در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
الف: دوره صفوی با فراز و نشیبهای خاص خودش که شرح تفصیلی آن را در مقدمه ترجمه اناجیل اربعه خاتون آبادی آوردهایم.
ب: دوره نادری که منهای بحث مناظرات مذهبی، با انگیزههای دینی - مذهبی شخص نادرشاه، انجیل به صورت یک کار گروهی و با نظارت محمدمهدی عقیلی و همکاری جمعی از علما به فارسی ترجمه شد. نسخهای از آن در کتابخانه سلطنتی (فهرست کتب دینی خطی کتابخانه سلطنتی، ص 106) با تاریخ کتابت ربیعالاول 1232 موجود است. (و بنگرید: نشریه نسخههای خطی، ج 8، ص 29.)
ج: دوره قاجاری که موج آن بیشتر در قالب ردیه نویسی بر اسلام از سوی مبلغان مسیحی آغاز شد و به پاسخگویی علما در این سو منجر شد. در این دوره هم انجیل چند بار ترجمه شد که در اینجا یک نمونه مراد ماست که مربوط به اوایل دوره قاجار و بخصوص زمان عباس میرزاست. این ترجمه از آن محمدباقر سلماسی است که یک نفره انجام شده و از آن با نام انجیل سلماسی یاد میکنیم.
البته ترجمههای فارسی فراوان دیگری هم از پیش و پس از این مقاطع تاریخی وجود دارد که شرح آن را می توان در مقاله زیر ملاحظه کرد:
.The translation of the Four Gaspels into Persian, Roberto 1891 Gulbenkian
آقای فرانسیس ریشار هم تکملهای بر این مقاله دارند که طبق گفته خودشان در یک نشریه کاتولیکی در آلمان به چاپ رسیده است. به گفته ایشان نسخهای دیگر از انجیل نادرشاهی در فرانسه نگهداری می شود.
از زمانی که فهرست نسخههای خطی کتابخانه مجلس سنا چاپ شده، نسخهای تحت عنوان المباحثه از محمدباقر بن عبدالکریم سلماسی در آن معرفی گشته است. همین اطلاع از این کتاب به ذریعه منتقل شده و گویا دیگر آگاهی خاصی در این باره در دست نبوده است.
اما اکنون نسخهای از ترجمه کامل اناجیل اربعه از همین مترجم در کتابخانه آیتالله مرعشی معرفی شده که گامی تازه در زمینه پژوهشهای انجیلی در ایران است.
همانگونه که گفته شد، مترجم آن اثر، محمدباقر بن عبدالکریم سلماسی در نیمه اول دوره قاجاری و بهطور مشخص دهه سوم قرن سیزدهم هجری و اوایل عصر فتحعلی شاه میزیسته است.
سال پایان این ترجمه در ماده تاریخی که در پایان ترجمه آمده ترکیب "انجیل یوحنا" است که بر اساس محاسبهای که در حاشیه همان نسخه صورت گرفته سال 1223 ق را نشان میدهد.
تا اینجا یک نسخه کامل از این ترجمه میشناسیم که به شماره 13276 در کتابخانه آیتالله العظمی مرعشی نگهداری میشود و در جمادیالاولی سال 1326 توسط محمد حسین بن سلمان محمد خویی المسکن کتابت شده است.
در فهرست مرعشی، این اثر به "ترجمه اناجیل اربعه" و (به احتمال با تاثیر از آنچه در فهرست سنا یا ذریعه ـ و آن هم از روی نسخه مجلس سنا" )مناظره با کشیشان" نامیده شده است. گفتنی است که در مقدمه، ضمن توضیح درباره ترجمه، به نام خاصی برای کتاب اشاره نشده است.
اما نسخهای که تحت عنوان المباحثه از همین سلماسی به شماره 132 در کتابخانه شماره دو مجلس شورای اسلامی شماره 2 در حجم 65 صفحه موجود است (فهرست کتابهای خطی کتابخانه مجلس سنا، ج 1، ص 67) تنها مشتمل بر مقدمه همان نسخه ترجمه اناجیل اربعه و ترجمه بخشی از انجیل یوحناست که اشاره به ظهور پیامبر (ص) دارد. آن بخش به زبان لاتینی با حروف فارسی و زیرنویس ترجمه فارسی آمده است که کار بدیعی است.
گفتنی است منابعی مانند ذریعه (21 - 290) هم از سلماسی، همین رساله مناظره باکشیشان را (بر اساس نسخه مجلس سنا) میشناسند.
اطلاع علاوه بر آن نسخه، آن که فرزند وی با نامعبدالکریم بن محمدباقر شناخته شده است. وی طلبه نجف بوده و نزد شیخ علی کاشف الغطاء تحصیل کرده و به مراتب اجتهاد رسیده است. وی کتابی با نام الدرهالغرویه فی شرح اللمعه الدمشقیه داشته، سپس به ایران بازگشته و پس از سال 1250 هجری قمری درگذشته است. پسری هم با نام محمدباقر داشته است (ذریعه: 8/105، الکرام البرره، ج 2، ص 759.)
فواید شش گانه که در ترجمه اناجیل (نسخه مرعشی) آمده، در مقایسه با آنچه در رساله المباحثه نسخه مجلس آمده، قدری به لحاظ تحریر متفاوت است و آشکار است که مؤلف، در عبارات یکی از آن دو، اصلاحاتی کرده است. نسخه مجلس در سال 1263کتابت شده است.
بهطور کلی مقدمه ترجمه اناجیل سلماسی، شامل 6 فایده است. پیش از این شش فایده، مولف طبق معمول، شرحی از اوصاف و القاب فتحعلی شاه و عباس میرزا و میرزا محمد عیسی قائم مقام ( 1237م) داده و سپس به بیان انگیزه تالیف پرداخته شده است. ترجمه در آذربایجان و در اردوی سپاه ایران با فرماندهی عباس میرزا به انجام رسیده است.
در این بخش اولا اشاره به حضور عباس میرزا در آذربایجان شده و این که هدف اعزام وی از سوی شاه، جلوگیری از تجاوز روسیه شومیه بوده است. سپس با اشاره به حضور ایلچیان ملل فرنگی و این که هر کدام با هدایا و تحفی به آنجا میآمدهاند، چنان مینمایاند که این رفت و آمدها زمینه نوعی مباحثه و گفتگوی بینالادیان را فراهم کرده و حاصل آن که در چنین فضایی وی به دستور عباس میرزا و میرزا محمد عیسی به کار ترجمه اناجیل مشغول شده است.
در اینجا بخشی از مقدمه انجیل سلماسی را بر اساس نسخه مرعشی میآوریم:
بخشی از مقدمه و پنج فایده
...شاهزاده اعظم عباس میرزا ـ لازالت مقامع سطوته مرفوعه - هامات اعدائه مقموعه، مفوض و مقرر فرمودند و از آنجا که در سیور و تخوم سرحدات آذربایجان از فتنه طایفه روسیه شومیه ـ خذلهم الله ـ اغتشاشی بهم رسیده بود، آن گرامی گوهر دریای سلطنت را به مدافعه و تنبیه ایشان و انضباط امور آن سامان مامور فرمودند. ذات اقدسش در اعلان کلمه حق آیین، و به نظم امور ملک و دین و ترفیه احوال مسلمین و قتل و قمع معاندان دین مبین، و اطفای نایره فتنه آن طایفه کفرگزین، زحمتها قبول و مساعی جمیله مبذول داشته، چنانچه ساحت قضای آذربایجان رشکافزای خلد برین شده و تمامی رعایا در مهد امن و امان غنودند، دعاگویان، زمزمه دعایی خلود دولت ابد توامان را با عندلیبان اغصان سدره المنتهی همداستان نمودند و از اطراف و اکناف و اقالیم سبعه، از روم و قرارات فرنگ، رسولان و ایلچیان روی نیاز با تحف و هدایای بیشمار وسیله خودشان ساخته، متوجه به پایه سریر خلافت مسیر بوده، بعد از شرفیابی از تقبیل آستان رفیع البنیان و اهداء و اتحاف تحف و هدایای بیکران و پس از شمول عواطف و مراحم خسروی به احوال ایشان به درگاه عالمیان پناه نواب کامیاب ولی النعمی والا میشتافتند و از آنچه ایلچیان و فرستادگان قرارات و اکثر سرحدنشینان این صفحات متدین به دین مسیحا و متقلد ملت نصارا بودند، رای عالم آرای والا که آینه جهان نمای ناسوتی و مرات ملکوت لاهوتی است در آن قرارگرفته که از حقیقت دین و کیفیت کتاب و آیین ملت عیسوی کما ینبغی اطلاع و استحضار بهم رسانند و حقیقت دین قویم مبین خاتمالنبیین و بطلان و نسخ دینکفر آیین عیسویین از قول کتاب خودشان اثبات و مسجل و این خدمت را علاوه سایر خدمات دینی فرمایند، لیهلک من هلک عن بینه و یحیی من حی عن بینه
و این بنده محتاج برحمه الرحیم الباری محمد باقر بن عبدالکریم السلماسی که از ابتدای تمییز و عقل، به تحصیل علوم دینیه و معارف یقینیه از منقول و معقول اشتغال مینمود تا آراء متشتته امم را دیده و کتب مختلفه قوم را آزموده، داعیه مجاهده والذین جاهدوا فینا در ضمیر پیدا و با ارباب دیانات و ملل و اهواء از احبار و قسیسین یهود و نصارا مناظرات و مکالمات نموده و از کیفیت مقالات و ادیان ایشان بتوفیق الله الملک المنان کماینبغی اطلاع بهم رسانیده، فحمدا له ثم حمدا له که حقیقت دین مبین و اهتداء بنور الثقلین و اقتداء بائمه المصطفین کالنور علی شاهق الطور ازکتب سماوی خودشان ظاهر و روشن گردیده، و الله متم نوره و لو کره الکافرون (صف:8.)
و درین ایام سعادتبخش، به مساعدت روزگار بلکه به عین عنایت آفریدگار، قاید توفیق، عنانِ توجه بنده حقیر را گرفته، کشان کشان در اردوی کیوانپوی باستان فرخنده نشان، امیر عدل اعظم، دستور مشیر اکرم، سلطان الوزاره فی العالم، هادی معالی الامور بعلو الهمم، فخر العرب و العجم، بانی مبانی عدل و انصاف، ماحیاساس ظلم و اعتساف، فرع الشجره الطیبه النبویه، غصن الدوحه العلیه العلویه، مقرب الحضره السلطانیه، موتمن الدوله الخاقانیه، مفخر آل طه و یاسین، ذوالریاستین الدنیا و الدین، امین المله، نظام الدوله، حافظ الشریعه، غوث الوری، علمُ الهدی، آصف موتمن، میرزا محمد عیسی ابن میرزا محمد حسن [الفراهانی الشهیر بمیرزا بزرگ] ـ متع الله المسلمین بدوام اقباله ـ آورده و به موهبت بساط بوسی فایز و الحق، روحی دیدم مصور و ملکی در صورت بشر، با این که ذات متعالی صفاتش به فنون فضائل و آداب از افاضل ممتاز بود با شواغل وزارت و دواعی محافظت رعیت، جملگی اوقات شریفش را به تربیت اهل فضل و عقل و ارباب علم و نقل و حفظ ثغور اسلام و تجهیز غازیان نصرت فرجام و اعلای معالم دین مبین و ترویج شریعت سید المرسلین مصروف میداشت، و مَن یُشابه ابَهُ فما ظَلم، حقیقه جد مآثر بزرگوارش از ناصیه احوال سعادت اشتمالش لایح و هویداست و به توسط آن جناب به تقبیل آستانه عُلیا که قبله ملوک دهر و کعبه صدور عصر است، به خوبترین وجه مشرف ومشمول عواطف و نوازشات بیغایات حضرت نواب والا ـ روحنا فداه ـ گردیده، حکم قضا تبیانِ قدر تؤامان، مشافههً نسبت به بنده کمینه شرف نفاذ یافت که انجیل شریف عیسی ابن مریم ـ علی نبینا و علیه السلام ـ را که از کتب سماویست از لفظ سریانی و سایر الفاظ ملّت مسیحی به لفظ فارسی ترجمه و تفسیر نماید تا حقیقت دین قویم اسلام و بطلان کیش و آیین آن طایفه و سایر طوایف ضلالت انجام، به دلیل نص صریح و حجّت قاطع انجیل مجید بر عالمیان واضح و مبرهن و مثوبات آن مادام الدهر به روزگار فرخنده آثار والا فایض گردد، و اسم سامیش بر صفحه ایّام ابد الاباد بماند.
و این بنده قلیلُ البضاعه بعد از تقدیم وظایف عبودیت، انگشت قبول به دیده طاعت گذاشته، زبان سوال به اسعاف آنچه موقوف علیه این امر خطیر است گشاده و اشاره اعلی به جناب آصف الزمانی صدور یافته که محتاج الیه این امور را مهیا فرمایند و از این که اسم آنجناب مطابق بل عین مسمی بود، به دم عیسوی به یک اشاره جمیع مایحتاج آماده و به توفیق اِله و حسن تاییده از یُمن همت والا نَهمتِ والا، و به دم جناب حضرت عیسی با حسن نظم و ترتیب صورت اختتام پذیرفته و به حلیه لفظ فارسی آراسته، چنانچه نقطهای کم و زیاد تخلف نشده؛ و به جهت این تطابق است که ناسَلیسی در بعضی عبارات مینماید و پارهای الفاظ که موهم تکرار است بعد از امعان نظر، نکته آن ظاهر خواهد شد.
امید که منظور نظر ایستادگان پایه سریر گردون نظیر گردد و بر سایر تحف و هدایا که از اطراف آوردند، مرجح و حکم تخلید «الذکر عمر لایبید» و وصیت اسکندر «من ذکرنی فیما یبقی فکأنه ابقانی ابدا» اعتبار فرمایند، و حکایت ملخ و مور و اعرابی و آب شور، بر السنه و افواه، مذکور و مشهور است.
اما پیش از شروع به ترجمه کتاب، مقدمه مشتمل بر شش فایده ایراد میشود:
فایده اول: در تحقیق کتاب و نَسخ بعض، بعض دیگر را.
فایده دوم: در تحقیق انجیل و ترجمه کاتبان انجیل.
فایده سیم: در تحقیق فِرَق نصارا و معانی اقوال ایشان.
فایده چهارم: در تحقیق لفظ اُبوت و بُنوت که [در] اکثر مواضع اناجیل اربعه یافت میشود.
فایده پنجم: در بیان مواضعی از انجیل که اشاره به آمدن پیغمبر آخر الزمان شده است.
فایده ششم: در بیان معانی اصطلاحات و الفاظ که ترجمه نشده بعینها نقل شده است.
فایده اول
کتابِ قبل از بعثت، تورات و انجیل بود که بر موسی و عیسی ـ علی نبینا و علیهماالسلام ـ نازل شده بودند، چه سایر تنزیلات سماوی را صُحُف میگفتند و تورات اعظم از انجیل است، چه شریعت در آن بود و جمیع بنیاسرائیل متعبد و ملتزم احکام تورات بودند و انجیل که بر مسیح نازل شده است، مشتمل بر مواعظ و امثال و مزاجر و حدود باطنی و رموز احکام و سوای از اینها از شرایع و احکام محول به تورات بود. از این جهت یهود، متابعت و انقیاد عیسی نکردند و ادعا نمودند که عیسی صاحب شریعت نیست، مامور به متابعت موسی و تورات است و تفسیرات بعضی احکام تورات را از او قبول نکردند. اما بعثت مسیح بر این وجه بود که تصدیق کند تورات را و حلال نماید به بنیاسرائیل بعضی چیزها را که در تورات حرام بود، و نازل شده بود به او و در انجیل پارهای مواعظ و امثال و حدود باطنی که مشتمل بود بر رفع قصاص و حدود ظاهری و سایر رموزات توحید، و تخفیف آنچه که برموسی بود و هو قول الله فی الذی قال عیسی ابن مریم لبنی اسرائیل: وَلاحل لکم بعض الذی حرم علیکم (آل عمران: 50) پس مامور بودند عیسی و متابعان وی که ایمان آورند به شریعت تورات و انجیل معا و مسیح در انجیل میفرماید: "نیامدهام که تورات را باطل کنم، بلکه تمام نمایم" و نسخ بعض احکام تورات با تصدیق [آن] منافات ندارد، چنان که نَسخ بعضی آیات قرآن به بعض دیگر تناقض ندارد. چه نسخ در حقیقت بیان انتهاء مدت حکم و تخصیص به زمانی دون زمانی دیگر است، و نسخعین تکمیل است نه ابطال.
و تورات مشتمل است بر پارهای احکام عامه و خاصه با زمان و اشخاص؛ وقتی که ازمان و اشخاص به انتها رسید، لامحاله آن حکم باقی نخواهد ماند، چه شریعت از نوح ابتدا شده کمال قال الله: شرع لکم من الدین ما وصی به نوحا (شوری: 13) و حدود و احکام از زمان آدم و شیث و ادریس ابتدا شده، و از آن است که خدای تعالی مخصوص گردانید آدم را به اسماء و نوح را به معانی اشیاء و ابراهیم را به جمع بینهما و مخصوص داد موسی را به تنزیل و عیسی را به تاویل و محمد ـ صلوات الله علیه و سلامه ـ را به جمع بین التنزیل و التاویل، حیث قال: الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا (مائده: 3.)
پس جمیع شرایع و ملل و مناهج و سنن، باکملها و اتمها حُسنا وجَمالا در محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ ختم گردیده و به هیچ وجه ابطالی در شرایع واقع نشده است.
فایده دوم
انجیل معرب انکیل است که لفظ یونانی است به معنی بشارت، و کتابِ مُنزَل است بر مسیح که مشتمل است بر احوال افعال و اقوال وی که با جمعها وحی روشن و بهمصدوقه و یعلمه الکتاب و الحکمه و التوراه و الانجیل (آل عمران: 48) مدلل و مبرهَن است، و هفتاد و یک نفر ملازمت خدمت او را گزیده، دوازده نفر از ایشان خاص الخواص که در اسلام حواریون و در ملت مسیحی اراکیل و اپوس تولی خوانند، بعد از صعود مسیح به آسمان دو نفر از حواریون که متی و یوحنا و دو نفر از سایر هفتاد [ و] یک نفرکه مرقوص و لوقا باشد به نوشتن انجیل پرداختند.
اولا متی بلافاصله از صعود در ولایت یهودیه به لفظ عبرانی کتابت نمود و ثانیا مرقوص بعد از گذشتن 15 سال از صعود مسیح، به لفظ سریانی که زبان خاندان آلداود (ع) بود نوشت، و ثالث لوقا بعد از 17 سال از صعود در انطاکیه به زبان یونانی به رقم تحریر آورد و رابعا یوحنا که عزیز و محبوبترین حواریون بود در نزد مسیح، در شهر ابیسوس به زبان رومایی که الحال به لَتین اشتهار دارد تحریر نمود، بعد از 53 سال از صعود مسیح به عالم بالا و از این است که اناجیل اربعه میگویند و همه مصدق یکدیگر و در ملت مسیحی معتبر میباشند.
و بعد، مضامین اناجیل را هر فرقه و هر طایفهای از ملت عیسوی به لفظ خودشان بیکم و زیاد درآورده و انتشار یافت و اما در مضامین و معانی با این همه اختلافات السنه، سر نقطهای تخلف نیست و همه مطابق یکدیگر و در هر موضع معتبر است.
فایده سیم
نصاری ماخوذ از ناصره است که شهر ولایت جلیل بود از زمین کنعان، و یهودا ومحل تربیت و نشوو نما یافتن مسیح است. به سبب انتساب مسیح به ناصره جلیل، نصارا به آنجا انتساب یافتهاند و امّت مسیح ابن مریم هستند.و آن مبعوث بود به بنیاسرائیل به نص آیه شریفه: و رسولا الی بنی اسرائیل (آل عمران:49) و خدای تعالی از حال طفولیت در گهواره به او وحیها و لطفها فرمود و در 30 سالگی مبعوث شد و مدت دعوتش 3 سال و 3 ماه و 3 روز شد و شمعونالصفا که افضل حواریون بود علما و زهدا و به بطرس اشتهار دارد، وصی خود نموده و به آسمان بالا رفت.
پس متابعان مسیح اختلاف نمودند در دو چیز: اول در کیفیت نزول و تجسد کلمه و ثانی در صعود و توقد کلمه. و این اختلاف به جمیع ملت نصارا سرایت نموده تا هفتاد و دو فرقه شدند. اما بزرگترین فرق ایشان سه فرقه است که سایر از ایشان منشعب گردید: ملکانیه و یعقوبیه و نَسطوریه. اما ملکانیه متابعان ملکا بودند که در روم و فرنگ ظهور نمودند که اکثر قاطنین آن سامان ملکانی میباشند و از برای خدای تعالی سه اقنوم ثابت میکنند و میگویند که خدای تعالی جوهریست قائم به ذات خود؛ در جوهریت یک و در اقنومیه سه است و قصد ایشان از اقنوم، صفات وجود و علم و حیات است که پدر و پسر و روح القدس باشد و میگویند که کلمه اقنوم علم است با جسد مسیح متحد شده و آن کلمه با جسد مسیح است و بیش از اتحاد علم مسیح نمیگویند و تصریح کردهاند که جوهر غیر اقانیم است و اقانیم را زاید برذات میدانند، مثل موصوف و صفت و از اینجا اثبات تثلیث نمودهاند که آیه شریفه لقد کفر الذین قالوا ان الله ثالث ثلاثه منبی از آن است.
اما یعقوبیه به اقانیم ثلاثه معتقدند، چنان که ذکر کردیم و لکن میگویند که همه اقانیم به لحم و دم منقلب و جسد مسیح گردید. پس خدا مسیح است که به آن جسد ظاهر شده بود و آیه شریفه لقد کفر الذین قالوا ان الله هو المسیح ابن مریم، حجت از آناست و بعض از ایشان میگویند که لاهوت و ناسوت ظهور نمودهاند به طریق حلول و نه به طریق اتحاد، بلکه از حیثیت هویت چنان که گویند ملک به صورت انسان یا شیاطین به صورت حیوان ظاهر شده. پس مسیح یک جوهری است از دو جوهرلاهوت و ناسوت که آن خدای مولود است که از مریم متولد شد، تعالی اللّه علوا کبیرا.
و طایفه ارامنه که شعبهای هستند از شعبه یعقوبیه، گمان کردهاند که کلمه از مریم چیزی نگرفت، لکن از مریم گذشته، مثل جریان آب از میزاب و آنچه که از شخص مسیح دیده میشد مثل خیال یا عکس در آینه بود و همچنین قتل و صلب در خیال واقع شد، اما معتقدند که خدا یک است ذو الاقانیم الثلاثه و اقانیم را زاید بر ذات نمیدانند و معتقدند که کلمه با جسد متحد شده نه به طریق امتزاج چنان که ملکانیه قائلند و نه به طریق ظهور چنان که یعقوبیه میگویند، بلکه مثل اشراق شمس برموضعی یا بر بلوری، یا مثل ظهور نقش در خاتم.
و منشعبات این فرق ثلاثه، گمانهای دیگری کردهاند در نزول که ذکر آنها موجب خروج از مطلب است.اما ملکانیه گویند که مسیح ناسوتی است کلی نه جزوی، و آن قدیم ازلی است و قتل و صلب بر ناسوت واقع شده که آن محدث است و یعقوبیه گویند که قتل و صلب به آن جوهر مولود واقع شده، چه مسیح را قدیم مِن وجه و مُحدث مِن وجه میدانند و میگویند که هرگاه بر یکی واقع شود آن مسیح نیست.
فایده چهارم
اطلاق لفظ ابوت و بنوت بر خدا و بر مسیح که در اکثر مواضع اناجیل اربعه یافت میشود از قبیل [اینکه] از ابر صدا آمد که، تو پسر منی که با تو شاد میشوم و شمعون الصفا گفت به مسیح که، تو پسر خدایی به حقیقت و در جای دیگر، انک انت ابن الوحید و غیر ذلک که در فصول اناجیل اطلاق شده است و ظواهر آنها سبب کفر و شرک نمودن ملت نصارا گردیده، ماول و محمول به لغت و اصطلاح آن زمان است؛ چه در میان بنیاسرائیل و ابناء آن زمان، صلحا و عباد و انبیاء را ابناءالله میخواندند و مع ذلک تمامی بنیاسرائیل خودشان را فرزندان خدا میگفتند و متمسک میشدند به آیه شریفه تورات که خدا - جل و علا - فرموده که، بنیاسرائیل فرزندان نخست زاد منند و مندفع است به آنچه مسیح در نصایح حواریون در انجیل میفرماید: من میگویم به شما دوست دارید دشمنان خود را و احسان کنید به کسانی که به شما بغض نمایند و رحمت فرستید به کسانی که اذیت شما میکنند تا بشوید پسران پدرِ شماها که در آسمان است، چنان پدری که آفتابش بر نیکوکار و بدکار میتابد و تمام شوید چنان که پدر شما در آسمان تمام است و باز گفته: نظر کنید به صدقات خود و ندهید صدقات را در پیش روی مردمان که به ایشان بنمایید و نشان دهید، پس ضایع نشود اجر شما پیش پدر شما که در آسمان است و باز در حین صلب شدن میگفت: میروم به سوی پدرم و پدر شماها و خدایم و خدای شماها. و باز در دعوت یهودان در فصل پانزدهم انجیل یوحنا گفته که، مسیح مهیا شده است که مرده شود نه بهعوض امت تنها بلکه جمع نماید پسران خدا را که پراکنده بودند بسوی یکی و باز درفصل هشتم انجیل یوحنا در حینی که یهودان را سرزنش میکرد، یهودان به مسیح گفتند، ما از زنا زاییده نشدهایم؛ از برای ماها یک پدر است که آن خداست. مسیح گفت که هرگاه شما پسران خدا بودید و خدا پدر شما بود، مرا دوست میداشتید و باز در فصل سیم انجیل لوقا میگوید: چون مسیح به 30 سالگی رسید مردم چنان گمان میکردند که مسیح پسر یوسف و یوسف پسر هالی و اجداد یوسف را تا به شیث رسید و میگوید شیث پسر آدم و آدم پسر خدا.
و غیر از اینها در مطاوی اناجیل از این قبیل بسیار است.
و الان ـ للّه الحمد ـ که از همت والا نهمت والا، اناجیل اربعه به قالب الفاظ فارسیآمده است هر صاحب سواد جزوی خواهد فهمید، فمن اراد فلیراجع.
پس معنی ابوت و بنوت مثل آن میشود که به طالبان دنیا "ابناء الدنیا" و به طالبان آخرت "ابناء الاخره" گویند؛ یا معنی علت و معلول، خالق و مخلوق و طالب ومطلوب باشد، و ارباب شرایع مقدمه لفظ ابوّت را بر خدای تعالی اطلاق میکردند به اعتبار این که سبب اوّل است و از این جهت میگفتند که پدر، پدر کوچک است و خدا پدر بزرگ است. به این سبب جاهلان گمان ولادت کردند. و به بعضی این اجوبه مذکوره جناب رسالت پناه محمدی (ص) در حین مناظره راهب اشاره فرموده و در احتجاج طبرسی مذکور و بر السنه علما مشهور است.
فایده پنجم
در فصل چهاردهم و در آخر فصل پانزدهم و در اول فصل شانزدهم از انجیل یوحنا، مسیح در وصایایی که به حواریون میفرمود به آمدن فارقلیط که نجات دهنده عالماست و نطق کننده به طریق وحی، نه از نفس "پیش" خود، نص و تصریح نموده در لفظ رومانی ـ که الان به لتین اشتهار دارد ـ به اوکلیت و در لفظ سریانی فارقلیط که هر دومترادفند به معنی مردِ عالم محبوب و پسندیده صاحب شریعت و محمد و احمد هردو به معنی پسندیده هستند به عربی.
و این بنده ضعیف همین مواضع را با الفاظ رومانی که الحال لفظ لتین و مجموعه کتب علمیه عقلیه و نقلیه علمای روم و فرنگ به این لفظ است بعبارته نقل و همچنین همین مواضع را به الفاظ سریانی که زبان خاندان داود عو لسان قدیم ملت نصارا است و تغییر جزوی با الفاظ عربی دارد و بالفعل اکثر کتب فرق نصارا به آن لفظ و میان ایشان مصطلح و متداول است ایراد نموده و ترجمه هر زبان و لفظ را به لفظ فارسی به رقم سرخی در تحت اللفظ نوشته و مع ذلک همان مواضع را مثل سایر مواضع انجیل به قالب لفظ فارسی آورده علی حدّه مرقوم داشت تا بصیرت تمام از برای خاص وعوام حاصل شده باشد و هو قول الله تعالی: وَاذ قال عیسی ابن مریم یا بنی اسرائیل انی رسول الله الیکم مصدقا لما بین یدی من التوراه و مبشرا برسول یأتی من بعد اسمه احمد (صف: 6.)
[فایده ششم در باره برخی از اصلاحات و اسامی موجود در انجیل و شرح آنهاست که در این معرفی کوتاه، نیازی به ارائه آن نیست]
رسول جعفریان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: