در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
1- عادت به ضربه زدن: کسی که یک عمر آزگار اگر شرایط پا میداد با پایش به توپ میزد و گل میکاشت، خب این پای بی زبانش به عمل ضربه زدن عادت میکند و چنانچه یک روزی یک عدهای بنا بر یک سناریوی از پیش طراحی شده، به عوض توپ مورد نظر یک مشترک مورد نظر را بیاورند ، او را هم می زند خطای چشم یک اشتباه قابل اغماض و چشمپوشی است.
2- احتمال سناریو بودن دعوا: خیلی از دعواها در طول تاریخ بوده که بعد معلوم شده بر سر لحاف ملا بوده و کل دعوا از قبل طراحی شده بوده است. در این مورد اخیر نیز فوتبالیست ضارب اصلا قصد و غرض کتککاری نداشته، بلکه این خود شخص مضروب بوده که به تحریک و تشویق هوادارانش قسمتهای مختلف بدنش را در معرض اصابت مشت و لگد قرار میداده و از این عمل خجالت هم نمیکشیده است.
3- نداشتن لباس خبرنگاری: وقتی شخص مضروب لباس شخصی به تن دارد و سراسر وجودش فاقد لباس خبرنگاری (کاور سابق) میباشد؛ آن وقت چگونه میتوان انتظار داشت که فوتبالیست مورد اشاره قادر به شناسایی وی و قطع هرگونه ضرب و شتم احتمالی باشد؟
4- محبوب بودن زائدالوصف: فوتبالیستها عموما محبوب هستند، همین چند روز پیش یک برادر شوفری یک نوار عمیقی در ماشین رنگ متالیکش گذاشته بود که به زبان شیرینی میگفت: «خودت میدونی عزیزی.......» بالاخره با یک آدم محبوب که نمیتوان و نباید مثل یک آدم عادی برخورد لازم کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: