در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مهمان امروز ما به قول خودش، مهماندار برنامه تصویر زندگی شبکه دوم سیماست. برنامهای پربار که دیر زمانی است در قاب کوچک تلویزیون خانههامان، جای گرفته و همچنان میکوشد تا با درکی صحیح از نیازها و خواستههای مخاطب حساس و تنوعطلب امروز، متفاوت و تاثیرگذارتر از گذشته به پیش رود.
رویا حسینی، سال 1350 در تهران به دنیا آمده و فارغالتحصیل کارشناسی علوم اجتماعی با گرایش مددکاری اجتماعی و کارشناسی ارشد مطالعات زنان و خانواده از دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن میباشد.
حسینی، فعالیت اجتماعیاش را از آموزش و پرورش به عنوان معلم دینی و قرآن و علوم اجتماعی در مدارس ابتدایی و راهنمایی شهر تهران آغاز کرده است و حضور اتفاقی گروه تهیه و تولید برنامهای تلویزیونی در مدرسه محل خدمتش، او را از سال 1371 به وادی رسانه کشانده است که تا امروز با برنامههای من یار مهربانم، مداد سبز، با شبنم، حدیث بیداری، شما بفرمایید و تصویر زندگی، ادامه یافته است. 9 سال مددکاری اجتماعی و حضور در بخشهای مختلف بنیاد شهید و امور ایثارگران، اجرای 16 دوره جشنواره بینالمللی فیلمهای آموزشی و تربیتی رشد و 5 سال فعالیت به عنوان مجری پخش شبکه دوم سیما را نیز به موارد بالا اضافه کنید.
برای رویا حسینی، اجرا رویا بود؟
نه، هرگز. زیرا اگر مجری هم نبودم، در عرصههای دیگر میتوانستم کارهایی انجام دهم که این رضایتمندی را برایم ایجاد کند. تقریبا بیشتر دوران تحصیل و نوجوانی من با سالهای جنگ، مصادف بود. آن زمان روحیات متفاوتی داشتیم. خانوادهام درگیر جنگ بودند. تعدادی از نزدیکانم به شهادت رسیده بودند و خلاصه شرایط آن روزها، اجازه رویاپردازی به من نمیداد؛ به همین دلیل نیز پس از پایان دانشگاه، معلمی را برگزیدم. البته صحبت کردن را دوست داشتم و الان هم اجرا را خیلی دوست دارم و خدا را شکر میکنم که مجری شدم و از آدمهایی که این فرصت استثنایی را در اختیارم گذاشتند سپاسگزارم زیرا اجرای تلویزیونی و به طور کلی کارهای هنری صرفا به خود آدم باز نمیگردد بلکه فرصتهایی که دیگران در اختیارمان میگذارند و حمایتها، راهنماییها، گوشزدها و یادآوریهای تهیهکنندهها، کارگردانان و مسوولان شبکهها نقش موثر و قابل توجهی در پیشرفت و ماندگاری در این عرصه دارد.
این فرصتها شما را به خود باوری لازم در اجرا رسانده است؟
به امید خدا بله، اگر آدم بتواند خودش را باور کند، میتواند باورهایش را به دیگران انتقال دهد. به عنوان یک مجری خانم تا خودم را باور نداشته باشم و رسالتی که بردوش دارم را نشناسم و ندانم که میخواهم چه چیزی را به مخاطبم انتقال دهم، نمیتوانم انتظار پذیرشی از سوی مخاطب را داشته باشم. خوشبختانه سعیام بینتیجه نبوده و گفتههایم مورد اعتراض مخاطب، واقع نشده است.
شما رسالت مجریهای خانم و آقا را از هم جدا میدانید؟
همان طور که حضرت امام خمینی (ره)، فرمودند رسانه یک دانشگاه محسوب میشود؛ بنابر این میتوانیم این ادعا را داشته باشیم که مجریان رسانه، اساتید این دانشگاه هستند و رسالت و مسوولیت سنگینی را برعهده دارند. این رسالت، در مورد مجریهای خانم و آقا، متفاوت است. مجری خانم در چارچوبها و قالبهای ارزشی والایی قرار دارد و علاوه بر این که باید معرف و نمونه شایسته نجابت و وقار زن مسلمان ایرانی باشد به نوعی میتواند در الگودهی به خانمهای جامعه خود نیز نقش بسزایی را ایفا نماید. با توجه به حضور آقایان در فعالیتهای اجتماعی بیرون از منزل، معمولا خانمها بیشترین مخاطبان رسانه هستند. بنابر این باید طوری باشی که دوستت داشته باشند و قبولت کنند و این کار سختی است که جز با خودباوری، میسر نمیگردد.
به اجرایتان باید اعتماد کرد؟
به آنچه در اجرایم میگویم، اعتماد کامل دارم چرا که معتقدم آنچه از دل برآید، لاجرم بردل نشیند لذا هیچ وقت نشده برنامهای را اجرا کنم اما خودم، همعرض با آن احساسی که به مخاطب منتقل میکنم، نباشم. در استودیو برنامه باشم یا نباشم این احساس، با من است. با من زندگی میکند.
با این حال، اجرا تحتالشعاع شما قرار گرفته است یا شما تحتالشعاع اجرا بودهاید؟
اجرا روی زندگی من تاثیر گذاشت و سبب گردید تا خط سیری از مطالعات را آغاز نمایم و رشته تحصیلی مورد علاقهام را بیابم و به عنوان یک زن، طرز تفکر جدیدی را برای خودم بسازم. حس دیده شدن، باعث شد تا در بسیاری از رفتارهایم، دقت و تجدیدنظر داشته باشم. اجرا، نوعی تربیت به من داد و مرا تحتالشعاع خود قرار داد.
خیلیها فکر میکنند همین که بتوانی متنی را که جلویت گذاشتهاند، خوب بخوانی، نترسی، خوب حرف بزنی، خندهات نگیرد و خجالت نکشی، مجری هستی؛ در حالی که این طور نیست. من هر روز قبل از آن که به سازمان بیایم، مدتی فکر میکنم که امروز میخواهم چه بگویم؟ آنچه میگویم چه پیامدی خواهد داشت؟ تاثیرش مثبت است یا منفی؟ اینها خیلی مهم است و زندگی مرا تحت تاثیر خود قرار میدهد.
نو بودن در اجرا را کشف کردهاید؟
مفاهیم برنامه میتواند به مجری کمک کند تا ارائه جدیدی از اجرای خودش داشته باشد. در غیر این صورت به نظر من دست و پا زدن روی آنتن بویژه برای خانمها، خیلی زیبا نیست. وقتی موضوع و محتوای برنامه جدید نباشد مجری چه میتواند بکند تا کارش نو شود؟!
حق مسلم بیننده از اجرای شما که متاسفانه تا به حال از او دریغ کردهاید؟
این حق یعنی تو آنی باشی که مخاطب، انتظار دارد و من هرگز نمیتوانم آن طور که باید و شاید، ادایش کنم گر چه بیکار هم ننشستهام و تلاشم را به کار بستهام تا تحصیلاتم را با موضوع کارم هدفمند کرده و بالاتر ببرم، حتما قبل از اجرا، مطالعه داشته باشم و بعد از برنامه از خودم حسابرسی کنم و ببینم که چه گفتهام.
تکراریترین نگاهی که مردم به اجرایتان داشتهاند؟
معمولا انتقاد میکردند که چرا شما از یک ریتم برخوردارید و خیلی حرکت ندارید. یا مجریهای خانم دیگری را برایم مثال میزدند که حرکات دست و صورت و لحن صدایشان متغیر است و مرا با آنها مقایسه میکردند. توضیح من هم این بود که هر برنامهای، اجرای خاص خودش را میطلبد. وقتی من در لوکیشن یک خانه قرار میگیرم باید همانند خانم خانهداری که مهمان برایش آمده با آرامش و لبخندی متعادل، فضایی صمیمی و دلنشین را برای گفتگو مهیا نمایم.
تصویر زندگیتان را قاب میکنید؟
حتما.
در قاب جا میشود؟!
تصویر زندگی، برای هرکس مفهومی دارد. اگر تصویر زندگی ما از عشق و علاقه به کانون گرم خانواده و توفیق بندگی خدا و عبادت او، سرشار باشد قطعا در قابی از ایمان و توکل به خدا و شکرگزاری، جا خواهد شد.
سهم رویا حسینی از اجرای خودش؟
خیلی زیاد است. جاهایی برای من مفید بوده که اصلا فکرش را هم نمیکردم.
پس به نوعی نمکگیر اجرا شدهاید؟
بله، زیاد [باخنده]
میتوان مجری پخش را عامل موثری در جذب بیشتر مخاطب برای برنامههای یک شبکه دانست؟
میتواند اینگونه باشد اما سیاستگذاری ها و برنامهریزیهای هر شبکه با توجه به نوع مخاطب و نظر کارشناسان، متغیر و متفاوت است. قطعا نیازسنجیها و کارشناسیهایی که در این زمینه انجام میشود، سلیقهای و دل بخواهی نیست. همه تلاش میکنند تا رابطه بهتر و مناسبتری بین مخاطب و رسانه برقرار گردد بنابر این وقتی برای بخشی از یک شبکه، عدم نیاز به مجری تشخیص داده میشود حتما مصلحتی وجود داشته است.
شبکه دوم سیما برخلاف دیگر شبکهها، تا مدتها به حضور مجریان پخش، وفادار مانده بود. آیا میتوانیم برنامه «شما بفرمایید» را جایگزین مناسبی برای این سنت پسندیده بدانیم؟
مجریان پخش، علاوه بر اعلام برنامههای یک شبکه، در شرایط ویژه و خاص، اعیاد، مناسبتها و مراسم ملی و مذهبی و ... نیز روی آنتن حضور پیدا میکردند و ارتباط آرامشبخش و خوبی بین رسانه و خانوادهها، برقرار مینمودند بنابراین نمیتوان «شما بفرمایید» را جایگزین آنها دانست. «شما بفرمایید» با هدف اطلاعرسانی به روز و مستقیم از برنامههای شبکه 2، تولید شده است البته در کنار آن، آنونسهای مختلفی نیز برای معرفی فیلمها و برنامه، تهیه و پخش میگردد. خیلی اوقات، مردم با روابط عمومی شبکه یا سازمان، تماس میگیرند و ساعت پخش برنامهها را میپرسند، درخواست پخش مجدد برنامهها را دارند و ... «شما بفرمایید» هر روز به طور زنده و به مدت 15 دقیقه علاوه بر تامین این نیاز مخاطبان، نظرها و انتقادات بیان شده را نیز رودررو با آنها در میان میگذارد تا بدانند که چقدر نظرها متفاوت است و صداوسیما برای تامین نظر همه مخاطبان، چه راه سختی را در پیش دارد.
قبل از شروع گفتگو به مطالعات و پژوهشهایی که در حوزه زنان و لباس، داشته و دارید اشاره نمودید. لباسهای متنوعی که در هنگام اجرای برنامههای مختلف، می پوشید نیز در همین راستاست؟
من در برنامه «شما بفرمایید» از فرم سنتی لباس، استفاده نمیکنم زیرا برای اجرای برنامههایی از این دست، به خاطر احترام به مخاطب، باید لباس رسمی پوشید اما فرم اجرا و ارتباط برقرار کردن در برنامههای خانوادگی، کاملا متفاوت است. در برنامه تصویر زندگی، من به عنوان مجری اصلی که بخشهای مختلف را به هم پیوند میدهد و به بیننده معرفی میکند، در فضا و لوکیشنی که شکل و شمایل یک خانه را دارد، باید لباس مناسبی بپوشم.
مخاطب این برنامه، مرا مهماندار خودش میداند بنابر این باید بتوانیم علاوه بر این که ساختار یک خانواده صمیمی را به نمایش میگذاریم، الگوی صحیحی از لباسهای اسلامی با رنگهای متنوع و در خور شأن فرهنگ کشورمان به بیننده ارائه بدهیم. خوشبختانه این مورد نیز با استقبال خوب مخاطبان مواجه شده است و در نظرسنجیها و ارتباطهایی که با برنامه دارند از آن ابراز رضایت داشتهاند.
انتخاب لباسها با نظر طراح لباس برنامه، صورت میگیرد؟
همه لباسهایم را با سلیقه شخصی خودم انتخاب میکنم و امیدوارم که بتوانیم با تکیه بر فرهنگ غنی ایرانی اسلامیمان، الگوی مناسب ، پرمعنا و خاصی از پوشش، در کشورمان داشته باشیم و آن را به کشورهای دیگر نیز انتقال دهیم.
مجری، دروازهبان برنامه است؟
نه، هر برنامهای که ساخته میشود، حاصل تلاش افرادی است که میکوشند با ارزیابی و بررسی طرحهای مختلف ارائه شده برای ساخت یک اثر رسانهای، با رویکردهای جامعه همراه شده و به نتایج مثبتی برسند. اصلا نیازی نیست که فکر کنیم برنامه به دروازهبان نیاز دارد و مجری در قالب آن بخواهد از خودش یا برنامه دفاع کند.
اما در تعریف امروز رسانه، مجری کسی است که میتواند نقش همه عوامل یک برنامه را یکجا و در لحظه ایفا کند؟
بله، کاملا درست است اما توانمندی مجری در این بخش به خودش و انتخاب تهیهکننده باز میگردد. معمولا هم تهیهکنندهها در حیطههای تخصصی که دانش منحصر به فرد خود را میطلبد، دقت نظر خاصی دارند و با توجه به رویکردی که ابتدا از شبکه خبر، آغاز شد بسیاری از اجراها تخصصی شده است و صرف توانایی سخن گفتن، کافی نیست به عنوان مثال، عوامل تهیه و تولید یک برنامه پزشکی بهداشتی، غالبا تلاش میکنند تا اجرای کار را به فردی بسپارند که تخصص این رشته را داشته باشد. در موضوعات دیگر مثل ورزش، سیاست و ... نیز همین طور است.
پس سواد و هویت تخصصی در حوزه رسانه چه میشود؟
به نظر من بهتر است تا در برنامههای تخصصی به جای استفاده از مجریانی که تنها هنرشان، بیان فنی و لحن دلنشین است؛ از کسانی استفاده کنیم که در موضوع برنامه، متخصص هستند و سعی کنیم با ارائه آموزشهای ضمنی، آنها را در حوزه رسانه نیز توانمند سازیم؛ حتی میتوانیم برنامه را به جای زنده به صورت تولیدی تهیه کنیم تا حداقل با یک شروع خوب و نسبی، همراه باشیم زیرا برای مخاطب، اطلاع رسانی دقیق در مباحث تخصصی، خیلی بهتر است. ضمن این که کم نیستند افرادی که از این طریق به مجریان خوب تلویزیون تبدیل شدهاند یعنی سواد و دانش تخصصی یک رشته را داشتهاند و با آموزشهای صحیح به کار اجرا نیز مسلط گردیدهاند.
چاشنی اجرای شما؟
علاقه به مخاطب.
جملات پایانی این گفتگو را شما بفرمایید؟
فعالیت در رسانه بزرگی مثل تلویزیون آن هم در ایران، یک خدمت محسوب میشود؛ خدمتی که صادقانه بودنش، حس خوشایندی به آدم میدهد. روزنامه جامجم نیز در راستای فعالیتهای صداوسیما، تلاش خستگی ناپذیری را آغاز کرده است که جای تشکر و قدردانی دارد. من از خوانندگان همیشگی جامجم هستم و خوشحالم که بخشی از آن را به گفتگو با اهالی رسانه و هنر، اختصاص دادهاید. شاید وقتی که من آنتن زنده در اختیارم است نتوانم حس واقعی و قسمتهای پنهان روحیام را به مخاطب، نشان دهم اما شما این کار را انجام میدهید و ما را با شخصیت درونی مجریان و هنرمندانی که همکاران خودمان هستند، آشنا میکنید. امیدوارم این روند ادامه داشته باشد و برقرار باشید. از مردم خوبمان هم میخواهم که کوتاهیهای ما را ببخشند و در صورت امکان برایمان دعا کنند.
میلاد و شیما کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: