در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از سویی کارآگاهان در محل حادثه مقدار زیادی آلات قمار کشف کردند که نشان میداد درگیری احتمالا بر سر قمار رخ داده است. این فرضیه پلیس در تحقیق از بازداشتشدگان مورد تایید قرار گرفت، چرا که یکی از دستگیرشدگان به پلیس گفت، ساعاتی قبل از قتل در خانه شاهرخ چه گذشته است، وی گفت: من و شاهرخ از دوستان قدیمی بودیم و هر چند وقت یکبار همدیگر را میدیدیم. روز حادثه شاهرخ را در خیابان دیدم و به من پیشنهاد داد برای قماربازی به خانهاش بروم. من هم قبول کردم و گفتم بهتر است تنها نباشیم و 2 نفر دیگر هم در این بازی با ما شریک باشند. شاهرخ با 2 نفر از دوستانمان تماس گرفت و آنها را دعوت کرد. همه ما در خانه جمع شده بودیم و داشتیم قماربازی میکردیم که من پیشنهاد دادم چند نفر دیگر را هم دعوت کنیم.
متهم افزود: شاهرخ مخالفت کرد و گفت بهتر است دور اول بازی تمام شود، اگر خواستیم باز هم بازی کنیم و دوستان دیگر را دعوت میکنیم. من هم قبول کردم. بازی ما خیلی هیجان پیدا کرده بود و به همین خاطر شاهرخ گفت چه بهتر که حالا بچهها را خبر کنیم. من 3 نفر از دوستانم ازجمله کامبیز را دعوت کردم وقتی آنها آمدند بازی ما ادامه پیدا کرد.
چندین ساعت بازیمان را ادامه دادیم تا این که پولهایمان تمام شد. بیشترین پول را کامبیز برداشته و این مساله باعث شده بود که شاهرخ عصبانی شود.
وی گفت: درگیری اول به صورت لفظی بود، اما یکدفعه کامبیز به سمت شاهرخ حمله کرد. من آنقدر ترسیده بودم که اصلا نمیدانستم باید چه کنم. بچهها هم دو دسته شده بودند. عدهای از شاهرخ حمایت میکردند و عدهای هم از کامبیز. این درگیری آنقدر شدید شد که شاهرخ چاقویی برداشت و به طرف کامبیز حمله کرد.
کامبیز هم چاقو کشید و در برابر هم قرار گرفتند. آنها گلاویز شدند. البته من ندیدم ضربه به سمت شاهرخ را چه کسی زد، اما زمانی که از کامبیز جدا شد لباسش غرق در خون بود. در شلوغی خانه متوجه نشدم کامبیز کجا رفت چون ما به فکر این بودیم که شاهرخ را نجات دهیم که متاسفانه ضربه آنقدر عمیق بود که منجر به مرگ شاهرخ شد.
با توجه به گفتههای این متهم و سایر دستگیرشدگان، تحقیقات پلیسی برای دستگیری متهم آغاز شد. ماموران تمام مکانهایی که تصور میشد، کامبیز به آنجا رفته باشد تحت کنترل درآوردند. با این حال نتوانستند کامبیز را دستگیر کنند. پرونده این متهم فراری همچنان روی میز بازپرس بود و ردیابیها ادامه داشت تا این که چند روز پیش به ماموران خبر دادند، جوانی شبیه کامبیز در خانهای که متعلق به یکی از اقوام کامبیز است دیده شده است.
بلافاصله اکیپ ویژهای از ماموران زبده پلیس در محل حاضر شدند و زمانی که کامبیز قصد خروج از خانه را داشت او را دستگیر کردند.
کامبیز هم اکنون تحت نظر پلیس است و تحقیقات از وی ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: