در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آرمسترانگ پس از غلبه بر بیماری مهلک سرطان در سالهای 1996 و 97 و رجعت به میدان، اولین قهرمانیاش را در این تورنمنت معتبر در سال 1999 تجربه کرد و هنگامی که طی تابستان 2005 بازنشستگیاش را اعلام نمود، 7 قهرمانی متوالی را در فرانسه به ثبت رسانده بود که یک رکورد جدید در زمینه فتح توردوفرانس است و شاید هرگز تکرار نشود.
برای سرطان
آرمسترانگ مدعی است که بازگشتش با این هدف است که با کسب هشتمین قهرمانیاش در دور فرانسه توجه جهانیان را بیش از پیش به مبارزه با سرطان در سطح گیتی و تلاشهایی که در حال شکلگیری در این خصوص است، جلب کند و این مساله را در سطح جهان وسیعتر و جدیتر نماید. با این حال هنوز یک نوع راز پیرامون آرمسترانگ حس میشود و همچنان مشخص نیست انگیزه حقیقی وی از این بازگشت پر سر و صدا چیست و چه چیزی را تعقیب میکند. به واقع این اتفاق بسیار اسرارآمیز به نظر میرسد. برخی واکنشها در قبال آرمسترانگ طی هفتههای اخیر مثبت بودهاند و از روی حرفها متوجه میشوید که خیلیها مایلند ببینند او در بازگشتش به جادهها تا چه حد موفق خواهد بود و آیا وی همانی است که در گذشته بود یا خیر.
حضور در ایتالیا؟
از همه جالبتر این که گفته میشود آرمسترانگ میخواهد در دور ایتالیا هم که یکی از 3 تور کلاسیک این ورزش است و دوره 2009 آن در اردیبهشت و خرداد 88 برگزار میشود، برای اولین بار شرکت کند،حال آن که هیچگاه در جیرو بختآزمایی نکرده است و در دوران اوجش نیز چنان متمرکز بر دور فرانسه بود که از دو تور کلاسیک دیگر (دور ایتالیا و دور اسپانیا) دور میماند اما حالا میخواهد در پیری (ورزشی) دست به این کار سخت بزند و جیرو و توردوفرانس را همزمان و در یک سال فتح کند. طبق این دستورالعمل احتمالی، لنس ابتدا در جیرو شرکت و برای کسب عنوان اولی آن تلاش خواهد کرد و سپس یک ماه استراحت و تمدید قوا خواهد کرد و از اواسط تیر 88 پای به پاریس خواهد نهاد تا پیراهن طلایی توردوفرانس را باز بپوشد. با این حال دشواری مفرط کار لنس در این است که یک ماه فاصله بین ایتالیا و فرانسه و مسابقههایی که برشمردیم کم است و آرمسترانگ برای تجدید انرژیاش و کسب نیرویی فزونتر و جبران احتمالی توان از دست رفته کمترین زمان را خواهد داشت و این احتمال وجود دارد که او کشش لازم را در این خصوص نداشته باشد و شرکت در تورنمنت ایتالیا او را چنان فرسوده کند که در توردو فرانس ناکام شود. در چنان شرایطی خودش بناچار از خیال حضور در توردوفرانس خارج میشود و هدف اصلیاش در بازگشت به صحنه، حاصل نمیشود.
نکات مبهم و قطعی
به همین سبب است که شایعه شده آرمسترانگ تصمیم نهاییاش را در خصوص جیرو نگرفته است و هنوز قطعی نیست به کشور چکمهای برود و شاید در این روند تغییر ایجاد و برنامه حضورش در دور ایتالیا را فسخ کند. به نوعی مثل سالهای قبلی حضورش در میدان، سایر تورنمنتهای عمده را فدای دور فرانسه کند و یک بار دیگر فقط روی آن متمرکز شود. در این میان تنها این نکته محرز است که این رکابزن اهل تگزاس آمریکا که یک بنیاد مبارزه با سرطان هم دارد، علاوه بر دور استرالیا، اردیبهشت در دور کالیفرنیای آمریکا هم حضور خواهد یافت و بجز آن در تعداد قابل توجهی از مسابقههای کلاسیک یک روزه دوچرخهسواری هم شرکت خواهد کرد.
مایک ترنر، یکی از مدیران رقابتهای تور استرالیا که از حالا در انتظار حضور خبرساز آرمسترانگ در این تور در روزهای 30دی تا 6 بهمن 87 است، میگوید: آرمسترانگ یک فوق ستاره برای ورزش خود و چیزی مثل تایگر وودز برای رشته گلف است و بازگشتش بدون شک بر جذابیتهای دوچرخهسواری بشدت خواهد افزود.
کشف دیرهنگام
اما جنبههای منفی بازگشت آرمسترانگ نیز فراوان و مدنظر بسیاری از اهالی این ورزش است. از آنجا که وی بر سرطان که میلیونها نفر را کشته است، غلبه کرد و سپس با چنان مقدمه لرزانی سختترین تورنمنت دوچرخهسواری دنیا را در هفت نوبت فتح کرد، فرضیه دوپینگی و متقلب بودن وی همیشه مطرح بوده و حتی در اوایل سال 2006 و 6 ماه بعد از بازنشسته شدن وی نشریه اکیپ فرانسه نتیجه تستهای مجدد روی نمونههای گرفته شده از این رکابزن در سالهای 1999 و 2000 را اعلام و تصریح کرد که داروی ممنوعه EPO در آنها یافت شده، اما چون در آن زمان ردگیری این ماده غیرممکن بود، ماجرا در زمان لازم افشا نشد و عطف آن به ماسبق هم غیرممکن است. با این حساب هیچگاه از آرمسترانگ آزمایشی به جای نماند که همزمان با برپایی مسابقهای از او گرفته شده و خطای وی را ثابت کرده باشد. در نتیجه او به خود حق میداد که همیشه فرضیه متقلب بودنش را رد کند.
گرگ لموند دیگر رکابزن معروف آمریکایی که سالهاست بازنشسته شده و به نوبه خود 3 بار دور فرانسه را در دهه 1980 برده است، میگوید: رجعت آرمسترانگ لزوما خبر خوب و اتفاق مثبتی نیست و برعکس مثل یک کابوس میماند. کابوس بررسی مجدد زندگی یک ورزشکار برای اثبات متخلف بودن وی و وجود این بیم و احتمال که تخلف او سرانجام رو شود.
معلوم نیست آرمسترانگ از این بازگشت واقعا چه چیزی میخواهد، اما در هر حال من بهرهای را در آن نمیبینم.
حتی در تیم آستانا نیز که آرمسترانگ بعد از بازگشت به عضویت آن درآمد، رجعت او امواجی را ایجاد کرده و دردسرهایی به راه انداخته است و به عنوان مثال آلبرتو کونتادور، عضو بارز اسپانیایی این تیم و فاتح 2 تور از 3 تور کلاسیک این ورزش در سال رو به پایان میلادی (دور ایتالیا و دور اسپانیا) تصریح کرده است که در این تیم یا جای اوست یا جای آرمسترانگ.
یک دوئل ناب
جالبترین احتمال این است که کونتادور به حرف و تهدیدی که کرده وفادار بماند و از آستانا جدا و عضو تیمی دیگر شود و سپس در توردوفرانس 2009 بر سر قهرمانی با آرمسترانگ دوئل کند. این چیزی است که حتی مخالفان بازگشت این رکابزن زبده و پرسابقه در خفا اعتراف میکنند و معتقدند بهترین و جذابترین رویداد برای کل ورزش جهان است.
منبع: Herald Tribune
11 نوامبر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: