به نظر من هم هر کدام از این موضوعات میتوانند در راستای توسعهنیافتگی تئاتر کشور تفسیر شده و قابل تامل باشند. اما علاوه بر تمامی این عوامل باید به عاملی دیگر نیز که موضوع این نوشتار است توجه داشت و آن تبیین نشدن جایگاه دانشگاه و تئاتر دانشگاهی در مسیر توسعه تئاتر کشور است.
عمر تئاتر دانشگاهی در ایران، هر چند نسبت به سایر کشورها حداقل کشورهای امریکایی و اروپایی چندان طولانی نیست، اما میتواند به عمری پرفراز و نشیب تعبیر شود. از زمان تشکیل اولین موسسه آموزش عالی در زمینه تئاتر تاکنون چندین دهه میگذرد. در تمام این سالیان تعداد نسبتا کثیری از علاقهمندان این رشته هنری از مراکز آموزشی عالی تئاتر فارغالتحصیل شده، برخی از آنها جذب محیط حرفهای تئاتر و بعضی دیگر در لابهلای حوادث زندگی از این هنر دور شدهاند.
آمار نشان میدهد که بعد از انقلاب اسلامی، تعداد مراکز آموزش عالی که نسبت به تربیت دانشجویان تئاتر همت گماردهاند به نحو چشمگیری افزایش یافته است. امروزه حتی در بعضی از شهرستانهای
دور افتاده نیز گروههای تئاتر دانشگاهی نه فقط در سطح کارشناسی، بلکه در سطوح تحصیلات تکمیلی به امر آموزش دانشجویان این رشته اشتغال دارند.
تعداد قابل توجهی از نویسندگان، کارگردانان، بازیگران، طراحان، مدیران و سایر دستاندرکاران تئاتر کشور دانشآموختگان چنین مراکزی هستند. با وجود این باید اذعان کرد که رابطه مطلوب و ثمربخش دانشگاه با توسعه تئاتر کشور هنوز شکل نگرفته است و هرچند تربیتشدگان دانشگاهی در جای جای ارکان تئاتر کشور حضور دارند اما حضور دانشگاه در تئاتر کشور همچنان حضوری حاشیهای و دور از حد توقع است.
شاید اولین علت این امر به ماهیت دیرین رابطه دانشگاه با محیط حرفهای و کار بازگردد. آنچنان که خاطرم هست از سالیان دور این نکته یعنی به وجود آوردن پیوندی نزدیک و منطقی بین دانشگاهها و مراکز حرفهای در بخشهای مختلف اعم از صنعت، کشاورزی و... در دستور کار متولیان آموزش عالی کشور قرار گرفت و حتی این توجه منجر به تاسیس دفترهایی تحت عنوان «ارتباط با صنعت» در دانشگاهها شد. هدف اصلی این دفترها نزدیک کردن این دو نهاد مهم اجتماعی و رفع نیازمندیهای هر بخش از طریق توانی بود که در بخش مقابل وجود داشت. تاکید بر این ایده منتج به تغییراتی در ساختار آموزش و پژوهش دانشگاهها، توجه به شیوه تربیت دانشجویان به نحوی که پس از فارغالتحصیلی بتوانند به عنوان عناصری کارآمد مورد پذیرش بخشهای غیردانشگاهی باشند و نیز رویکرد توسعه پژوهشهای کاربردی شد.
از آن سو بخشهای غیردانشگاهی نیز سعی کردند با سپردن بخشی از وظایفی که قبلا خود به انجام آنها مبادرت میکردند مانند تربیت دانشجو، انجام پژوهش و... رابطه خود را با دانشگاهها قویتر کرد و از ظرفیتهای بالای دانشگاهیان در جهت نیل به اهداف خود بهره برند. تا آنجا که اطلاعات من اجازه قضاوت میدهد، این امر در حوزه فرهنگ و هنر چندان مورد توجه قرار نگرفت و اگر از برخی تلاشهای فردی و علایق شخصی بگذریم، باید اذعان کرد که هیچ مکانیسم روشن و کاربردی برای پیوند دادن مراکز آموزش عالی هنر و بخش هنری غیردانشگاهی تعریف نشد. شاید به همین علت است که حتی وقتی فردی دانشآموخته دانشگاه در این زمینه به بخشهای غیردانشگاهی نقل مکان میکرد، علیرغم دلبستگیهای موجود نمیتوانست قدم موثری برای این پیوند بردارد و حتی در پارهای موارد مجبور میشد مدافع سیستمی باشد که بر غریبه بودن این دو بخش با یکدیگر تاکید داشت.
علت دیگر را باید در خود دانشگاهها جستجو کرد. طبیعی است محیط حرفهای تئاتر مشتاق بهکارگیری هنرمندانی است که بتوانند در وانفسای فقر دلخراش جامعه تئاتری و تمامی بیمهریهایی که به این بخش میشود، با قدرت، توانمندی و کارآمدی خود، جبرانی برای تمامی فقدانها بوده و نقش فعالی را در حیات تئاتر ایفا کنند. این انتظارات توسط کسانی برآورده میشود که برای چنین ماموریتی آماده شده باشند و آماده کردن ایشان از دانشگاهی ساخته است که با درک صحیح از شرایط، قدرت انطباق خود را با نیازهای معاصر جامعه - به صورت عام و جامعه هنری به صورت خاص داشته باشد.
بازنگری در شیوه چندین دهه آموزش تئاتر و به روز کردن این شیوه به نحوی که منتج به تربیت دانشجویانی با علم روز تئاتر شود، توجه به امر پژوهشهای دانشگاهی اعم از پژوهشهای بنیادین و کاربردی - به منظور جبران نقصانهای تئاتر کشور در زمینه تولید اندیشه مبانی نظری تئاتر، توجه بیش از پیش به فعالیتهای عملی دانشجویان در راستای آمادهسازی آنان برای ورود به محیط حرفهای با گسترش دورههای تحصیلات تکمیلی برای افزایش توان علمی تئاتر و برقراری ارتباط با تئاتر جهان از جمله نکاتی است که به نظر میرسد در شرایط حاضر باید به عنوان ماموریتهای اصلی تئاتر دانشگاهی، در راستای مشارکت هر چه بیشتر در توسعه تئاتر کشور تلقی شود.
از سوی دیگر، در تمام این سالیان، متولیان اصلی و سیاستگذاران تئاتر کشور آن چنان که شایسته و بایسته است در جهت استفاده از ظرفیتهای بالقوه تئاتر دانشگاهی بهره نگرفتهاند. استفاده از ذخایر فکری و علمی دانشگاهها اگر محدود به تعارفات بیثمر شود، لطمهای جدی را برای تئاتر کشور به دنبال خواهد داشت. انگیزه کافی برای برقراری ارتباط با دانشگاهها و استفاده از توان موجود در مراکز آموزش عالی زمانی پدیدار میشود که مسوولان و سیاستگذاران تئاتر کشور نیاز به چنین عملی را به خوبی احساس کرده و بتوانند با درایت از دانشگاه به عنوان مرکز تولید فکر برای مهندس تئاتر کشور بهرهگیرند. شناسایی دقیق و واقعبینانه ظرفیتهای دانشگاه و به کارگیری از این ظرفیتها در راستای توسعه تئاتر کشور در کنار بررسی الگوهای مشابه در سایر کشورها میتواند مدیریت تئاتر را که ناخواسته و براساس سایر کشورها میتواند مدیریت تئاتر را که ناخواسته و براساس شرایط موجود بیش از حد لازم درگیر مسائل اجرایی و رتق و فتق امور جاری شده است یاری رساند و ضعف مزمن کمتوجهی به سیاستگذاریهای کلان و برنامهریزیهای علمی و درازمدت برای تئاتر کشور را برطرف کند.
باید اضافه کرد که خوشبختانه در حال حاضر زمینه این همکاری بین دانشگاهها و بخش غیردانشگاهی تئاتر فراهم آمده و حتی تلاشهای خوب نیز در جهت برقراری ارتباط، بویژه ارتباطات پژوهشی بین این
2 نهاد پدیدار شده است، اما قطعا توقع، بیش از همه آن چیزی است که به وقوع پیوسته و شاید مهمتر از همه، انتظار آن است که این ارتباط قانونمند و دارای دورنمایی روشنتر شود.
در همین مجال و در پایان پیشنهاد میکنم مرکز هنرهای نمایشی به عنوان سیاستگذار تئاتر کشور و یکی از متولیان جدی توسعه تئاتر نسبت به تاسیس «دفتر ارتباطات با دانشگاه» اقدام کند. شاید با تاسیس این دفتر بتوان ابتدا به صورتی دقیقتر نسبت به شناسایی ظرفیتهای دانشگاه برای توسعه تئاتر اقدام کرد و دوم ارتباطی مداوم و منطقی با صاحبنظران دانشگاهی برقرار کرد و از نظرات آنان برای ارتقای کمی و کیفی تئاتر بهره گرفت و سوم این که نسبت به ساماندهی اموری چون راهاندازی دورههای آموزش کاربردی برای هنرمندان و کارشناسان تئاتر، ایجاد زمینه کارآموزی دانشجویان در محیط حرفهای، ایجاد رشتههای آموزشی مشترک مانند دورههای مدیریت تئاتر که وجود آن بیش از هر زمان دیگر احساس میشود حمایت از آثار تجربهگرای دانشگاهی و نیز تدوین مجدد سند توسعه تئاتر که در شکل اولیه خود کمتر فرصت استفاده از نقدونظر صاحبنظران دانشگاهی را داشته است، اقدام کرد.
*عضو هیات علمی و مدیر گروه آموزشی هنرهای نمایشی دانشگاه تهران.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم