در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به سیاق این پیشفرض، نوشتن و گفتن درباره فرهنگ و هنر نیز ساده نیست. شاید بهتر است بگوییم «سهل و ممتنع» است. چنین است که نویسندگان مقالات و مطالب فرهنگی و هنری میبایست به این حوزهها اشراف کافی و کامل داشته باشند.
از طرف دیگر تصمیمگیری در امور فرهنگی و هنری نیز واجد حساسیتها و در نظر گرفتن همه جوانب است.
مدیران، مسوولان و سیاستگذاران فرهنگی نیز بر این امر واقف هستند. حضور در این حوزهها علاوه بر لزوم توانایی مدیریت، تخصص نیز میطلبد. شاید به همین سبب باشد که طی سالهای اخیر، مدیران فرهنگی به گونهای انتخاب شدهاند که علاوه بر داشتن ویژگیهایی که مدیر در نظام جمهوری اسلامی ایران باید دارا باشد، سابقه کار در حوزه مورد نظر و حتی هنرنمایی در حیطه مرکز تحت نظارت خود داشتهاند. به این ترتیب، 3 پایه اصلی و اساسی در شکلگیری فرهنگ و هنر عبارتند از فرهنگیان و هنرمندان، مدیران فرهنگی و هنری و مخاطبان و منتقدان این حوزه.
به نظر میرسد که اضلاع این مثلث همگی به یک نسبت در پیریزی و دوام و قوام فرهنگ موثرند. ناگفته پیداست که نگارنده، مخاطبان و منتقدان را عملا و آگاهانه به عنوان یک ضلع مثلث در نظر گرفته است زیرا که منتقدان در درجه اول مخاطب آثار هنری و جلوههای فرهنگی هستند و پس از آن با دید و نگاهی کارشناسانه این مقولات را برای دیگر مخاطبان تحلیل و کالبد شکافی میکنند.
ضلع مخاطبان و منتقدان، البته برای 2 ضلع دیگر راهگشا و سرنوشتساز است. در حقیقت این ضلع، قاعده فرهنگ و هنر است که 2 ضلع دیگر در طرفین آن قرار دارند. یعنی هم مدیران فرهنگی و هنری میتوانند بازتاب اعمال مدیریتها را در قاعده مذکور ببینند و هم فرهنگیان و هنرمندان از این موهبت برخوردارند که حاصل تلاش خود را در آیینههای شفافی که مخاطبان و منتقدان شکل میدهند نظارهگر باشند. اکنون میتوان بر اهمیت نقش رسانههایی که بازتاب نظرات و انتقادات نویسندگان و منتقدان است، تاکید کرد. ویژهنامه تدارک دیده شد، برای مخاطبان محترم روزنامه جامجم نیز به همین سبب تهیه شده است تا بتواند به عنوان قاعده انکارناپذیر مثلث فرهنگ و هنر نقش موثر و مهمی را در نقد و تحلیل فرهنگ و هنر ایفا کند. البته مخاطب این ویژهنامه طیف وسیعی از جامعه هستند که هم شامل مدیران و مسوولان و نیز هنرمندان و فرهنگیان و بویژه عموم افراد جامعه میشود. تلاش بر این است تا نویسندگان مقالات مندرج در این ویژهنامه برای هر دسته و قشر به فراخور نیاز آنها مطالبی برای نوشتن و گفتن داشته باشد؛ آنجا که اثری ویژه و برجسته عرضه میشود، آن را به خوبی بشناساند و در کنار نکات مثبت، کاستیها و کژیهای آن را بگوید و گاه به برخی مراکز و نهادها و افراد مسوول تلنگری از سر دلسوزی زده و آنها را نسبت به ادامه مسیرشان آگاهتر سازد. زبان گفتمان با مخاطبان نیز زبان معیار جامعه است، طوری که در تمام سرزمین وسیعمان قابل فهم و درک و در عینحال خالی از پوچی و ابتذال باشد. امید است در این جهت با انعکاس و بازتاب نظریات تمامی مخاطبان خود، بتوانیم قاعدهای محکم در مثلث فرهنگ و هنر کشور در این فضای محدود باشیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: