در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جدا از این، مثالی که این دست از هنرمندان از آن استفاده میکنند نیز محل بحث و قابل مناقشه است. احتمالا اگرچه اغلب افراد، فرزندان خود را به یک چشم میبینند، اما این «به یک چشم دیدن» به معنای مـسـاوی بـودن آنـهـا نـیـسـت. اگـر شـمـا پدر 3 پسر یا دختری باشید که مثلا یکی استاد دانشگاه یـا جـراح زبـردسـت و مـاهـری بـاشـد، شـمـا تـرجـیـح مـیدهـیـد هـمـواره در اجـتـمـاع و در گـفـتگوهای روزمرهتان از فرزند پزشکتان صحبت به میان آورید و با بهانه یا بیبهانه از قـابـلیتها و شایستگیهای او ساعتها سخن بگویید و به عبارت کاملتر به او افتخار کنید؛ چرا که اسـاسـا بـسـیـاری از فـرزنـدان مــوجــب افــتــخــار و ســربـلـنـدی والـدیـن و بـرخی از آنها اگر نگوییم موجب سرافکندگی، دستکم چندان مایه مباهات نیستند.
من چندان مصاحبههای نویسندگان و هنرمندان خارجی را دنبال نمیکنم اما شک ندارم آنها هرگز از این مثالهای اشتباه ــ که در ایران کلیشه شده است ــ استفاده نمیکنند. احتمالا آنها در پاسخ، اگر نه یک اثر بلکه حداکثر چند اثر فاخر خود را که قابل افتخار باشد، معرفی خواهند کرد. احتمالا این خصلت ما ایـرانـیـان است که از بیان واقعیتها پرهیز داشته و از بیان شکستها یا حتی اشتباهاتمان نیز هراس داریم. البته این ویژگی مختص همه ما ایرانیان است. فقط کافی است شما از یک سیاستمدار یا دولتمرد ایـرانـی بـخـواهـید چند نمونه از اشتباهات یا خطاهایش را بیان کند. حداکثر لطفی که خواهد کرد بیان ناموفقیتهایی است که آن هم ریشه در کارشکنی یا کمبود امکانات و ... دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: