در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از طاهربنجلون ابتدا کتابی به نام «نژادپرستی برای دخترم» منتشر شد که در آنجا جلون در یک پرسش و پاسخ که بیشتر شکل مصاحبه و گفتگو دارد، با دخترش به گفتگو میپردازد. هر چند در آن گفتگوی خیالی طاهر بن جلون هم از قول دخترش مینویسد و هم از قول خودش، اما مخاطب بیشتر از هر چیزی درگیر قدرت بحث و مجذوب چینش علت و معلول صحبتهای او میشود؛ اما با وجود آنکه تیتر کتاب «تعریف نژادپرستی برای دخترم» ذهن را در انتظار تحلیل و تفسیر اندیشه و ریشهیابی نژادپرستی قرار میدهد، اما مخاطب بیش از هر چیزی با وضعیت زندگی اعراب در فرانسه روبهرو میشود و در آنجا با نگاهی ژرف به عمق زندگی محلههای عربنشین پاریس میرود. البته لازم به ذکر است که در طول چند دهه گذشته بسیاری از نویسندگان اروپایی در آثارشان به رابطه اعراب و مسلمانان با اروپاییان پرداختهاند که به عنوان نمونه میتوان به داستان بلند «ابراهیم آقا و گلهای قرآن» اشاره کرد که توسط اریک امانوئل اشمیت به رشته تحریر درآمده. در واقع اولین کتابی که از طاهربنجلون در ایران منتشر شد، حول این محور میگذشت، هر چند که او در اکثر قریب به اتفاق آثارش یا در موطن اعراب میگذرد و یا حدیث غریب غربتشان را بیان میکند.
البته مخاطبان حرفهای ادبیات، پیش از آنکه از طریق گفتگوی طاهربن جلون با دخترش، با نام و نوشته او آشنا شوند، گفتگوی حقیقیاش با مجله پاریس ریویو را خواندهاند و از همانجا نیز به این یقین رسیدهاند که جلون شیفته عرب و زبان عربی است، اما همانطور که در گفتگوی ذیل ذکر میکند به فرانسه مینویسد تا مخاطب خاص خود را به چالش بکشد. جلون در آن گفتگو که به قلم مژده دقیقی، تحت عنوان «رویای نوشتن» به فارسی ترجمه شده، میگوید که «عراق انتهای شعر عرب است و مصر سرآغاز داستان عرب» یعنی ادبیاتی که در عراق غروب میکند، در مصر طلوع میکند. او در آن گفتگو که بیشتر حول روشها و عادتهای نوشتن میچرخد، در پاسخ به این پرسش که چرا به عربی نمینویسد، میگوید که؛ «قرآن انتهای زیبایی زبان عرب است، مگر من میتوانم ادبیاتی فراتر از قرآن خلق کنم.» او در همانجا متذکر میشود که بسیاری از تکنیکهای نوشتنش را مدیون قرآن است. گفتنی است که کتاب «رویای نوشتن» جلد دوم از این مجموعه گفتگوهاست که جلد اول تحت عنوان «کار نویسنده» توسط احمد اخوت و به واسطه نشر فردا در اصفهان منتشر شده است. حال گذشته از این صحبتها گفتنی است که تنها دو اثر داستانی از طاهربن جلون به فارسی ترجمه و منتشر شده است که از آن جمله میتوان به رمانهای «با چشمان شرمگین» و «فساد در کازابلانکا» اشاره کرد که اولی توسط اسدالله امرایی و دیگری توسط محمدرضا قلیچخانی و به همت انتشارات مروارید چاپ و منتشر شدهاند.
مهیار رشیدیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: