در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از جایگاه نی در فرهنگ و ادبیات ایرانزمین بگویید.
این ساز در ادب و فرهنگ پارسی و ایرانی به یک نماد تبدیل شده است. این نماد از نظر کثرت استفاده در کنار گل قرار میگیرد و بویژه در آثار شاعران عارفمسلکی همچون مولانا بسیار دیده میشود.
اشاره به مولانا کردید. این کنسرت را هم به نام و یاد این شاعر پارسیگوی برگزار کردید.
مولانا مثنوی خود را با شرح سوز و گداز نی و انسان آغاز میکند که همه ما آن ابیات را میشناسیم. البته شاید با این بیت بهتر بتوان نگاه این عارف بزرگ را به این ساز پر رمز و راز درک کرد:
دو دهان داریم گویا همچو نی
یک دهان پنهانست در لبهای وی
این کنسرت را از سوی دیگر در روزهای نزدیک به سالگرد تولد مولانا برگزار کردیم و بهتر دیدیم به نام و یاد او باشد.
شما بیشتر نیهای گوناگون مورد استفاده در گوشه و کنار جهان را دیده و آزمودهاید. تفاوت و ویژگی نی ایرانی را در چه میبینید؟
نی ما کاملترین ساز در گونه خود است. همانطور که گفتید، همه جای دنیا نی دارند و شکل آنها متفاوت است، اما صدای هیچیک به پای نی ایرانی نمیرسد.
این مزیت نی ایرانی در چه چیزی نهفته است؟
در شیوه نوازندگی ما. نی ایرانی صدایی ممتاز و ویژه دارد. به این دلیل که نوازندگان ایرانی، نی را با دندان مینوازند و دیگران در آن با لب میدمند. سوز و گداز و تاثیری که نی ایرانی دارد، در هیچ جای دیگر دیده و شنیده نمیشود.
نظر شما درباره اینکه میگویند نی سازی بدوی است، چیست؟
این یک حسن است. ما دخل و تصرفی در آن نکردهایم و تنها روی آن 6 سوراخ و 7 بند داریم. در واقع آنچه از نی برمیخیزد، همان دم و آه انسان است که از میان این بندها و سوراخها میگذرد و به گوش شنونده میرسد. نی سازی است که ارتباط بسیار مستقیم با خود نوازنده دارد و نمیتوان آن را از پیکر و وجود او جدا کرد.
اما نواختن آن مشکل است و همراهیاش با دیگر سازها مشکلتر.
نه، اینطور نیست. نی کوکهای متعددی دارد و با تمام سازها میتواند همراه شود. مگر در 3 شب گذشته این کار را ما در کنسرت خود نکردیم؟
علاوه بر این، ما در تمام آثار باقیمانده از گذشتگان خودمان میبینیم که نی در همراهی با دیگر سازها نواخته میشده است. تاریخ نی در کشور ما به 6500 سال پیش بازمیگردد. دکتر فریدون جنیدی، در شوش دانیال نگین انگشتری را مربوط به 7 هزاره قبل پیدا کرد که در آن 3 ساز نی، دف و تمبک و البته آوازهخوان در کنار هم هستند.
اما قبول دارید که سختبودن نواختن نی، مشتاقان کمی را به دنبال یادگیری این ساز میکشاند؟
مسلم است که ساز مشکل و سختی است و افراد کمتری به دنبالش میآیند. هنرجو بیشتر به سراغ یادگیری سازهایی چون سنتور و تار میرود که نواختن آن ساده است، در حالی که پس از چند ماه کار مستمر، تازه میتواند تنها صدای نی را درآورد.
با این وضعیت آینده این ساز چه میشود و چه میتوان کرد؟
نباید زیاد نگران بود، این طبیعت نی و نینوازی است. این ساز با آن که ساختمانی ساده دارد، اما یادگیری و نواختن آن بسیار سخت است. برای همین هم هر 100 سال، 2 یا 3 نفر به عنوان نمونه در این هنر میدرخشند و رد پایی از خود برجای میگذارند.
و استادان نوازندگی نی نمیتوانند دست هنرجویان را بگیرند و به این وادی پرسوز بکشانند؟
متاسفانه من عاشق دلسوختهای نمیبینم که در راه نواختن با من قدم بردارد.
مشکل کمبود علاقهمندان به فراگیری نواختن نی تنها به همین عامل بر میگردد؟
البته نه. هنرمند باید عشق داشته و استعدادی در وجودش نهفته باشد تا وارد این گود شود. پس از آن هم باید تامین شود تا بتواند به کار خود ادامه دهد.
چه کسی باید او را تامین کند؟
پاسخ این پرسش را خودتان بهتر میدانید. مسلم است که نهادها و مراکز فرهنگی و دولتی باید این کار را انجام دهند. حمایت از سازهای سنتی، وظیفه ادارات دولتی است. برای مثال، مگر ما چقدر مورد حمایت قرار میگیریم؟ نوازنده و خواننده باید کنسرت بدهد تا با مردم ارتباط برقرار کند. نوار و آلبوم نمیتواند پل مناسبی بین هنرمند و مخاطب باشد.
در 2 سال اخیر که شاهد برپایی کنسرتهای متعددی هستیم و بیشتر بزرگان دوباره به صحنه آمدهاند.
قبول دارم که 2 سال گذشته را باید از پربارترین دورههای برگزاری کنسرت موسیقی سنتی محسوب کرد. همین اتفاق مرا بسیار خوشحال کرده و مردم هم از این فضای به وجود آمده لذت برده و استفاده کردهاند.
و شما هم عاقبت سکوت 8 ساله خود را شکستید.
نمیخواهم دوباره وارد بحثی شوم که در نشست خبری 2 هفته پیش درباره آن مفصل صحبت کردهام و شما هم آن را به چاپ رساندید. فقط این را میگویم که مشکلات گذشته تا حدی حل شد و من شرایط را مناسب دیدم تا دوباره اجرایی زنده داشته باشم.
از دیروز جشنواره موسیقی فجر آغاز شد. شما چرا کنسرت خودتان را در دل این رویداد هنری نگنجانیدید؟
این تاریخ را از قبل مشخص کرده بودیم و امکان جابهجایی آن وجود نداشت. البته از من درخواست شد یکی دو شب دیگر به این کنسرت اضافه کنم که برای من دیگر ممکن نبود. حتما میدانید نواختن نی چه توانی را از نوازنده خود میگیرد.
البته استقبال گرم مخاطبان باید خستگی را از تن شما بیرون کرده باشد.
واقعا خودم انتظار نداشتم پس از 8 سال اینقدر خوب از برنامه استقبال شود.
در این 3 شب نشان دادید هم حال شما و هم حال نیتان خوب و خوش بود.
واقعا همین طور است. وقتی حال نوازندهای خوب باشد، این سرخوشی در صدای سازش هم دیده میشود. نزدیکی ساز و نوازنده در هیچ نمونه دیگری تا این حد نیست.
همراز نی
محمد موسوی، سال 1325 در شهر اهواز به دنیا آمد. ابتدا به نواختن ویولن علاقهمند شد، اما بزودی مسحور صدای نی گردید. نواختن نی را نزد استاد حسن کسایی به کمال رساند و از محضر استادان دیگری چون داریوش صفوت، یوسف فروتن، سعید هرمزی و محمود کریمی بهرهها برد.
موسوی در سال 1346 از سوی استاد احمد عبادی به رادیو دعوت میشود و همکاری خود را با ارکستر گلها آغاز میکند. پس از آن با ارکسترهای بزرگ مجلسی و سمفونی نیز مینوازد و پس از چندی از سوی مرتضیخان حنانه به تلویزیون دعوت و از آنجا وارد مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایران میشود.
او ردیفهای موسیقی سنتی ایران را نزد استادان هرمزی و فروتن میآموزد و مدتی نیز از استاد محمود کریمی تعلیم میگیرد. موسوی و هنرش را مردم چهارگوشه دنیا به تماشا نشستهاند و او را در تکنوازیها و دونوازیهایش ستودهاند. نای پرنقش وی و تواناییهای ذوقیاش را میتوان در همنوازی با بزرگان موسیقی ایران جستجو کرد.
مهدی یاورمنش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: