در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«بیگناهان» بیشک محل مانور ریختاری برای سازنده اثر در مرحله دوم و در مرتبه نخست برای تدوینگر و نویسنده سریال است که به نوعی خود را در جایگاه مولف سریال قرار داده و کارگردان را با تمام قابلیت هایش به حاشیه آرامش راندهاند.
داستان با یک سرقت در سال 62 گردونه رخدادهایش را به جنبش انداخته و پس از آن بلافاصله به زمانه فعلی و دهه 80 گام میگذارد. نحوه سرقت و محاکمه تنها خاطی دستگیر شده، مناسبات داستانی 2 قسمت آغازین سریال را رقم زده است.
آنچه در بدو امر این جرقه آغازین داستانی را به زیر سیطره خود کشیده، نحوه نگرش و پردازش سازنده سریال و مهمتر از آن تدوینگر و همه کاره سریال به یک واقعه معمولی است.
به گونهای که بیننده به جای این که بر دادهها و کلیدهای داستانی تمرکز کند، هوش و حواسش به ضرب شست ریختاری و اجرایی یک سرقت و کش آمدن بیدلیل روایت معطوف میشود.
این حفره تکنیکی زمانی مانند دمل سرش گشوده میشود که در باز خوانی سرقت از منظر متهم، مامور حفاظت و رئیس بانک، ما به دادههای دندانگیری دست نمییابیم.
از سوی دیگر، نگرش کارگردان و ایضا تدوینگر به رویه سرقت از یک زاویه و ریختار ثابت است، در حالی که چند نفر این رخداد را تشریح میکنند. در هر سه این روایتها هیجان مصنوعی و به گونهای آنارشیستی با حربه دوربین روی دست ، جامپ کات و عقب جلو کردن صدای صحنه ترکیب نامیزانی را رقم زده که دیدار یک مرتبه آن جذاب و مقبول است ولی وقتی از دید سه نفری که صحنه سرقت را تشریح میکنند ، 3 مرتبه و با یک شیوه پردازش مواجه میشویم ، چیزی جز خط خطی شدن اعصاب بیننده و کش آمدن زمان روایی برای سریال به ارمغان نمیآورد.
این روزها بهره وری از جامپ کات برای برخی تدوینگران جوان به منزلت و تشخص ویژهای بدل شده که جدای از کارکرد درست فنی برای تلخیص و دور زدن یک رخداد، عامل مخرب برخی از آثار نمایشی شده است. داستان به نوعی ضد قهرمان محور است و آدمها همه ریگی به کفش دارند و فرشته مسلک و سفید صرف نیستند.
این نحوه چینش آدمها در کنار حضور مقبول چند هنرپیشه کار کشته و با سابقه حرارت نیمبندی به کلیت سریال داده است، هرچند ضعفهای آشکار برخی جوانان بازیگر در مواجهه با باسابقهها نمود واضحی در کلیت کار دارد، کافی است فصل رودررویی جلال با دخترش لیلا را مرور کنیم.
گروه سازنده بیگناهان همان تجربه اولین شب آرامش را به گونهای چه در ساختار و چه در بستر محتوایی تکرار کردهاند. برای کارگردانی که به ابزارش تسلط دارد و قصه گویی دغدغه همیشگی اوست، دوباره سازی و به نوعی تکرار تجربههای پیشین خوش آیند و مقبول نیست.
این که بخواهیم به صرف نشان دادن ضرب شست تکنیکی برای اثر تشخص و منزلت فراهم کنیم، شاید در 2 دهه قبل نزد مخاطب خاص و عام اعتباری داشت اما در زمانه کنونی که مخاطب به انواع و اقسام آثار نمایشی دسترسی دارد، شاخصههای دیگری ورای تکنیک صرف برای او مهم است.
علی احسانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: