در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قصه
حوادث فیلم در شمال استرالیا و در دوران قبل از جنگ جهانی دوم اتفاق میافتد. لیدی سارا اشلی (با بازی کیدمن) زن میانسالی است که سالها قبل سرزمین مادریاش استرالیا را ترک کرده و در شهر لندن زندگی میکند. او که حالا لقب یک آرستیو کرات انگلیسی را گرفته، سالهاست که به استرالیا سفر نکرده است. بزودی خبر میرسد تنها عضو فامیل سارا در استرالیا مرده و یک قطعه زمین بسیار بزرگ و پهناور از وی به جای مانده است، از آنجا که متوفی هیچ فامیل دیگری بجز سارا اشلی ندارد، وی وارث قانونی این زمین است و زمین فوق به عنوان ارث به وی میرسد. سارا اشلی با بیمیلی راهی استرالیا میشود تا ببیند اوضاع از چه قرار است، هدف نهایی او اقامتی کوتاه مدت در استرالیا، فروش زمین و بازگشت به شهر لندن است. زمانی که سارا به استرالیا میرسد، تحت تاثیر جذابیتها و زیباییهای آن قرار میگیرد. زیبایی منطقه مورد نظر ــ که به سارا به ارث رسیده ــ بشدت او را مجذوب خود میکند. ولی سارا میخواهد همان کاری را بکند که از ابتدا قصد انجام آن را داشت:
فروش زمین. ولی پس از مدت کوتاهی متوجه مشکلات این کار میشود. یکی از اهالی با نفوذ منطقه به نام بال (با بازی ری بارت) میخواهد زمینها را مجانی از چنگ سارا در آورد. او که فکر نمیکرد این زمینها صاحبی داشته باشد، قصد داشت آنها را به نفع خود مصادره کند که حضور سارا نقشههای او را به هم میریزد. بال به شکلهای مختلف برای سارا مشکل و دردسر درست میکند، ولی سارا تصمیم خودش را گرفته است. او میخواهد از مایملک خود محافظت کند و به همین دلیل تصمیم گرفته در محل بماند. ورود غریبهای گاوچران به نام درور (با بازی هیو جکمن) اوضاع را تغییر میدهد. او به کمک سارا میآید. وی که از دوستان قدیمی خانوادگی اشلی است، در عین حال یک مشکل قدیمی هم با بال دارد و فکر میکند حالا وقت خوبی برای تسویه حساب است. در همین اوضاع و احوال است که با شروع جنگ، محل زندگی سارا اشلی توسط چند جنگنده بمباران میشود. هواپیماهای متجاوز ژاپنی هستند که چندی قبل از آن به پرلهاربر حمله کردهاند و... .
نقد
ساخت فیلم «استرالیا» با دردسرها و مشکلات فراوانی همراه بود. از این فیلم به عنوان گرانترین و پرخرجترین محصول کل صنعت سینمای استرالیا اسم میبرند و استرالیاییها دلایل زیادی برای ستایش این فیلم دارند.
تهیهکنندگان «استرالیا» از همان ابتدای کار تصمیم گرفتند دو نقش اصلی فیلم را به بازیگران استرالیایی تباری بسپارند که در عین حال تماشاگران بینالمللی هم آنها را خیلی خوب میشناسند. این نکته نشان میدهد که سازندگان فیلم ضمن رعایت حال تماشاگران داخلی، خواستهاند فیلمی تهیه کنند که مخاطب بینالمللی را هم در سطحی وسیع داشته باشد.
در همین حال، گنجاندن بخش جنگ به قصه فیلم، حکایت از آن میکند که لورمن میخواسته دیدگاههای خود درباره جنگهای چند سال اخیر در سطح بینالمللی را نیز بیان کند. قصه فیلم به شکلی روشن و واضح نشان میدهد که حتی جنگ (دراینجا جنگ جهانی دوم) نمیتواند نقطه پایانی بر حس طمعکاری آدمها باشد و این نکتهای است که خط اصلی قصه فیلم را تشکیل میدهد. حضور چنین عنصری در قصه فیلم، جذابیت خاصی به مضمون اصلی فیلم ــ ایستادگی یک زن در برابر موانع متعدد و شکلگیری یک قصه عاشقانه رومانتیک ــ میدهد و این همان هدفی است که بازلورمن در فیلمش به دنبال آن است. منتقدین سینمایی فیلم را به دو بخش تقسیم میکنند و میگویند یک ساعت اول آن با بقیه فیلم تفاوت آشکاری دارد. شروع فیلم آرام و بیتحرک است و بیشتر به معرفی کاراکترها و اهداف آنها میپردازد. با گذشت یک ساعت از شروع فیلم، فضای جنگی بر آن غالب میشود و تماشاچی شاهد آغاز یک قصه اکشن، پرحادثه و ماجراجویانه است. با وجود حال و هوای روشنفکرانه فیلم، قصهاش بشدت تماشاچی را سرگرم میکند و لحظهای او را آرام نمیگذارد. در همین رابطه، قصه فیلم لحظات پیشبینی شدهای را در دل خود دارد که باعث حیرت و سرگشتگی بیننده میشود. با آن که در برخی لحظات فیلم لحن کمدی پیدا میکند، ولی لورمن نمیگذارد قصه به سمت یک کمدی بزن بکوب برود. لحن قصه هر چه که فیلم جلوتر میرود، سیاهتر میشود و مضمون اصلی شدیدتر و سختتر شده و خود را به شکلهای متفاوتی به نمایش میگذارد. سازندگان فیلم هنگام ساخت آن توجه ویژهای به جنبههای توریستی کار داشتهاند و چشماندازها و استپهای این کشور پهناور قدیمی را خیلی زیبا در معرض دید بیننده قرار میدهند. اداره توریسم استرالیا فیلم را به عنوان یک اثر موفق معرفی میکند و عقیده دارد نمایش بینالمللی آن باعث جذب بیشتر توریستها به این کشور خواهد شد. همین نکته باعث شد تا گروهی از منتقدین سینمایی بگویند «استرالیا» فیلمی تبلیغاتی به نفع اداره توریسم این کشور است. در هر صورت، فیلمی مثل، استرالیا نمیتواند خالی از جذابیتهای توریستی باشد، زیرا در دل قصه فیلم با کاراکتری سروکار داریم که سفرش به استرالیا تا حدودی میتواند یک سفر تفریحی و توریستی ارزیابی شود. در ادامه ماجراست که نگاه توریستی این کاراکتر (یعنی سارا اشلی) به مسائل و استرالیا عوض میشود. صنعت سینمای استرالیا امیدوار است اکران عمومی این فیلم باعث تقویت سینمای ملی در این کشور شود و با تولید «استرالیا» کار زیادی برای بسیاری از دستاندرکاران سینمایی به وجود آورد و قرار است لورمن بزودی کار برروی چند پروژه جدید را با همین عوامل آغاز کند.
کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: