در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سکوت گاهی سرشار از رمز است، یا نه اصلا یک راز بزرگ است که [مثلا] کویر را قاب میگیرد تا ابهت بیکرانگیاش را دوچندان که نه صدچندان کند.
سکوت گاهی بیکرانگی است، در افقی که کلمات توان فتح قلههایش را ندارند، سکوت گاهی آهنگ فتح است در لحظهای که جهانی متوقف که نه، مکث میکند تا کلمات از معنا تهی شوند.
شاید به همین خاطر است که سکوت از هزارههای قبل تا روزهای امروز ستایش شده است، از فلاسفه پیش از میلاد گرفته تا متون مقدس، رد ستایش سکوت دیده میشود. ضربالمثلها سرشار از ستایش سکوتند و شعرها تازه جایی که به سکوت میرسند، تاویلپذیر میشوند و معنا مییابند.
شاید به همین خاطر است که معمولا سکوت پناهگاه تاویل میشود و سخن گفتن، حرف زدن یا حرافی قاتل جان «زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد» گاهی اوقات میشود ساکت بود آن هم زمانی که باید حرف زد، و در این لحظات است که اگر از شر تلفظ کلمات خودت را خلاص کنی رستهای، در زلالی نابی غوطه خوردهای و تنهاییات را با تنهاییات پرکردهای.
متون دینی ادبی و عرفانی نیز سرشار از ستایش سکوت هستند، از سکوت بموقع، دم بستن به وقت خاموشی و فراموش کردن کلماتی که میتوانند شریر باشند، شریر شوند.
فرار از شر کلمات تنها با سکوت ممکن است، اصلا مهم نیست که تو را چگونه خطاب کنند، چه حسابی برایت رقم بزنند یا تو را به چه سمتی رهنمون سازند، مهم این است که دریابی کجا، کی باید با کلمات خداحافظی کنی، ساکت باشی و خاموش. مثل کویر که سکوتش بیکرانگی است، مثل قله کوه که از هر طرف سکوت احاطهات میکند، مثل اعماق آب که سکوت در آن بارور میشود.
گاهی میشود تمرین سکوت کرد، به جای دادن نشانی غلط، میشود ساکت بود و به جای حرف زدن از داشتهها، در سکوت به بروز و ظهورشان کمک کرد.
اما گاهی فراموش میکنیم که باید ساکت بود که سکوت زیباست و این فراموشی ابتدای ویرانی است.
محمدرضا رستمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: