ضعف تیمورتاش در زندان

در بخشی از کتاب «خواندنی‌های قرن، نویسنده به ذکر خاطراتی از چند زندانی مشهور و نحوه برخورد آنان با وضعیت زندان می‌پردازد و از جمله پیرامون تیمورتاش، جلاد مجاهدان جنگل چنین می‌نویسد:
کد خبر: ۲۲۱۷۵۴

ما در بیرون، از قساوت قلب و بی‌رحمی تیمورتاش خیلی خبرها شنیده بودیم. قصه رقت‌آور اعدام دکتر حشمت و سایر آزادیخواهان گیلان را به خاطر داشتیم، از طرف دیگر بالاخره او یک مرد سیاسی، یک رجل برجسته، یک افسر مدرسه دیده و یک مرد متجدد و معروف بود. انتظار می‌رفت که حوادث و سختی‌ها را اهمیت نداده، ولو برای حفظ شئونات و مقام خود هم باشد، گریه و زاری نکند. زندان حقیقتا محک بسیار خوبی است. خیلی مردان فقیر مردنی و بیچاره‌تر از او را دیدیم که در آنجا کمال تهور و مردانگی را بروز داده، سختی‌ها، گرسنگی‌ها، و زجر و شکنجه‌ها را مسخره می‌کردند. اما آقای وزیر درباره پهلوی از همان روز اول، زبون، بیچاره و حقیر شده بود. از صدای جغد می‌ترسید. می‌گفت: این جغد بالاخره سر مرا خواهد خورد.هر چیز را به ضرر خود حساب می‌کرد، و از هر پیش‌آمد کوچکی متوحش می‌شد. همان چند روز اول پیر و شکسته و فرسوده شده بود. روی صندلی خود نشسته، دائما گریه می‌کرد. ماها را نمی‌گذاشتند به او نزدیک شویم، ولی بواسطه نظافتچی، فهیمده بود که سیاسی هستیم.

شنیدیم هنگام محاکمه گریه کرده بود. اول در بیمارستان نگاهش می‌داشتند. یک ماه به فوتش مانده به کریدور مخصوص مجرد، انتقالش دادند.

یکی می‌گفت: آجودان سوتی انگشترش را دزدیده بود. پسرش را از دور، از پنجره بیمارستان ملاقات داده بودند. به هر حال فوت تیمورتاش در زندان اثر شدیدی نکرد. مردم از زبونی و بیچارگی او خوششان نیامده بود، حتی تعجب هم نمی‌کردند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها