در همین زمان از مازندران خبر میرسد ، نساجی این استان خود را در فهرست فروشندگان قرار داده و انتظار میرود در آینده پس از واگذاری ، دیگر تیم استان مازندران نباشد.
این اتفاقها در حالی رخ میدهد که مسوول درجه اول ورزش در سفر استانی رئیسجمهور به آذربایجان شرقی، معتقد است که استان پرمایهای مثل آذربایجان شرقی باید یک تیم در لیگ برتر داشته باشد.
علیآبادی اظهار امیدواری کرده است که یکی از تیمهای ماشینسازی و یا تراکتورسازی موفق به صعود از لیگ دسته اول بشوند.
جدای از این که اظهار چنین آرزویی از زبان مسوول ورزش کشور چه تبعاتی دارد و چگونه تیمهای دیگر باید با اعتماد به بازیهای آینده، انگیزه خود را از دست ندهند، این پرسش پیشروی ماست که اگر برای آذربایجان شرقی نمایندهای را بسازیم یا یکی از این دو تیم بالا بیایند و یک تیم سفارشی مثل صبا، پیکان و... برای آنها بفرستیم، تکلیف استانهایی که نمایندگان خود را حتی در لیگ دسته اول حفظ نمیکنند، چیست؟
آیا باید برای آنها هم تیم حاضر آماده بخریم و برایشان ارسال کنیم؟
تهران که همه تیمهای آن نه زمین دارند و نه مثل شهرستانیها از پارهای امکانات ویژه برخوردارند، چقدر تیم دارد که هر سال یکی دو تای آن را به شهرستانها صادر کند. تیمهای وابسته به تشکیلات دولتی، مثل هما که تهرانی است و در صورت قهرمانی این خطر را حس میکند که به شهرستان منتقل شود، برای ماندن و مبارزه کردن در لیگ دسته اول، چه انگیزهای دارد.
پس نتیجه معقول و منطقی از این بحث، ما را به چارهجویی وامیدارد. باید بپرسیم برای آن که، تیمهای باشگاهی ما بتوانند از پس هزینههای هنگفت تیمداری برآیند، دستگاه ورزش چه تدبیری اندیشیده است؟
اگر ما بتوانیم راه سالم زیستن و مقاومت در برابر هزینههای کمرشکن را به تیمهای باشگاهی یاد بدهیم، در آن صورت مجبور نیستیم و نخواهیم بود هر سال در پی یافتن راه چارهای باشیم و به شکل موردی قضایا را حل کنیم.
نگاه اقتصادی به فوتبال در صورتی نتیجهبخش است که توجیهی برای آن وجود داشته باشد و سرمایهگذاران حداقل انتظار بازگشت نیمی از هزینههای خود را داشته باشند.
علی رئیسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم