رسانهها سروصدا راه انداختند، مسوولان دستگاههای مختلف طرح دادند و جلسه پشت جلسه بود که برای این معضل اجتماعی تشکیل میشد، شکل ظاهری داستان جمعآوری کارتنخوابها و بیخانمانها نمایش همگرایی مدیران دولتی و شهری را داشت، اما در میانه ماجرا آشوبی حکمفرما بود.
نیروی انتظامی، سازمان بهزیستی و شهرداری تهران در ابتدا رویه متعادل همکاری را پیش گرفتند، اما هر چه ایدهها و مصوبات به اجرا نزدیکتر میشد، بتدریج هر یک از دستگاههای مسوول با اعلام برائتی ناملموس از پذیرش مسوولیت جمعآوری و ساماندهی کارتنخوابها و بیخانمانها از زیر بار این مسوولیت شانه خالی کردند.
شهرداری به بهزیستی ارجاع میداد، بهزیستی به نیروی انتظامی، نیروی انتظامی به کمیته امداد و کمیته امداد به شهرداری! و به همین صورت این چرخه میچرخید و در این میان، این کارتنخوابها بودند که مثل دانه برف کمجانی که به محض رسیدن به زمین آب میشود، جان خود را از دست میدادند.
با گرمتر شدن هوا، همه چیز هم به فراموشی سپرده شد، وقتی 6ماهی گذشت و هوا روبه سردی رفت، دوباره روز از نو و روزی از نو. دوباره سروصداها و کشمکشها بین دستگاهها و سازمانهای متولی بر سر قبول مسوولیت ساماندهی کارتنخوابها شروع شد.
و در این میان، تنها کاری که برای بیخانمانها انجام شد، راهاندازی گرمخانههایی از سوی شهرداری بود، اما گویا از آنجا که اداره این مراکز، هزینههای بسیاری را به شهرداری تحمیل میکند، گردانندگان این گرمخانهها معتقدند کارتنخوابها نباید فکر کنند که این مراکز هتل است و باید به فکر راه اساسی بود.
کارتنخوابها و بیخانمانها همیشه بودهاند، زمستان و تابستان فرقی نمیکند، اما ظاهرا پس از گذشت چند ماه از آن شبهای زمستانی معمولا رغبتی برای گفتن آنچه بر سر کارتنخوابها آمد یا میآید باقی نمیماند، چراکه تابستان هیچ گاه حرارت بدن خیابانخوابها را تا 42 درجه که حد مرگ است، بالا نبرده و نمیبرد که پس از آن مرگ یک کارتنخواب تیتر درشت روزنامهها شود و من و تو را تنها به گزیدن لبهای فروبسته قانع کند، اما آنها با آغاز فصل سرما دوباره به یادها میآیند.
شاید زمان آن رسیده باشد که زمستان هر سال به جای اعلام آمار 1510 هزار نفری جمعآوری بیخانمانها و کارتنخوابها از سوی شهرداری و بهزیستی، بپذیریم این گروه هم به عنوان واقعیتی از جامعه در کنار ما زندگی میکنند، نفس میکشند، روز و شب خود را میگذرانند اما نه در خانه بلکه در خیابان. آنهایی که در میانشان حتی افرادی با تحصیلات کارشناسی ارشد و دکتری هم گزارش شده است. اما با این حال، مرگ خیابانخوابهای زمستان امسال و سالهای آینده قطعا تاثیر اخبار مرگ دردناک آنها در آذرماه 1382 را نخواهد داشت. آخر آنها سالهاست که در خیابانها میمیرند و کمکم به عادت بصری ما تبدیل میشوند.
پوران محمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم