نگاهی‌ به‌ مجموعه‌ شعر در جشن‌ جنوبی‌ چشمانت سروده غلامحسین‌ دریانورد

تا دریا‌

شعر چیست؟ هر مجموعه‌ اشعار و گاهی‌ هر شعر یک‌ شاعر پاسخی‌ به‌ این‌ پرسش‌ است. بسیاری‌ از شاعران‌ در طول‌ دوران‌ حیات‌ و کار خویش، پاسخهای‌ متفاوت‌ و گاه‌ متضادی‌ به‌ این‌ پرسش‌ داده‌اند. پاسخ‌ برخی‌ به‌ این‌ سوال‌ بدعتی‌ در جهان‌ شعر تلقی‌ شده‌ و بسیاری‌ دیگر نیز پاسخی‌ مطابق‌ سنت‌ ادبی‌ غالب‌ به‌ این‌ پرسش‌ داده‌اند.
کد خبر: ۲۲۱۳۳۶

 یکی‌ از پاسخهای‌ آشنای‌ شاعران‌ معاصر به‌ این‌  مساله، توجه‌ به‌ خاصیت‌ ثبت‌ احساسات‌ شعر است. آنها شعر را عصاره‌ لحظه‌ عاطفی‌ قوی‌ای‌ در  دوره‌ای‌ از حیات‌ شاعر می‌دانند. زبان، فرم‌ و معنا در این‌ اشعار وابسته‌ به‌ آن‌ لحظه‌ و آنی‌ است‌ که‌  شاعر به‌ سرایش‌ پرداخته‌ است. رسالت‌ چنین‌ شعری‌ انعکاس‌ هر چه‌ دقیق‌تر آن‌ لحظه‌ است. در  جشن‌ جنوبی‌ چشمانت، اولین‌ (و تا امروز آخرین) مجموعه‌ اشعار به‌ چاپ‌ رسیده‌ از غلامحسین‌  دریانورد نیز در پی‌ چنین‌ نگاهی‌ به‌ شعر و شاعری‌ سروده‌ و چاپ‌ شده‌ چنان‌ که‌ خود شاعر در  ابتدای‌ مجموعه‌ می‌نویسد:‌

 امیدوارم‌ این‌ عکسهای‌ یادگاری‌ را از من‌ بپذیرید. عکسهایی‌ از روزها و لحظه‌هایی‌ که‌ به‌ سرعت‌ از  کنارم‌ گذشتند...‌

 دریانورد با این‌ نگاه‌ در قالبهای‌ مختلفی‌ طبع‌ آزموده‌ است. اشعار او در این‌ مجموعه، که‌ از چهار  دفتر تشکیل‌ شده، به‌ صورت‌ شعر سپید بی‌وزن، غزل‌ و دوبیتی‌ سروده‌ شده‌اند. دوبیتی‌ کهن‌ترین‌  قالبی‌ است‌ که‌ وصف‌ و ثبت‌ لحظه‌های‌ شاعرانه‌ به‌ طور سنتی‌ در این‌ قالب‌ انجام‌ می‌شده،  دریانورد نیز به‌ درستی‌ از این‌ قالب‌ استفاده‌ کرده‌ است. دوبیتی‌های‌ او آمیخته‌ با حال‌ و هوای‌  بومی‌ و بندری‌ است‌ که‌ اکثر شعرهای‌ او را در برگرفته:‌

 همه‌ یاران‌ زخشکی‌ خسته‌ بودند‌

 به‌ بحر عاشقان‌ پیوسته‌ بودند‌

 دریغا مثل‌ یک‌ لنج‌ شکسته‌

دل‌ من‌ را به‌ ساحل‌ بسته‌ بودند (دفتر چهارم، بندری‌ها)‌


 بخشی‌ از دوبیتی‌های‌ او نیز علاوه‌ بر نزدیکی‌ در مضمون، اظهار ارادتی‌ مستقیم‌ به‌ فایز دشتستانی‌  است:

عمو فایز! دوبیتی‌ بی‌ تو تنهاست‌

 و تنهاتر ز آن‌ چشمون‌ دریاست‌

 پریشون‌ در پریشون‌ شروه‌هایم‌

 دلم‌ شام‌ غریبون‌ پری‌هاست‌ (دوچشمون‌ دوبیتی‌های‌ خوبی، دفتر سوم، با فانوس‌ قدیمی‌  شروه‌ها شعرهای‌ سپید کوتاه‌ نیز در میان‌ انواع‌ شعر نو، قالب‌ تثبیت‌ شده‌ای‌ برای‌ همین‌  لحظه‌نگاری‌ است. چنان‌ که‌ در شعر بسیاری‌ از شاعران‌ سنت‌ نو مثل‌ احمدی، جلالی، م.آزاد و...  به‌ چنین‌ اشعاری‌ برمی‌خوریم. در برخی‌ از این‌ اشعار دریانورد موفق‌ می‌شود مخاطب‌ را با خود  همراه‌ کند و احساس‌ و خیال‌ او را برانگیزد ازجمله:‌

 راه‌ هست‌ و‌

 شروه‌ای‌ در غبار‌

 و خاطراتی‌ که‌

 با من‌ راه‌ می‌روند‌

 نیمی‌ زخمی‌

 نیمی‌ شهید‌

 و نیمی‌ خسته‌ و خاک‌آلود!‌


 ‌‌(دفتر اول، تبسمی‌ ساده‌ و پیشانی‌بند سبز)‌

 در برخی‌ دیگر دریانورد چیزی‌ به‌ مخاطب‌ ارائه‌ نمی‌کند تا لحظه‌های‌ او را خاصیتی‌ فراتر از  لحظه‌های‌ همگانی‌ ببخشد. به‌ طور مثال‌ در دفتر سوم، با نام‌ چند ترانه‌ و کمی‌ مشکل‌گشا، که‌ اکثر  شعرهای‌ آن‌ در قالب‌ سپیدند و دغدغه‌هایی‌ روزمره‌تر را نیز تصویر می‌کنند: صفحه‌ سفید است‌ /  پر از سکوت‌ و سایه‌ و سلام‌ / پر از آغاز / بر بالین‌ آن‌ بخواب‌ و / رویاهای‌ سبز خود را / بنویس.‌

 غزلهای‌ این‌ 4 دفتر نیز یا با همین‌ کیفیت‌ لحظه‌نگارانه‌ سروده‌ شده‌ یار و یادی‌ رفته‌اند، بخصوص‌  در دفتر اول‌ که‌ بیشتر یاد یاران‌ شهید شاعر را زنده‌ می‌کنند. به‌ طور مثال‌ در غزل‌ علمداران‌ شیدا که‌  به‌ سرداران‌ شهید استان‌ بوشهر تقدیم‌ شده‌ با مطلع: شهادت‌ در شهادت‌ سبز مردانی‌ برین‌ بودند /  علمداران‌ شیدایی‌ که‌ با طوفان‌ عجین‌ بودند. یا شعر حق‌تقدم‌ که‌ بخصوص‌ از لحاظ‌ ایجاز یکی‌ از  اشعار برجسته‌ این‌ دفتر است‌ با مطلع: هر کجا بودی‌ تبسم‌ با تو بود / ای‌ که‌ دریای‌ تلاطم‌ با تو بود.  در برخی‌ از غزلیات‌ اشکالات‌ وزنی‌ و عروضی‌ دیده‌ می‌شود یا بعضی‌ جاها ایراداتی‌ در  رسم‌الخط‌ باعث‌ به‌ وجود آمدن‌ ایرادات‌ عروضی‌ شده‌ چه‌ بهتر بود که‌ با دقت‌ بیشتر چنین‌  خطاهایی‌ ارزش‌ شعر را نمی‌کاست. مثلا در خون‌ غزل‌ از دفتر دوم: سجاده‌ شبهای‌ مرا سرخ‌ گرفته‌  است‌ / خون‌ غزلی‌ که‌ از خم‌ ابروی‌ تو جاری‌ است‌ (با توجه‌ به‌ وزن‌ کز درست‌ است، در بیتهای‌  قبلی‌ نیز این‌ مساله‌ رعایت‌ شده).‌

 بعضی‌ غزلها نیز نگارش‌ دم‌ شاعرانه‌ را در قالب‌ غزل‌ می‌آزماید ازجمله‌ در غزل‌ قلم‌ و کاغذ و  سیگار. این‌ نوع‌ نگاه‌ به‌ غزل‌ نگاه‌ نوینی‌ است‌ که‌ در برخی‌ موارد موفق‌ است‌ اما هنوز نوعی‌ تجربه‌  جدید برای‌ شاعران‌ محسوب‌ می‌شود. در غزل، دریانورد بیشتر به‌ غزلسرایان‌ شعر جنگ‌ نزدیک‌  است. شباهت‌هایی‌ میان‌ او و غزلیات‌ هراتی، امین‌پور و حسینی‌ می‌توان‌ یافت. ‌

 بسیاری‌ از شعرهای‌ مجموعه، به‌ فراخور از لغات‌ محلی‌ گویش‌ جنوبی‌ استفاده‌ کرده‌اند. این‌ نکته‌  مثبتی‌ است‌ که‌ به‌ گستره‌ لغات‌ شعر فارسی‌ می‌افزاید و مخاطب‌ آشنا را نیز با خود همراه‌ می‌کند.  اما متاسفانه‌ معنی‌ این‌ لغت‌ها در کتاب‌ نیامده‌ که‌ فهم‌ شعر و امکان‌ تثبیت‌ این‌ لغت‌ها در زبان‌ را کم‌  می‌کند. ‌

 از آنجایی‌ که‌ شعر جدید، به‌ویژه‌ اشعار بی‌وزن، بیشتر دغدغه‌ خوانده‌ شدن‌ دارند تا شنیده‌ شدن‌  یا به‌ خاطر سپرده‌ شدن، نحوه‌ چاپ‌ و ارائه‌ شعر بسیار مهم‌ است. البته‌ این‌ موضوع‌ در کنار اوضاع‌  سوت‌ و کور چاپ‌ شعر و مخاطب‌ کم‌ این‌ عرصه‌ پارادوکسی‌ پیچیده‌ است. به‌ هر حال‌ در بندر  جنوبی‌ چشمانت‌ در این‌ زمینه‌ تجربه‌ نسبتا موفقی‌ است. اگر چه‌ حجم‌ زیاد شعرها، که‌ حاصل‌ ده‌  سال‌ فعالیت‌ شاعر را بازتاب‌ می‌دهد، مخاطب‌ را دچار اشکال‌ می‌کند. ‌

 مضامین‌ اصلی‌ آثار دریانورد، زندگی‌ و افکار بومیان‌ سواحل‌ خلیج‌فارس‌ بخصوص‌ دیار خودش‌  گناوه‌ و بوشهر و بندر و فرازهایی‌ مهم‌ از تاریخ‌ دفاع‌ مقدس‌ است. پیش‌ از این‌ دریانورد در  نمایشنامه‌هایش‌ (صیقل، حنابندون‌ و...) در آثار مردم‌ نگارانه‌اش‌ در باب‌ زندگی‌ مردم‌ گناوه‌ همین‌  دغدغه‌ها را دستمایه‌ آثارش‌ قرار داده‌ بود. همین‌ نگاه‌ او به‌ عنوان‌ یک‌ جنوبی‌ که‌ در بطن‌ سالهای‌  جنگ‌ و زندگی‌ مردم‌ جنوب‌ قرار داشته‌ آثار او را، هر چند شخصی‌ نیز که‌ باشد خواندنی‌ و سندی‌  از زمانه‌ خود می‌کند. پرداخت‌ صادقانه‌ آثار او چه‌ بسا فاصله‌ درازی‌ تا بلوغ‌ نویسنده‌ خود داشته‌  باشند اما همین‌ صداقت‌ و همدلی‌ او با مردم‌ نگاه‌ او را پذیرفتنی‌ و آثارش‌ را خواندنی‌ می‌کند. مثل‌  باران‌ پرندگان‌ بهاری‌ / ناگهان‌ می‌آیید / با عطر خاطره‌های‌ دور / با گلی‌ سرخ‌ بر سینه‌ / دستی‌ به‌  سر و صورت‌ شهر می‌کشید / و با حجله‌هایی‌ کوچک‌ / کوچه‌ ما را / تا دریا / ادامه‌ می‌دهید. ‌

 مقصود صالحی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها