در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
2 - زن آرام و قرار نداشت، سرش را مدام تکان میداد. با انگشتهای دستش بازی میکرد. باورش نمیشد خواهرش از این طلاها بخرد. او هم میخواست. همین امروز، وقتی برمیگشتند خانه، چنان روزگار سعید، شوهرش را سیاه میکرد که برود و از این بهترش را بخرد. حالا سعید هر چقدر هم دلش میخواست میگفت و تکرار میکرد که: «بابا تو زیادهخواهی، ...»
زیادهخواهی و زیادهطلبی، سیری ناپذیری روحی و .. خصوصیات اخلاقیای هستند که شاید پایه و بنیان همه آنها در وجود همه آدمها باشد، اما بعضی وقتها نوع زندگی و تربیت باعث بروز بیشتر آنها میشوند. احمدرضا توفیقی، کارشناس ارشد روانشناسی و عضو انجمن روانشناسان جامعه ایرانی میگوید: «زیادهخواهی باعث بروز آسیبهای بسیاری است. آسیبهایی که در درازمدت میتوانند زندگی را نابود کنند.»
او در ادامه گفتههایش هنگام مصاحبه درباره همین موضوع توضیح میدهد: « زیادهخواهی گاهی به خصلت جامعه تبدیل میشود. این حالت در حال حاضر در ایران به وجود آمده است. باید برای رفع آن راهحلی اندیشید.»
زیادهخواهی و زیادهطلبی تعریفی در علم روانشناسی دارد؟
دقت کنید در تعریف عمومی از این دو اصطلاح و واژه، طمع عنوان میشود. همچنین نوعی ذهنیت که طی آن افراد احساس میکنند باید به تمام آنچه که میخواهند و میبینند دست پیدا کنند. گاهی آن چیزهایی را که میخواهند و طلب میکنند خارج از توان مادی، اقتصادی، معنوی و روحی آنهاست.
اینطور که شما میگویید زیادهخواهی و زیادهطلبی در حیطههای مختلف روحی و مادی مطرح است؟
البته. گاهی شما توقع دارید که فلان ماشین را داشته باشید. این ماشین فلان قدر هم ارزش مالی دارد. در حالی که شمای نوعی درآمد ماهیانهتان 200 هزار تومان است. قدرت خرید این ماشین را هم ندارید. اما نه اینکه به شکل طبیعی طالب آن باشید، بلکه میخواهید حتما و به همین زودی آن را داشته باشید...
یعنی به یک شکل غیر منطقی؟!
دقیقا شما بدون آنکه لحظهای فکر کنید، تامل داشته باشید و به این نتیجه برسید که خب من با این درآمد و مخارجی که قطعا هست قادر به داشتن این ماشین نیستم، طلبش میکنید. آن وقت است که بحران شروع میشود.
آقای توفیقی! قبل از آنکه به بحران بپردازیم، زیادهخواهی روحی را هم تعریف میکنید.
بله. این نوع زیادهخواهی وقتی است که شما موقعیتی را فراتر از ظرفیت و تواناییهای روحی و روانیتان خواستارید. شما توانایی انجام نقاشی حرفهای را ندارید اما میخواهید نقاش باشید. اما دقت کنید این موضوع کمتر شما را به بحران و بزه میرساند. مگر در صورتی که زیادهخواهی شما با حسادت همراه شود. این حسادت نتایج ناگواری دارد. البته بحث حسادت و بزههای ناشی از آن خودش فصلی جداست که خارج از حوصله گفتگوی ماست.
زیادهخواهی چطور ایجاد میشود؟
خیلی مسائل در این موضوع دخیل است. تربیت نادرست والدین یکی از اینهاست. خیلی مواقع خانواده الگوی مناسب رفتاری نیستند. در خیلی مواقع بر آورده کردن همه خواستههای بچهها، این معضل را به وجود میآورد. گاهی والدین طوری با فرزندانشان رفتار میکنند که گویی مرکزیت جهان هستی را دارند. لوس کردن بچهها، رفتار نادرست داشتن با آنها، برآورده کردن خواستههای نا بجا، نبود الگوی مناسب و... میتواند از دلایل اولیه باشد.
شما از برآوردهکردن همه خواستههای بچهها حتی خواستههای نابجا صحبت کردید؟یعنی چه؟
بله. گاهی برآورده کردن نیاز بچهها حالت باجدهی دارد. والدین که با هم مشکل دارند یا زنان و مردانی که به هر دلیل؛ سن بالا، نداشتن وقت کافی، داشتن مشغله زیادکاری و... حوصله فرزندانشان را ندارند. آنهایی که میخواهند حمایت فرزندانشان را جلب کنند و آنها را علیه طرف مقابل، پدر یا مادر قرار دهند و... این گروه به بچهها باج میدهند. همه خواسته آنها را برآورده میکنند. این بچهها محبت کافی نمیگیرند، اما به نظرشان میآید که باید تمام نیازهای مادیشان حداقل، برآورده شود.
این در بزرگسالی چگونه است؟
در بزرگسالی هم ادامه پیدا میکند. مثلا همین بچه بزرگ میشود. این عادت هم در او رشد میکند. البته گاهی شکل دیگری دارد.
بیشتر توضیح بدهید؟
البته. یک رفتاری، خصوصیتی، عادتی در جامعه ایرانی هست به نام چشم و همچشمی. این هم خودش نوعی زیادهطلبی است. مثلا من یا شمای نوعی میبینیم که خانواده همسایهمان فلان وسیله خانه را دارد، ما هم میخواهیم داشته باشیم.درحالی که وسع مالیاش را نداریم. این رفتار در زنان بیشتر است.
اصلا تحقیقات نشان میدهد که در زنان خانهدار و کم سواد هم از زنان تحصیلکرده و شاغل بیشتر است. اصولا فعالیت اجتماعی دید بازی به افراد میدهد که تا حدی مانع بروز خصوصیات ناپسند میشود.
آقای توفیقی! نهایتا این زیادهخواهی به چه نوع بزههای اجتماعی میرسد؟
حسادت زیاد، آزار و اذیت اطرافیان، خسارت وارد کردن به اموال عمومی، دزدی کردن، ضرر اقتصادی به دیگران رساندن، انواع کلاهبرداریها، اختلاسها و... میتوانند ناشی از همین زیادهخواهی باشند. حتی گاهی زیادهخواهی در اوج بحران به قتل و دیگرکشی میرسد.
قتل و دیگرکشی؟
بله.
میشود قبل از رسیدن به این اوج بحران، فرآیند را تعریف کنید؟
ما از چند مسیر به اینجا میرسیم. گاهی فرد دچار بیماری روحی است. یعنی شدت زیادهطلبی در او به بیماری روحی رسیده است. این فرد مسیر خطا و غیرخطا برایش فرقی نمیکند. اصلا برایش مهم نیست چطور به نتیجه برسد، تنها مساله همان رسیدن به نتیجه است.
به طور مثال میخواهد فلان خانه یک میلیارد تومانی را داشته باشد، فلان سفر اروپا را هم برود. این زمان اگر راه برایش باز باشد اختلاس میکند. این آدم یاد نگرفته است قناعت کند، یاد نگرفته به داشتههایش رضایت بدهد و برای به دست آوردن بیشتر تلاش کند و زحمت بکشد.
این که شما میگویید میشود تربیت دینی و اخلاقی؟
بله. طی این نوع تربیت که البته تربیت سنتی خانوادههای ایرانی هم همین طور بوده، به بچهها یاد میدادیم که قناعت کنند، بابت داشتههایشان شاکر خداوند باشند. همچنین آدمها طی آن تربیت خداوند را ناظر رفتار و اعمالشان میدیدند، در نتیجه رفتار نامناسبی نمیکردند.
اما الگوی نامناسب رفتاری باعث بزه میشود؟
بله همین طور است. الگوی نامناسب رفتاری وقتی در کنار اختلاف طبقاتی در جامعه قرار میگیرد و عادات ناپسندی که مثل چشم و همچشمی در جامعه هست، باعث بزه میشود. آن وقتی است که دزدی برای رسیدن به هدف چندان هم ناپسند و زشت نیست.
یعنی خیلی جرمهای شکل گرفته در جامعه به همین دلیل میتواند باشد.
البته. اگر به صحبتهای مجرمان گوش دهید در خیلی مواقع به همین دلیل میرسید.
چه باید کرد؟
الگوی مناسب رفتاری، قناعت پیشه کردن، رضایت داشتن، اعتقاد به تلاش داشتن برای رسیدن به خواستهها از اولین راههای برونرفت از زیادهخواهی است.
حدیث ضابطی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: