قربانی‌تان مبارک

فلسفه عید قربان، از خود گذشتن است. رمز و راز عاشقی قربانی کردن است. باید نشان دهی که عاشقی. تا قربانی نکنی که عاشق نیستی. تا قربانی نکنی به حریم معشوق راهت نیست. حکایت عاشقی و قربانی کردن، داستان از خود گذشتن است، از هر چه که داری و نداری.
کد خبر: ۲۲۱۹۴۲

 ادعای عاشقی که می‌کنی باید پا در میدان بگذاری، همه چیز را باید بگذاری و بگذری. گر سودای یار در سر داری، نباید سودایی دگر را در سر داشته باشی. نباید عشقی جز عشق او در دل بپرورانی. یار می‌خواندت به قربانگاه تا بنگرد چه می‌کنی؟! می‌طلبد تو را و می‌گوید بیا و خودت را هم بیاور. آیا می‌روی؟!

در نرد عشق، که نمی‌توانی دوئیت را به همراه داشته باشی. یار می‌داند که تو از دوئیت خود، در محنتی، می‌خواهد تو را رها کند، رها از بند خود. آن کس که عاشق است، باید بزداید منیتش را و آن پس به قربانگاه برود. مدعی عشق و عاشقی، در خلوت خود نباید کس دیگر را راه دهد، جز معشوق. معشوق آن گونه می‌خواهدت که تیغ را برداری و بر گلوی تمنایت بگذاری و بکشی، تا ببیند چگونه است. دستانت نمی‌لرزند؟! شک به دلت راه نمی‌یابد؟!

تا هنگامی که منیت هست، یار حضور ندارد، اصلا راهت نمی‌دهد و تا هنگامی که «خود» در میان است، عشق بی‌معناست. رمز و راز عاشقی یکی شدن است. باید قربانی کنی تا پرده‌ها به کناری روند، آن وقت محبوب نمایان می‌شود. پرده از رخساره برمی‌دارد، قدم رنجه می‌کند و به وصال یار خواهی رسید و آنگاه عشق و عشق‌بازی آغاز می‌شود.

و همین است که ابراهیم، سردار عاشقان است، سالار قربانگاه عشق است.

باید بدانی که، گر به مقام ابراهیمی خواهی رسیدن، باید اسماعیلت را، پاره جگرت را به قربانگاه ببری، تیغ تیز عشق را بر گلوی نازنینش بگذاری و بکشی! آن گاه معشوق درمی‌یابد عاشق‌پیشگی‌ات را.

عید قربان، همچون غزلی زیبا، نشانی از قربانی عاشقانه را می‌سراید. غزل عشق، ابراهیم است و قربانی عاشقانه، اسماعیل؛ و هنگامی که تیغ را بر گلوی نازنینش نهاد، معشوق پیام داد که ای ابراهیم، تو دیگر خلیل مایی!

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست
که هر چه بر سر ما رود ارادت اوست

«قربانی‌تان مبارک» حریم عشق حرمت می‌خواهد، حرمت عشق را نگه‌داریم.

جام جم آنلاین فرا رسیدن عید قربان را به همه مسلمین جهان تبریک می گوید.

محمد صفری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها