گفتگو با یک زن مجرم

شوهرم مرا معتاد کرد

زمانی که ربابه به تهران آمد تا زندگی مشترک را با شوهرش آغاز کند و فکر میکرد خوشبختترین زن روی زمین خواهد شد، اما این اتفاق نیفتاد و سیاهی تنها چیزی بود که بخت ربابه با خود داشت. او اکنون به جرم مصرف و حمل مواد مخدر دستگیر شده است. گفتگوی کوتاهی با این زن انجام داده‌ایم که می‌خوانید.
کد خبر: ۲۲۲۹۸۷

به چه جرمی دستگیر شدی و چه مدتی است که بازداشت هستی؟

به جرم مصرف و حمل مواد مخدر دستگیرم کردند، 2 ماه پیش زندانی شدم و هنوز محاکمه‌ام نکرده‌اند تا بدانم چه مدت باید در زندان بمانم.

سابقه‌ای هم داری یا بار اول است که دستگیر شدی؟

پیش از این به جرم مصرف مواد دستگیر و مدتی زندانی شده بودم، اما آزاد شدم. در زندان مصرف مواد را ترک کردم، اما همین‌که بیرون آمدم از سر گرفته شد.

چرا به مواد مخدر روی آوردی؟

من مصرف مواد را از شوهرم یاد گرفتم. تا قبل از ازدواجم از شکل مواد هم می‌ترسیدم، اما همین‌که ازدواج کردم تریاک مثل نقل و نبات در خانه‌ام فراوان شد و کم‌کم به سمت مواد روی آوردم. با شوهرم پیش می‌رفتم، وقتی او از تریاک به هروئین رسید من هم هروئینی شدم.

شوهرت از این‌که تو مواد مصرف می‌کنی ناراحت نبود؟

او خودش مصرف مواد را به من توصیه کرد. به خاطر این‌که دچار بیماری عصبی بودم و همیشه سردرد داشتم به من توصیه کرد برای تسکین دردم تریاک مصرف کنم. کم‌کم مصرفم بالا رفت و دیگر کار به جایی رسید که به اتفاق شوهرم پای منقل می‌نشستم و تا زمانی که مواد تمام نمی‌شد، بلند نمی‌شدم. تریاک به طور موقتی دردم را تسکین می‌داد اما وقتی نشئگی از سرم می‌پرید دوباره درد به سراغم می‌آمد.

چطور شد که به هروئین اعتیاد پیدا کردی؟

مصرف تریاک دیگر جواب نمی‌داد، نه من ونه شوهرم به چیزی قوی‌تر احتیاج داشتیم و به ما هروئین را پیشنهاد دادند. یک‌بار که مصرف کردیم دیگر هروئین دوای دردمان بود و کمتر تریاک استفاده می‌کردیم.

هزینه مصرف مواد را چطور تامین می‌کردید؟

اوایل شوهرم کار می‌کرد، بعد که وضعیتش وخیم شد و دیگر نمی‌توانست کار کند وسایل خانه را فروختیم. وقتی دیگر وسیله‌ای برای فروش نداشتیم شوهرم دزدی می‌کرد، من هم همین‌طور از خانه اقوام پول برمی‌داشتم؛ این تنها راه ما بود. مدتی بعد دیگر فامیل هم ما را طرد کردند و تنها شدیم. خانه را فروختیم، پولش زیاد بود و سال‌ها مواد مصرفی را تامین کرد، بعد هم که جرائم مختلف مرتکب می‌شدیم.

با شوهرت چطور آشنا شدی؟

شوهرم از همشهری‌های ما بود، به خواستگاری من آمد و ازدواج کردیم. در آن زمان من فقط 16 سال داشتم و حالا که 30 ساله‌ام متوجه می‌شوم چه اشتباهی کرده‌ام و چطور خودم را به نابودی کشاندم.

شوهرت را قبل از ازدواج هم می‌شناختی؟

او را دیده بودم و دلم می‌‌خواست همسر آینده‌اش باشم، جوان جذابی بود. من همیشه فکر می‌کردم با او خوشبخت خواهم شد. شهرستانی که ما زندگی می‌کردیم دختر و پسر قبل از ازدواج همدیگر را نمی‌دیدند و اگر کلامی با هم صحبت می‌کردند، خون به پا می‌شد. من هم از ترسم هیچ وقت به پسر مورد علاقه‌ام نزدیک نمی‌شدم اما می‌دانستم چه ساعتی از سر کار بر می‌گردد و هر روز به بهانه‌ای سر راهش قرار می‌گرفتم. او خاطرخواه زیاد داشت و من برای رسیدن به وی باید از رقیبان زیادی پیشی میگرفته و بالاخره موفق شدم.

چرا در این سال‌ها که با هم زندگی کردید بچه‌دار نشدید؟

شوهرم توانایی بچه‌دار شدن نداشت. می‌خواستیم این مشکل را درمان کنیم اما وقتی هردو به مصرف مواد معتاد شدیم دیگر به چیزی جز مواد مخدر فکر نمی‌کردیم.

خانواده‌ات با این که تو و شوهرت مواد مصرف می‌کنید مشکلی نداشتند؟

آنها خیلی سعی می‌کردند به ما کمک کنند، حتی مادرم چندین‌بار مرا در مرکز ترک اعتیاد بستری کرد اما من باز هم به سمت مواد رفتم. وقتی ناامید شد چاره را در جدایی من از شوهرم دید. من شوهرم را دوست داشتم و این کار را نکردم. بعد از مدتی هم خانواده مرا طرد کرد و ما تنها شدیم.

شوهرت هم بعد از ازدواج معتاد شد؟

او از قبل مواد مصرف می‌کرد اما کاملا تفننی، وقتی دید که من هم مواد مصرف می‌کنم، دیگر تلاشی برای ترک مواد نکرد و حتی مصرفش را هم بالا برد.

خانواده‌ شوهرت به شما کمکی نمی‌کرد؟

برادران شوهرم همگی به مصرف مواد اعتیاد داشتند. به همین خاطر هم نمی‌توانستند مخالفتی با ما داشته باشند. پدر و مادرشوهرم هم فوت کرده بودند و نبودند که کمکی به ما بکنند.

گفتی تو را به جرم مصرف و حمل مواد مخدر بازداشت کردند، آیا توزیع‌کننده مواد هم هستی؟

نه، این طور نیست. من مواد خریده بودم برای این که با شوهرم مصرف کنم. آن مواد به اندازه‌ای نبود که بخواهم به کسی بفروشم.

حالا که زندگی‌ات را تباه‌شده می‌بینی، چرا برای بازسازی آن تلاش‌‌نمی‌کنی؟

بازسازی زندگی‌ای که تکه تکه شده کار آسانی نیست، اما تصمیم دارم پس از این که از زندان آزاد شدم این کار را بکنم، اما توصیه می‌کنم، هموطنانم و هم‌جنسانم مراقب زندگی خود باشند و اسیر وسوسه‌های شیطانی نشوند تا چون من گرفتار دربه‌دری نگردند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها