خاطرات کودکی

من عاشق ایرانم

من ناصر تقوایی هستم. من عاشق ایرانم. برای این که ایران وطن من است. من عاشق خوزستان هستم، برای این که خوزستان ولایت من است. من عاشق آبادان هستم، برای این که آبادان زادگاه من است. من در یک دهکده عرب‌نشین، در نخلستان‌های سرسبز آبادان، به دنیا آمدم.
کد خبر: ۲۲۲۱۲۷

مـی‌خـواهـم از زمان آبادان و دوره کودکی‌ام شروع کنم. پدر من کارمند گمرک بود و یکی از وظایف او این بود که به شهرهای کوچک حاشیه خلیج‌فارس سـفـر بـکـند. به همین دلیل در دوره کودکی‌ام این امکان را داشتم که سفر طول و دراز چندین ساله‌ای، داشته باشم.

در تمام بنادر جنوب، از خرمشهر تا چابهار، حاصل این سفر آشنایی عمیق با فرهنگ بومی مردم خودمان بود. تا کلاس دوم ابتدایی در آبادان درس خواندم و بعد از آن به بندر لنگه رفتیم. در آن موقع نه تلویزیونی بود و نه رادیویی که تا آن مناطق برد داشته باشد.

بنابراین پدر من که اهل مطالعه بود و روزنامه می‌خواند، تمام نشریات ایران را مشترک بود. اگرچه گاهی یک ماه طول می‌کشید تا محموله‌های پستی به دست او می‌رسید. او شب‌ها کار رادیو و تلویزیون را برای ما می‌کرد و داستان‌ها و پاورقی‌های روزنامه را برای ما می‌خواند.

خیلی خوب و دلنشین می‌خواند. او مرا به داستان‌سرایی علاقه‌مند کرد، به طوری که در سال‌های سوم و چهارم ابتدایی با بچه‌های همکلاس‌مان نمایش‌هایی توی خانه‌مان راه می‌انداختیم. این کار از همان سال‌ها برای من خیلی جدی بود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها