شاکی در تشریح ماجرا به بازپرس شمسالدینی گفت: چند ماه بود که برای یافتن کار مناسب به ادارههای مختلفی مراجعه میکردم تا این که هفته گذشته برای خرید از منزلم خارج شدم و به راننده یک دستگاه خودوی پژو که مقابلم توقف کرد، مقصدم را که در یکی از محلههای شمال تهران بود، گفتم و سوار خودرو شدم.
پس از طی مسافتی، راننده که مردی سالخورده بود، سر صحبت را با من باز کرد و وقتی متوجه شد که در جستجوی کار هستم، گفت، صاحب یک مهدکودک است و آشنایی فراوانی با مدیران مهدهای کودک دولتی در تهران دارد و اگر بخواهم او میتواند مقدمات استخدام مرا در یکی از مهدهای کودک تهران فراهم کند.
مرد سالخورده در قبال استخدام من، مبلغی پول از من طلب کرد و چون پول کمی همراه داشتم، 3 النگوی طلایی را که داشتم به وی دادم و او پس از دادن شماره تلفن همراهش به من، خواست 3 روز دیگر تماس بگیرم تا او نشانی محل کارم را در اختیارم بگذارد.
چند روز بعد، وقتی با شماره تلفن صاحب مهدکودک تماس گرفتم، وی پاسخ نمیداد و جستجویم برای یافتن او بینتیجه ماند. به این ترتیب پرونده به پلیس آگاهی تهران ارسال و تحقیقات در این خصوص آغاز شد. پس از این شکایت، دختران و زنان جوان دیگری هم به مرکز پلیس مراجعه و شکایتهای مشابهی ارائه کردند.
تصاویر رایانهای راز مرد شیاد را برملا کرد
ماموران با اطلاعاتی که از این شاکیان به دست آوردند، به چهرهنگاری رایانهای از مرد شیاد پرداختند که معلوم شد، همه تصاویر رایانهای با هم مطابقت دارد.
به این ترتیب، تحقیقات گسترده برای دستگیری متهم فراری ادامه پیدا کرد تا این که وی 10 روز قبل وقتی قصد کلاهبرداری از دختر جوان دیگری را داشت، در یکی از محلههای شمال تهران شناسایی و دستگیر شد.
با مشخص شدن هویت متهم به نام ناصر وی به مرکز پلیس منتقل شد و مورد بازجویی قرار گرفت و دچار تناقضگوییهای متعددی شد تا عاقبت در مواجهه با شاکیان، راز کلاهبرداری از آنها را فاش کرد.
سرقت پول و طلا به بهانه استخدام در مهدکودک
ناصر - مرد شیاد - در اظهاراتش به پلیس گفت: چندی قبل ورشکسته شدم، بنابراین وسوسه شدم از دختران و زنان جوان که جویای کار هستند، کلاهبرداری کنم.
بعد از آن با خودرو، در محلههای شمال غرب و شمال تهران به بهانه مسافرکشی در شهر پرسه میزدم و پس از شناسایی دختران و زنان جوان تنها که در خیابان منتظر تاکسی بودند آنها را سوار میکردم و در میانه راه به گفتگو با آنها میپرداختم و پس از آن که متوجه میشدم جویای کار هستند، با وعده استخدام در مهدهای کودک دولتی تهران آنها را فریب میدادم و از آنها پول و طلاهایشان را در قبال فراهم کردن شرایط استخدامشان دریافت میکردم و تاکنون از دهها نفر جویای کار کلاهبرداری کردهام.
بنا بر این گزارش، متهم با قرار قانونی بازداشت شد و تحقیقات تکمیلی از وی ادامه دارد.
داوود شمسالدینی بازپرس شعبه هفتم دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه یک تهران با دستور قضایی مبنی بر چاپ تصویر متهم بدون پوشاندن چهره از مردم خواست، چنانچه از وی شکایتی دارند به شعبه هفتم بازپرسی واقع در تهران، خیابان شریعتی، جنب پل صدر، خیابان الهیه مراجعه کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم