز هر گونه حادثهای ضمن کنترل و گزارش لحظه به لحظه وضعیت ناحیه شامل میزان خسارات وارده و آسیبدیدگیها و نیروهای مورد نیاز با ستاد مدیریت بحران منطقه که در پایگاه پیشگیری و مدیریت بحران آن منطقه مستقر هستند ارتباط تنگاتنگ دارند.
مدیریت بحران با 30 صندلی پر
با مهندس قاسمی وارد اتاقی میشویم که روی درش نوشته شده اتاق بحران. این اتاق که بیشتر به سالن کنفرانس شباهت دارد، شامل یک سالن بزرگ با چندین ردیف صندلی روبهروی هم است که روی میز و در کنار هر صندلی یک دستگاه گوشی تلفن و سیستم صوتی بدون بیسیم قرار داده شده، در دو طرف سالن دو دستگاه تلویزیون ال سی دی بزرگ به نحوی نصب شده است که امکان دیدن تصاویر پخش شده از مانیتورها برای تمام حاضران وجود داشته باشد. همچنین روی یکی از دیوارها تعدادی نقشه که هر یک از آنها به طور مجزا اطلاعات مربوط به هر یک از نواحی منطقه را نشان میدهد، نصب شده است.
مهندس قاسمی در توضیح کارکرد اتاق بحران برایمان میگوید که این اتاق محلی برای جمع شدن فرماندهان و روسای سازمانهای مسوول در هر منطقه است که هنگام بروز حوادث در پایگاه مدیریت بحران هر منطقه جمع میشوند ، در این شرایط هر مسوول به وسیله تلفن روی میزش مدام با واحدهای سیاری که در سطح منطقه حضور دارند در ارتباط است و در جریان اوضاع شامل میزان خسارت وارده ، تعداد آسیب دیدگان ، اینکه جایی آتش سوزی رخ داده یا پلی سقوط کرده یا تعدادی خودرو با یکدیگر برخورد کردهاند، قرار میگیرد و در صورت نیاز برای کمک از طریق دستگاه بی سیم اکیپی از نیروها را به محل اعزام میکند.
همچنین سیستم ارتباطی این اتاق به گونه ای طراحی شده که تصاویر تمام دوربینهای نصب شده در تقاطعها و خیابانهای سطح شهر به طور مستقیم با اتاق بحران لینک شده و این امکان برای حاضران وجود دارد که از طریق تلویزیون ال سی دی بزرگ این اتاق بتوانند وضعیت نقاط مختلف شهر را زیر نظر بگیرند.
به گفته قاسمی در واقع اتاق بحران این فرصت را به مسوولان دستگاههای اجرایی میدهد که در صورت نیاز به هماهنگی با یکدیگر، بدون اینکه ساعتهای طولانی وقت را صرف انجام هماهنگیهای لازم کنند، در همین مکان هماهنگی و همکاری لازم را با یکدیگر انجام دهند؛ به طور مثال در شرایط بحران مانند وقوع زلزله اگر در یک خیابان ساختمانی نیز آتش گرفته باشد، ضمن اعزام نیروهای آتشنشانی به محل حادثه، از آنجا که باید به آسیبدیدگان امداد رسانی شود از همانجا درخواست نیاز نیروهای هلالاحمر و اورژانس نیز مطرح میشود که فرمانده آتش نشانی در اتاق بحران نیاز به آمبولانس و نیروهای امدادی برای کمک به آسیبدیدگان را با روسای اورژانس و هلالاحمر در میان میگذارد و هر یک از آنها نیز ضمن ابلاغ به نیروهای تحت خدمت خود نزدیکترین اکیپ کمکی را به محل حادثه اعزام میکنند.
به این ترتیب جمع شدن مسوولان هر یک از سازمانهای خدمات رسانی در شرایط بحران در کنار یکدیگر، ضمن سرعت بخشیدن به کارها از تلف شدن زمان نیز جلوگیری میکند.
وجود بیش از 30 صندلی که در چند ردیف به صورت روبهروی هم قرار گرفته، این پرسش را در ذهن مطرح میکند که آیا واقعا قرار است تمام این صندلیها در مواقع بروز بحران از اعضای حاضر در ستاد مدیریت بحران پر شود و یا وجود آنها فقط حالت دکوری برای این اتاق دارد اما دبیر ستاد بحران منطقه 12 با تاکید بر اینکه قرار گرفتن حتی یک صندلی در این اتاق کاملا حساب شده است ، میگوید: تعداد سازمانهای شرکتکننده در مانورهای مدیریت بحران زیاد و برای هریک از آنها برنامهریزی و کارکردی تعریف شده است که این سازمانها و شرکتهای حاضر در ستاد مدیریت بحران شامل وزارت کشور، استانداری (ستاد حوادث غیر مترقبه استان)، فرمانداری (ستاد حوادث و سوانح غیرمترقبه شهرستان )، شهرداری مرکز استان (معاونتها، سازمانها و مناطق)، وزارت بهداشت، جمعیت هلال احمر، سازمان آتش نشانی، مرکز اورژانس، سازمان بهزیستی، فرماندهی نیروی انتظامی، راهنمایی و رانندگی، شرکت مخابرات، شرکت برق منطقهای، شرکت گاز منطقهای، شرکت آب و فاضلاب، نیروی مقاومت بسیج و نیروهای نظامی از جمله ارتش و سپاه میشوند که هر یک از آنها نمایندهای را برای حضور در جلسات ستاد مدیریت بحران تعیین کردهاند.
به اعتقاد وی، در واقع حضور نمایندگانی از هر سازمان و نهاد مسوولی که در شرایط بحران به نوعی به خدمات رسانی آنها نیاز است در این اتاق کمک میکند تا سرعت عمل در خدمات رسانی و انجام امور و جلوگیری از اتلاف وقت و در یک کلام تحقق مدیریت واحد که همواره یکی از اصول مورد تاکید در شرایط بحران است، جامه عمل به خود بپوشد.
شهر از دریچه چشم دوربینها
اتاق پردازش، یک اتاق پر از انواع و اقسام سیمها و کابلهای رنگارنگ باریک و ضخیم درون یک محفظه شیشهای است که اطلاعات و تصاویر دریافتی از طریق دوربینهای نظارت تصویری سطح شهر را پس از پردازش به روی مانیتورهایی که در اتاق بحران است نمایش میدهند.
در طبقه همکف همچنان که پلهها را طی میکنیم، به سالن تجهیزات میرسیم. این سالن ما را به یاد سالنهای بزرگ ورزشی در ورزشگاهها میاندازد. سالن تجهیزات روشن و نورگیر است، اما کاملا خالی از هرگونه وسیلهای، بهطوری که هنگام صحبت کردن صدا در آن پخش میشود.
سقف سالن به حدی بلند است که اگر چندین نردبان را روی هم بگذاریم، هنوز هم تا سقف فاصله داریم. سیستم تهویه هوا در قسمتهای مختلف سقف نصب شده و در دو قسمت نیز سیستمهای سرمایشی و گرمایشی تعبیه شده است.
از قاسمی میپرسیم چنین محوطه وسیعی که در شرایط عادی بلااستفاده مانده آیا در شرایط بحران کارایی خواهد داشت و او تاکید میکند که قطعا چنین است. این سالن بزرگ فضای مناسبی است که در شرایط بحران بتوان از آن کاربردهای گوناگونی گرفت، از جمله اینکه میتوان آن را تبدیل به محلی برای استقرار بیمارستان سیار کرد یا زخمیها ، آسیبدیدگان و حتی خانوادههایی که در اثر حادثه بیخانمان شدهاند را در این سالن مستقر کرد اما توجه داشته باشید فقط در شرایط بحران میتوان این کاربری را از چنین سالنی گرفت.
به گفته قاسمی، البته تعداد دیگری از پایگاههای پشتیبانی مدیریت بحران در شرایط عادی کاربرد سولههای ورزشی برای بانوان را نیز پیدا میکنند که سالنهای ورزشی الزهرا در برخی مناطق از این دست هستند، اما برخی از پایگاهها از جمله این پایگاه چنین کاربریای در شرایط عادی ندارد و باید برای استفاده سریع در شرایط بحران دارای این فضای خالی باشد.
صحنه جالبی که در بخشی از سالن توجهمان را جلب میکند، وجود اتاقکهایی است که به صورت کابینهای جداگانه تعبیه شده و وقتی به داخل هریک از آنها سرک میکشیم، از دیدن دوشهای حمام و همچنین اتاقهایی با تختهای تاشو متعجب میشویم. بلافاصله از قاسمی میپرسیم چه ضرورتی برای احداث حمام و اتاقهایی با تختخواب در یک پایگاه پیشگیری و مدیریت بحران وجود دارد و او در پاسخ میگوید: چرا فکر میکنید که در صورت وقوع بحران این شرایط تنها یک روز طول خواهد کشید؟ چه بسا ممکن است در شرایط واقعی عملیات پشتیبانی و مدیریت بحران تا بازگشت به شرایط عادی گاه تا چندین روز یا حتی چند هفته به طور 24 ساعته به طول بکشد و لازم باشد مسوولان مستقر در ستاد بحران هر منطقه تمام مدت شبانهروز را اینجا مستقر باشند. به همین سبب باید حداقل امکانات اولیه برای حضور دائمی این افراد همچون سرویسهای بهداشتی متعدد، حمام و اتاقهایی برای استراحت هرچند کوتاه آنها در پایگاه وجود داشته باشد.
از شیر مرغ تا جان آدمیزاد
در یک گوشهای از سالن دری قرار گرفته که روی آن نوشته شده سالن تجهیزات. این سالن اگرچه کوچکتر از سالن قبلی است، اما در نوع خود بسیار جالب توجه است. اینجا همه چیز وجود دارد و شاید مثال از شیر مرغ تا جان آدمیزاد مصداق این اتاق باشد. اولین تصویری که با ورود به اتاق توجهمان را به خود جلب میکند، اتاقی نسبتا خنک و تقریبا نیمهتاریک پر از قفسههای متعدد چند طبقه و داخل هریک از قفسهها پر از ابزار و وسایلی است که از هر کدام از آنها چندین دست در قفسهها نگهداری میشود.
برخی از این وسایل و تجهیزات عبارتند: از ژنراتور برق اضطراری، چراغقوه دستی شارژدار و باتریای، بلندگوی دستی، جک خودروی سنگین، طناب ابریشمی، قیچی فولادبر دستهبلند، اره آهنبر با قاب ضخیم همراه با تیغه اضافی، آچار شلاقی دستهبلند، جعبه ابزار، میلههای فسفری نورافشان، سیم رابط قرقرهای، پمپ آب لجنکش، کپسول اطفای حریق، نردبان آلومینیومی، ظروف 4 لیتری سفید پلاستیکی، نردبان آلومینیومی کشویی، بیلچه امدادی تاشو، کلنگ امدادی دسته کوتاه، دلو پلاستیکی، کلاه ایمنی، کفش ایمنی ساقدار، عینک ایمنی کارگاهی، ماسک پارچهای فیلتردار، چادر امدادی، چادر گروهی 12 نفره برزنتی، برانکارد تاشو، مشمع نایلونی، پتوی یکنفره، اسپری رنگ فسفری نارنجی، لامپ 100 وات، کابل برق تکفاز، دستکش کار، دیلم، باتری بلندگو و چراغقوه، گالن فلزی نگهدارنده بنزین و موتورسیکلت از جمله تجهیزات موجود هستند.
در بحث مقاومپذیری سازه هریک از پایگاههای پشتیبانی مدیریت بحران در برابر زلزلهای با قدرت 12 MMI مقاوم است.
تقریبا به هر اتاقی سرک کشیدهایم و تا جایی که ممکن بوده، از مهندس قاسمی توضیح خواستهایم و تقریبا دیگر جایی نمانده که ندیده باشیم اما او تاکید میکند که هنوز در محوطه حیاط بخشهایی مانده که لازم است آنها را هم با دقت ببینیم.
در گوشهای از محوطه حیاط اتاقک کوچکی تعبیه شده که به گفته قاسمی، محل استقرار دستگاههای دریافت و پردازش اطلاعات مربوط به سازمانهای هواشناسی و شرکت کنترل کیفیت هواست که در شرایط بحرانی قطعا اطلاع از وضعیت سرما یا گرمای هوا و درجه حرارت و آلودگی آن برای برنامهریزی بهمنظور رسیدگی به وضعیت حادثهدیدگان، آواربرداری و یا اسکان موقت ضروری به نظر میرسد.
در قسمت انتهایی محوطه چیزی شبیه به یک زیرگذر تعبیه شده که وقتی کمی نزدیکتر میشویم، حدسمان کاملا درست از آب درمیآید. اینجا یک پناهگاه برای شرایط اضطراری طراحی شده که طول آن تا خیابانهای ناصرخسرو و محدوده بازار ادامه مییابد و میتوان در مواقع بحران از این زیرگذر کاراییهای مختلفی گرفت که مهمترین آن استفاده به عنوان محلی برای اسکان موقت خانوادههای بیخانمان و آسیبدیدگان در هنگام بروز حوادثی همچون زلزله و حملات هوایی است.
مانورهای مدیریت بحران
سازمان مدیریت بحران شهر تهران موظف است هر ساله حداقل یک مانور مدیریت بحران را با مشارکت کلیه مناطق 22گانه شهرداری تهران و سازمانهای مسوول مدیریت بحران شهر تهران با مشارکت نیروهای داوطلب آموزشدیده و با همکاری شهرها و استانهای معین شهر تهران برگزار کند. در این ارتباط تمامی مناطق باید با سازمان مدیریت بحران شهر تهران همکاری کنند.
در این سیستم با فرض وقوع زلزله فرضی، یک تیم ارزیابی خسارت از کارشناسان چندین سازمان مسوول مدیریت بحران شهر تهران تشکیل میشود، این تیم براساس سناریوی از پیش تعیینشده به محض اعلام وقوع زلزله فرضی از سوی ستادهای مدیریت بحران مناطق به عازم محلهای فرضی وقوع حادثه میشوند و با ارسال گزارشهای مرتبط با وظایف ذاتی سازمان خود به اطلاعرسانی نوع و میزان خسارات مالی و جانی اقدام میکنند.
ایجاد آمادگی بیشتر برای مقابله با بلایای طبیعی و کنترل آنها، مشخص کردن نقاط ضعف برنامهریزیهای ارائهشده، بهبود بخشیدن به هماهنگی بین سازمانهای مسوول، روشن نمودن نقشها و مسوولیتها، اطمینان یافتن از قابلیتهای اجرایی طرح، استحکام بخشیدن همکاری بین سازمانهای مدیریت شهری و نشان دادن کاربرد سیستم جامع مدیریت بحران در شهر از جمله اهدافی است که در اجرای مانورهای زلزله پیگیری میشود.
98 پایگاه چند منظوره مدیریت بحران
برای نخستین بار فکر احداث 120 پایگاه پشتیبانی مدیریت بحران شهر تهران در 120 ناحیه این شهر پس از زلزله بم و در 15 دی 1382 در جلسه اضطراری ستاد مدیریت بحران شهر تهران مطرح و به تصویب رسید و از ابتدای سال 1385 برنامه تکمیل ساختمان هر پایگاه و تجهیز آن به امکانات مورد نیاز آغاز شد.
مدیر روابطعمومی سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران با اشاره به احداث 98 پایگاه مدیریت بحران شهر تهران از مجموع 115 پایگاه در دست احداث میگوید: بخشی از آنها پایگاههای چند منظوره مدیریت بحران هستند، به این معنا که در شرایط عادی سالن اصلی این پایگاهها برای سوله ورزشی بانوان اختصاص یافته است که هماکنون در سطح شهر به عنوان ورزشگاههای الزهرا شناخته میشود و در عین حال از بخشهای دیگر این پایگاه به عنوان مکانهای دپو یا ذخیره وسایل و تجهیزات امداد و نجات و همچنین استقرار ایستگاههای اورژانس شهر تهران استفاده میشود.
رامین رادنیا با بیان اینکه بخش دوم شامل پایگاههای ویژه پشتیبانی مدیریت بحران با 22 پایگاه در سطح شهر تهران است که این پایگاهها به هیچوجه کاربرد ورزشی ندارند و در شرایط عادی و اضطراری از کارکرد مدیریت بحران برخوردارند، ادامه میدهد: 22 پایگاه در 22 منطقه شهر تهران یعنی هر منطقه ستاد فرماندهی مدیریت بحران خود را در این پایگاه مستقر کرده و در سالن اصلی هرکدام از این پایگاههای ویژه نزدیک به 30 تا 40 درصد فضا به ذخیره 52قلم وسایل و تجهیزات ساده تا تخصصی امداد و نجات مجهز هستند که از وسایل سادهای مانند چراغقوه و بیل و کلنگ گرفته تا وسایل پیشرفتهتری مانند موتورهای برق، دستگاههای بتونبر و برانکارد را شامل میشود.
خطر وقوع زلزله در کشور و بیش از همه در تهران همواره جدی است و احداث پایگاههای پشتیبانی مدیریت بحران در پایتخت دیر آغاز شد و اهمیت و لزوم ایجاد چنین پایگاههایی با کاراییهای ویژه در شرایط بحران با تاخیر زمانی بسیار برای مسوولان و متولیان امر آشکار شد اما میتوان امیدوار بود که ایجاد چنین پایگاههایی اگرچه نمیتواند از خطرپذیری شهر تهران در برابر وقوع زلزله و پیامدهای ناگوار آن کم کند، اما میتواند به عنوان پایگاههای پشتیبانی کننده و حمایتگر که فرماندهی ستاد عملیات امداد و نجات در مواقع بحران را سرعت و مدیریت میبخشد عمل کند و به عنوان حلقهای از زنجیره مدیریت شرایط بحران نقش تاثیرگذاری داشته باشد.
پوران محمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: