همان یک واحد خون کافی است

برداشت‌هایی که دولت در طول عمر 5/3 ساله خود از حساب ذخیره ارزی انجام داده روند نگران‌کننده‌ای را نشان می‌دهد.
کد خبر: ۲۲۰۴۴۱
در سال پایانی دولت قبل مجموع مصارف ارزی دولت کمی بیش از 2/14 میلیارد دلار بود، اما دولت نهم در اولین بودجه خود این رقم را 3 برابر کرد.

همچنین واردات را که بیشتر شامل کالاهای مصرفی بود، به رکورد 60 میلیارد دلار رساند. اکنون نیز آمار رسمی که بانک مرکزی برای سال 86 اعلام کرده حاکی از مصارف ارزی 44 میلیارد دلاری است که باز قضاوت برداشت بی‌رویه از حساب ذخیره را اثبات می‌کند، حتی اگر دوستان بگویند کاهشی در برداشت در کار بوده، این کاهش در برابر رقم کل برداشت‌ها رقمی بسیار ناچیز محسوب می‌شود و در نتیجه کلی تاثیری بر جای نمی‌گذارد.

 لذا باید اذعان کرد که مجموع برداشت دولت از حساب ذخیره به نحو نگران‌کننده‌ای افزایش داشته و این افزایش در تناقض با فرمان رهبر معظم انقلاب در سال 74 برای تدوین سیاست‌های کاهش اتکاء به نفت، برنامه چهارم توسعه و چشم‌انداز 20 ساله است.

بنده در اهداف دولت که همانا تلاش برای گسترش فعالیت‌های عمرانی، کاهش شکاف طبقاتی و سطح فقر است، شک ندارم؛ اما در شیوه رسیدن به این اهداف قطعا انتقاداتی به عملکرد دولت دارم.

دلایل علمی و منطقی بسیاری برای این قضاوت سراغ دارم. مثال روشن در‌این‌باره این است که پزشک به بیماری استفاده از یک واحد خون را توصیه کند، اما بیمار به تشخیص خود از چهار واحد استفاده کند.

روشن است که اعضا و جوارح بدن آسیب این خون زیاد را می‌بینند. اکنون نیز دقیقا فقرا هستند که از طریق رشد تورم و سطح عمومی قیمت‌ها و بویژه مسکن تاوان سیاست‌های اشتباه برداشت بی‌رویه از حساب ذخیره ارزی را پس می‌دهند؛ اما اثر پنهان و مغفول مانده در این میان که کمتر مورد توجه محافل اقتصادی و رسانه‌ای قرار گرفته، اثرات این برداشت بی‌رویه در نوع تصمیمات دولت در برخورد با اقتصاد است.

ارزهای بی‌رویه نفتی در چنین شرایطی در سیستم دولتی مانند داروی بی‌حسی عمل می‌کنند که فرد را در مقابل واکنش ها به تصمیماتش موقتا مصون و بی‌درد می‌سازد، غافل از آن که ضربات اثر خود را بر پیکر اقتصادبر جای گذاشته است. به بخش مسکن یا مالیات برارزش افزوده نگاه کنید. در بخش مسکن دولت معتقد است رکود فعلی ضامن کاهش قیمت است.

این دریچه خطرناکی است، اما دولت متوجه آن نیست؛ چرا که رکود باعث کاهش سرمایه‌گذاری، کاهش اشتغال و کاهش عرضه مسکن در بلندمدت شده و قیمت این کالا را دوچندان بالا می‌برد. حال آن که رونق، عکس این فرآیند را هدیه می‌کند اما بی‌حسی ظاهری ناشی از مصرف بی‌رویه دلارهای نفتی در کنار نگاه نادرست به مفهوم عدالت در روش‌های منطقی تحقق آن، امکان واکنش سریع و درست را سلب کرده است لذا با تاسف باید بگویم چشم‌انداز و آینده مصرف ارز نفتی به خاطر انتظارات تورمی ایجاد شده در جامعه بناچار بالاست و بعید به نظر می‌رسد دولت  حتی اگر بخواهد  توفیقی در این میان به دست آورد، این است که دولت در پارادوکسی گیر کرده که تحقق هشدار قبلی کارشناسان است.

دکتر محمد خوش‌چهره
استاد اقتصاد دانشگاه تهران

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها