در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در دهههای گذشته، تغییرات اجتماعی و اقتصادی بشدت بر نقشهای سنتی زنها و مردها اثر گذاشته است. ترک خانه و اشتغال به کارهای خارج از منزل زنها، ارزش نقش سنتی مرد را بشدت کاسته است. احساس استقلال زنان امروزی موجب شده است که زنها برای تامین معاش زندگی و حفاظت از خودشان دیگر به اندازه قبل وابسته به مردها نباشند.
از سویی امروزه دلیل عمده مشکلات روابط زناشویی این است که زن و مرد یکدیگر را درک نمیکنند. بویژه مردها نمیدانند زنها به چه چیزی نیاز دارند تا شاد باشند و زنها نیز نمیدانند چگونه خواستههایشان را بیان کنند تا همسرشان آنها را درک کند. مهارتهای قدیمی در روابط زناشویی دیگر موثر نیستند. با درک فشارها و نیازهای امروزی میتوانیم به شرح وظایف جدیدی برای روابط زناشویی دست یابیم تا نیازهای زن و مرد برآورده شود.
مهارتهای قدیمی زناشویی، مستلزم آن بود که مرد یک تامینکننده و حامی خوب باشد و زن نیز میآموخت چگونه از همسرش تشکر کند. اما اگر به زندگیهای امروزی خوب دقت کنیم، میبینیم که این مهارتهای قدیمی دیگر مسائل امروزی را برطرف نمیکنند.
عشق پایدار
امروزه آمار بالای طلاق به معنای بیعلاقگی زن و مرد به ازدواج نیست، بلکه به این معناست که در مقایسه با گذشته ما از ازدواج انتظارات بیشتری داریم. مرد و زن از ازدواج خود ناراضیاند، زیرا انتظارات آنها از یکدیگر، به مراتب بیشتر از گذشته است. ما یک زندگی توام با عشق پایدار میخواهیم.
در کنار آمار بالای طلاق، ما شاهد آمار بالای ازدواجهای مجدد هستیم. وقتی شعله عشق و محبت خاموش شود، زن و مرد ترجیح میدهند به جای از دست دادن احساسات خود به طلاق تن دهند. ما میتوانیم با ازدواج به عشق پایدار دست یابیم اما در این زمینه مهارتهای لازم را در اختیار نداریم.
بنابر اعتقاد دکتر جان گری، برای حفظ شور و عشق و هیجان در زندگی زناشویی، هفت راز وجود دارد که با کمی توجه به آنها روابط زناشویی میتواند برای همیشه موثر و بادوام باشد.
1 - تفاوتها جذاب هستند
یکی از مهمترین جنبههای جذابیت این است که ما با هم تفاوت داریم. درست مانند قطب مثبت و منفی آهنربا که یکدیگر را جذب میکنند، مرد با ویژگیهای مردانه و زن با ویژگیهای زنانه جذب یکدیگر میشوند. اگر برای رضای همسرمان، خویشتن واقعی خود را انکار کنیم، سرانجام شور و عشق ما از بین میرود. اما وقتی بیآن که هویت واقعی خود را انکار کنیم، به تحلیل و درک تفاوتهایمان میپردازیم، میتوانیم به عشق پایدار دست یابیم. وقتی زن، حس مرد بودن را در همسرش ایجاد میکند، مرد بیشتر جذب همسرش میشود. به همین شکل وقتی مرد روحیه زنانه را در همسرش تقویت میکند، زن بیشتر جذب شوهرش میشود. با اجتناب از تغییر نقشهای احساسی، میتوانیم این جذابیتها را حفظ کنیم. با توجه به تفاوتهای یکدیگر، شور و عشق در زندگی زناشویی پایدار میماند.
2 - تغییر و رشد
اگر زن و مرد تغییراتی در خود ایجاد نکنند، در نهایت زندگی آنها خستهکننده میشود. تنوع و شادابی و ابتکار در رفتارها و برخوردها به زن و مرد کمک فراوانی میکند. اگر زن و مرد خواهان یک زندگی زناشویی متنوع و شاداب هستند باید رشد و تغییر را در راس کار خود قرار دهند.
همانطور که رشد جسمانی برای ما امری واضح و بدیهی است، باید در زمینه احساسی، فکری و روانی نیز رشد کنیم. باید توجه داشته باشیم که بیش از اندازه فداکاری نکنیم. وقتی روابط زناشویی، زمینه رشد و تغییر را فراهم نمیسازند، شور عشق میان زن و مرد از بین میرود.
دوست داشتن همسر به این معنا نیست که باید تمام وقت خود را با بگذرانید. وقتی بیش از اندازه در کنار هم هستید،از شور و عشق شما کاسته میشود.داشتن فعالیتهای لذت بخش و مناسب با سایر دوستان، شادابی را به روابط زناشویی باز میگرداند.ارتباط با زوجهای دیگر نیز مفید است.
3 - احساسات، نیازها و آسیب پذیریها
برای اینکه در رابطه زناشویی، عشق و محبت حفظ شود،ما نیاز داریم به وضوح آن را احساس کنیم. وقتی نمیتوانیم با امنیت و آرامش احساس خود را بیان کنیم، شور و عشق و نشاط رخت برمیبندد. وقتی زنها احساس بیتعادلی میکنند، بیشتر به حرف زدن نیاز دارند و میخواهند حرفهایشان شنیده شود. حال آن که مردها دوست دارند کاری برای همسرشان انجام دهند که قدردانی او را در پی داشته باشد. وقتی مرد تمام میل به تامین رضایت و خشنودی همسرش را از دست میدهد، خود به خود محبت و عشق او سرکوب میشود. وقتی زن نمیتواند آزادانه و با امنیت خاطر احساسش را بیان کند، عواطف و عشق او نیز فرو مینشیند.
وقتی مرد و زن مانع از بروز احساسات خود میشوند، دیواری در اطراف قلبهایشان میسازند. هر وقت زن احساس میکند، همسرش نسبت به او بیاعتناست یا از او حمایت نمیکند آجر دیگری بر دیوار قلبش اضافه میشود. هر گاه مرد نیز تلاش میکند برای همسرش کاری انجام دهد ولی احساس میکند مورد قدردانی او قرار نگرفته است یا از او انتقاد میشود، او هم آجر دیگری بر دیوار قلبش میافزاید.
البته در ابتدا میتوانیم عشق و محبت را احساس کنیم زیرا دیواری که مانع از عبور احساسات میشود، کاملا راه قلب ما را مسدود نکرده است، اما وقتی این دیوار تمام قلب ما را میپوشاند و راه قلب مسدود میشود، ما نیز از احساس محبت آمیزمان دور میشویم. برای بازگردانیدن شور و عشق به روابط زناشویی، باید دیوار قلبمان را آجر به آجر خراب کنیم. هرگاه آجری را بر میداریم، روزنهای در قلب ما باز میشود و به کمک برقراری ارتباط صحیح و قدردانی از یکدیگر، مهر و عشق بار دیگر به روابط ما باز میگردند.
4 - مسوولیتهای شخصی و بهبود نفس
وقتی نیاز عاطفی ما در ازدواج برآورده میشود، ناگهان احساسات حل نشده گذشتهها پدیدار میشود. عجیب است که وقتی عشق و محبت در ازدواج ما وجود دارد، احساسات حل نشده گذشته ظاهر میشوند. لحظهای احساس عشق و محبت میکنیم و لحظه دیگر به طلاق فکر میکنیم. با این تغییرات روحی، به قضاوت درباره همسرمان میپردازیم، حال آن که این قضاوتها صحت ندارند.
وقتی احساسات کهنه ظاهر میشوند، روحیه ما را خراب میکنند. ممکن است بشدت احساس سرزنش، انتقاد، تردید، خشم، ابهام، انتقام و بیاعتنایی کنیم. برای لحظهای به دوران کودکی خود که نمیتوانستیم با امنیت خاطر و آزادانه واکنش نشان دهیم، باز میگردیم. در این شرایط باید مهربانتر باشیم.
نباید از همسرمان انتظار داشته باشیم که مانند پدر و مادر به ما محبت کند. این انتظار بیجا مهر و محبت را از بین میبرد. وظیفه پدری کردن و مادری کردن به عهده خودماست و نباید چنین انتظاری از همسرمان داشته باشیم. وقتی ما همسرمان را به خاطر نارضایتی و ناراحتی خود سرزنش میکنیم و او را مقصر میدانیم، باید بدانیم که احساسی مربوط به گذشته در ما ظاهر شده است. در این شرایط گرچه احساس میکنیم که انتظارات ما به حق هستند، اما بهتر است توقعات خود را کم کنیم. حالا فرصت خوبی است برای التیام درها. هر چه برای رهایی از احساس ناراحتی خود، بیشتر به همسرمان وابسته میشویم، شرایط بدتر میشود. باید از انتظارات خود بکاهیم و کمتر همسرمان را سرزنش کنیم.
5 - عشق، محبت و احساسات شاعرانه
با پذیرفتن مسوولیت واکنشها و رفتارهایمان در روابط زناشویی، میتوانیم با موفقیت مهر و عشق خود را ابراز کنیم و از عشق و محبت همسرمان بهرهمند شویم. زنها زمانی بیشتر احساس محبت میکنند که همسرشان بیشتر از آنها حمایت میکنند. مهم نیست مرد چه چیزی را برای همسرش فراهم میکند، مهم استمرار او در این کار است. وقتی عشق و محبت مرد استمرار دارد، زن احساس عشق و محبت میکند. وقتی مرد این نیاز همسرش را درک نمیکند، یکباره کارهای بزرگی برای تامین نیازهای همسرش انجام میدهد و بعد هفتهها از نیازهای همسرش غفلت میکند؛ در حالی که یک ارتباط و گفتگوی خوب و مناسب، برای ایجاد عشق و محبت در زندگی زناشویی مفید است، احساسات شاعرانه نیز میتواند مکمل آن باشد.
آسیه اسدپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: