در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ماجرای محاکمه مجید، جوان 27 سالهای که با پاشیدن اسید به صورت دختری به نام آمنه او را از هر دو چشم نابینا کرد حتما خوانده و عکسهای دلخراش و آزاردهنده دختر جوان را دیدهاید. دیگر نیازی به تکرارآن ماجرای تکاندهنده نیست. فقط بخشی از حرفهای متهم را که در جلسه دادگاه بیان کرده، یک بار دیگر مرور میکنیم: «وقتی آمنه به من جواب رد داد به فکر خودکشی افتادم. چند بار تصمیم گرفتم آمپول هوا به خودم تزریق کنم اما نتوانستم. بعد تصمیم گرفتم به صورت آمنه اسید بپاشم. باورم شده بود او نامزد دارد و میخواستم با اسیدپاشی کاری کنم، نامزدش او را رها کند و من به آمنه برسم. قبول دارم کاری که کردم اشتباه بود و پشیمان هستم. من نیتم خیر بود ....»
محاکمه و محکوم شدن مجید به قصاص چشم فقط آخرین حلقه یک زنجیر است. زنجیری که به کودکی این متهم و افراد مشابه وصل شده، از مدرسه و گروه دوستان عبور کرده، به جامعه رسیده و با ارتکاب جرم امتداد یافته است. امانالله قرائی مقدم ــ آسیبشناس اجتماعی و استاد دانشگاه ــ این پدیده شوم را از دو منظر بررسی میکند: ابعاد جامعهشناسی و روانشناسی اجتماعی. از منظر جامعهشناسی زمانی که ارتباطات نامناسب درون جامعه وجود داشته باشد، افراد پرخاشگر میشوند و به اعمال غیرمعمول دست میزنند که احساسات آنی و تعصبات کور هم دراین زمینه دخیل است.
این استاد دانشگاه ادامه میدهد: «طبق تئوری روانشناسی اجتماعی مانند گورویج، آلپورت، کلامبرگ، استنرل ودهها تن دیگر خود معلول محیط اجتماعی است که این محیط اجتماعی خانواده، گروه دوستان و جامعه را شامل میشود. یک روانشناس اجتماعی به نام جرج هربرت مید جامعه را به دو دسته دیگران و دگران تقسیم میکند.
دیگران، اطرافیان فرد و دگران اشخاصی هستند که در جامعه با آنها برخورد داریم. بنابراین محیطی که شخصی در آن رشد کرده در اعمال و افکارش نقش اصلی را بازی میکند و هیچ فردی از لحاظ کروموزمی و ذاتا مجرم نیست بلکه وقتی در درون جامعه با همان تقسیمبندی ها که ذکر شد، رشد میکند، انگیزهها و ویژگیهای روانیاش شکل میگیرد. این جمله به معنای آن نیست که شخص کاملا بیاختیار است بلکه اهمیت خانواده و جامعه را گوشزد میکند.»
قرائی مقدم تقصیر را در ماجرای اسیدپاشی به صورت آمنه و موارد مشابه علاوه بر خود متهم به این شکل تقسیم میکند: «پدر و مادر، گروه دوستان و سایر گروههایی که متهم در آن عضو بوده و جامعه.
همین دستهبندیها است که بر لزوم تربیت صحیح فرزندان و جوانان، الگوسازی مناسب، دور نگه داشتن آنها از تنشها و درگیریهای خانوادگی، معضلات اجتماعی، مشکلات اقتصادی، بیکاری، خشونت و ... تاکید میکند و به ما یادآور میشود هر رفتار ما در جمع خانواده یا گروه دوستان میتواند تبدیل به الگو برای شخص دیگری شود که در مراحل رشد قرار دارد و در نهایت الگوهای نادرست، چنین جنایتهایی را به بار خواهد آورد.»
احساس مالکیت نسبت به دیگران. این عبارتی است که حامد فروزانی، روانشناس، به آن تاکید میکند: «گفتههای مجید و متهمان دیگری که جرمی مشابه انجام دادهاند کاملا گویای این مساله است که آنها به طرف مقابل احساس مالکیت داشتند. آنها فکر میکنند حق دارند هر دختری را که خواستند تصاحب کنند، هر کاری که مطلوبشان بود انجام دهند، هر مالی را که دلخواه یافتند، به تملک خودشان درآورند و ... اما این احساس و فکر چگونه به وجود میآید؟ همان طور که همه کارشناسان بر آن تاکید دارند، خانواده در وهله اول است. اصولا فهماندن معنی حق به فرد یا دادن نحوه بهدستآوردن آن پروسهای است که در کودکی انجام میشود و خانواده باید به کودک بیاموزد همه افراد دارای شخصیت مستقل هستند و او موظف است به حقوق دیگران احترام بگذارد. اگر فرد در خانواده ، محیط یا جامعهای مردسالار رشد کند طبیعتا خودش را نسبت به جنس مخالف برتر و محق میداند و در نتیجه هنگامی که با مخالفت و مقاومت دختر مورد علاقهاش روبهرو میشود او را مستحق مجازات تشخیص میدهد.» این روانشناس ادامه میدهد: «معمولا پسرانی که به صورت دختر مورد علاقهشان اسیدپاشی میکنند افرادی هستند که از اختلالات روحی و روانی در رنج هستند و به بلوغ عاطفی نرسیدهاند. عشقی که به جنایت میانجامد درواقع یک هیجان کاذب و عاری از منطق و احساسات پاک و سالم است.
بنابراین باید به جوانان کمک کرد در مراحل مختلف خود دچار کمبود و خلاءهای عاطفی نشوند. چرا که اگر این نقصان به وجود آید جوان به سمت عشقهای کاذب کشیده میشود که نتیجهای مخرب در پی دارد.»
مردان قربانی
اگرچه آمار نشان میدهد زنان و دختران قربانیان اصلی اسیدپاشی هستند و غالبا قربانی انتقامجوییهای عاطفی میشوند، مردان هم از این گزند در امان نیستند. پسر جوانی به نام حمید که به صورت دوست قدیمیاش اسید پاشیده است، میگوید: «من و داود در یک دبیرستان درس میخواندیم. او رفتار خوبی با من نداشت. اذیتم میکرد. متلک میگفت و در مدرسه شرایط بدی برایم به وجود آورده بود. به همین خاطر در تمام این سالها تا سن 21 سالگی به فکر بودم از او انتقام بگیرم به همین خاطر هم اسید تهیه کردم، به مقابل خانهاش رفتم و....» مردان گاه به خاطر کینهجوییهای شخصی، بعضی اوقات به دلیل اختلافات خانوادگی و خیانت به همسر و برخی مواقع به دلیل کشمکشهای مالی قربانی اسیدپاشی میشوند اما آمار در این زمینه بسیار پایین است.
سرقت
اختلافات شخصی که در قالب درگیریهای عاطفی، مالی، خانوادگی و ... ظهور پیدا میکند انگیزه اصلی اسیدپاشیها تلقی میشود اما در برخی موارد نیز مجرمان با اهداف دیگری دست به این اقدام میزنند. سارقان اسیدپاش نمونهای از این نوع پروندهها است. چندی قبل کارآگاهان پلیس آگاهی تهران سه نوجوان سارق را دستگیر کردند که به عنوان مسافر سوار خودروها میشدند و با پاشیدن اسید اتومبیل رانندهها را میدزدیدند. مرتضی ــ عضو 16 ساله این باند ــ میگوید: «ما در حوالی میدان آزادی و ترمینال غرب پرسه میزدیم و با پیشنهاد مبالغ بالا خودروها را به صورت دربستی کرایه میکردیم و از رانندهها میخواستیم ما را به نقطهای در خارج از شهر برسانند، بعد با تهدید سعی میکردیم ماشین را سرقت کنیم و اگر با مقاومت راننده مواجه میشدیم رویش اسید میپاشیدیم و با چاقو زخمیاش میکردیم. ما در مجموع 30 خودرو را با این شگرد سرقت کردیم.»
قانون
هیچ انگیزهای چنین جرمی را توجیه نمیکند و اسیدپاشها به خاطر ارتکاب جنایتی که زندگی بزهدیده را به شدت تحت تاثیر قرار داده و افکار عمومی را جریحهدار کردهاند باید مجازات شوند و به سزای عملشان برسند. در لابهلای حجم انبوه قوانین و کتب قطور مجازاتهای کیفری، قانونی به چشم میخورد که روز 16 اسفند 1337 به تصویب رسیده است. جواد رنجی ــ حقوقدان ــ مفاد این قانون را اینطور توضیح میدهد: « طبق این قانون که هنوز هم معتبر و لازمالاجراست، پاشیدن اسید یا هر نوع ترکیب شیمیایی دیگر اگر موجب مرگ شود، مجازات اعدام را در پی دارد. اگر مرض دائمی یا فقدان یکی از حواس را به بار بیاورد، مجرم به حبس جنایی درجه یک محکوم میشود و اگر باعث قطع یا نقص یا از کارافتادگی عضوی از بدن شود 2 تا10 سال زندان به همراه دارد. ضمن این که مجازات شروع به پاشیدن اسید به اشخاص نیز 2 تا 5 سال حبس است. برخی حقوقدانان بر این عقیدهاند که مجازاتهای موجود چندان بازدارنده نیست، اما آنچه بیش از این موضوع اهمیت دارد، ریشهیابی این حوادث و تلاش برای پیشگیری از آنهاست.
علیرضا رحیمینژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: