اما چرا سیاستهای موفق جمعیتی که انتظار میرفت ادامه پیدا کند بتدریج از مقابله با رشد جمعیت بازمانده است؟ جمعیتشناسان معتقدند رشد جمعیت تابع عوامل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است. به نظر میرسد با این 3 فاکتور براحتی افزایش نرخ رشد جمعیت در کشور طی چند سال اخیر قابل توجیه باشد. به لحاظ سیاسی در هر کشوری، دولت مجری و پشتیبان سیاستهای جمعیتی است. با توجه به اختلاط فرهنگهای مختلف در جامعه ایرانی میتوان پیشبینی کرد که اگر دولت سیاست مهار جمعیت را مطابق با شرایط جغرافیایی و اجتماعی هر استان تدوین نکند، هنوز باور فرهنگی در بسیاری از شهرها و شهرستانها بر افزایش ابعاد خانواده متمایل است.
به طور سادهتر، هنوز به لحاظ فرهنگی، بسیاری از خانوادهها مایلند فرزندانشان بیش از یکی باشد، بنابراین دولت در سالهای اخیر نتوانسته مجری، ناظر و پشتیبان مناسبی برای سیاست مهار جمعیتی باشد که اگر بود و اگر هر سال برنامههای جدیدی برای کاهش تدریجی نرخ رشد تدوین میکرد، شاهد رشد 2 درصد جمعیت نبودیم.
اما به لحاظ اقتصادی نیز این پدیده قابل تحلیل است، رشد درآمدهای نفتی و ارزی ایران، افزایش واردات، رشد درآمد سرانه به خاطر افزایش حقوق و دستمزد خانوادهها، سیاستهای انبساطی در بخش بودجه و تزریق پول در جامعه و تقویت قدرت خرید مردم از علل تمایل به داشتن فرزند بیشتر است.
از سوی دیگر رشد جمعیت میتواند به معنی کاهش مرگ و میر موالید و البته افزایش سن امید به زندگی هم باشد که نتیجه سیاستهای بهداشتی و درمانی موفق در سالهای گذشته است، اما از نظر اجتماعی، نگاهی به پیشینه جمعیتی ایران نشان میدهد که متولدان موج اول افزایش جمعیت در دهه 60، این روزها به سن تجدید نسل رسیدهاند، بنابراین با توجه به رشد جمعیت 15تا29سال در ایران از 20 درصد در سال 80 به بیش از 35 درصد در سال جاری، رشد نرخ افزایش جمعیت طبیعی به نظر میرسد. تمام این مطالب بیانکننده واقعیتی خواسته یا ناخواسته در کشور است که باید برای آن برنامهریزی دقیقی صورت گیرد. به نظر برنامه های 5 ساله توسعه میتواند خلا سیاستهای نادیده گرفته شده جمعیتی را با چند بند و مواد اضافی پرکند در غیر این صورت به قول جمعیتشناسان باید در انتظار سونامی افزایش جمعیت در ایران بود و این، حتما روند توسعه در ایران را کند خواهد کرد.
کتایون مصری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم