در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اونیل، نمایشنامه سیر طولانی روز در شب را سال 1939 آغاز و در 1941 به پایان رساند که در آن زندگی دو شخصیت اصلی به نام جیمز تایرون و مری تایرون و چند نفر دیگر بازگو میشود.
در این اثر، یوجین اونیل مثل همیشه از ذهنیتی ژرفنگر و تحلیلگری برخوردار است و حتی اجازه میدهد پرسوناژهایش به نقد و بررسی زندگیشان هم بپردازند. در نتیجه، او با رویکردی تحلیلی و انتقادی به رخدادها مینگرد. در متن این نمایش، غیر از شیوه و سبک دراماتیک اونیل به خود نمایش و دنیای تئاتر هم اشاره میشود: جیمز تایرون قبلاً بازیگر تئاتر بوده و از شیفتگان شکسپیر است و گاهی هم مستقیم به او و آثارش اشاره میکند. اونیل با بهرهگیری از همین پس زمینه و با قرینهسازی برای برخی شخصیتهای نمایشنامههای شکسپیر از جمله اوفیلیا در عمل ارتباط واقعیتهای نمایشی به خود زندگی را نشان میدهد. او مری تایرون را که در آخر نمایش تا مرز دیوانگی پیش میرود، نمونهای واقعی برای اوفیلیا میداند و اثرش را هم با عارضهمندی نهایی او به پایان میبرد.
در متن نمایش، رخدادها به حوزه واقعیت ارجاع داده میشوند، اما شیوه رخ دادن آنها مربوط به دنیای نمایش است و گرچه حوادث چندان مهلک و وحشتناک نیستند، اما در قیاس با حساسیت بیش از حد و آسیبپذیری آدمها همچون فجایع جلوه میکنند. مادر که به علت عارضهمندیهای روحی و جسمیاش محوریت پیدا کرده، به علت آسیب دیدن از تجویز نامناسب داروی یک پزشک از او کینه به دل گرفته و از شناخت واقعیتهای پیرامونش هم عاجز است. پدر نیز به علت وضع مالی بدی که در گذشته داشته، بسیار مقتصد است. اونیل این خصیصه را هوشمندانه آسیبشناسی میکند و آن را به شرایط اجتماعی و گذشته جیمز تایرون ربط میدهد.
این والدین عارضهمند بی آن که بخواهند به گونهای ناخودآگاه به فرزندانشان آسیب میرسانند و چون شخصیت ذاتی آنها نهایی شده و محتومیت یافته است، نمیتوانند به رغم علاقه زیادی که به فرزندانشان دارند، منشأ محبت و عشق واقعی یا عاملی برای برون رفت از موقعیت گرداب گونه خود و دیگران باشند؛ البته عنوان نمایش هم که متاسفانه در آن کلمه طولانی حذف شده، وضعیت این درام تلخ تراژیک را نهایی میکند: عنوان سیر طولانی روز در شب دقیقاً بیان میکند همه حوادث تلخی که در روز رخ میدهند و به شرایط نابسامان اجتماعی و اقتصادی هم ربط دارند، در شب تاثیرات خود را در وضعیت عارضهمند افراد خانواده نشان میدهند. در نتیجه طول شب هم به روزهای محنت زای آنان اضافه میشود که اگرطولانی بودن روزهای تابستان را هم به آن بیفزاییم آن وقت به ژرفاندیشی و رویکرد نمایشی اونیل به عنوان نمایش هم پی میبریم.
در این نمایش، اونیل به طور هنرمندانهای روز را که تمثیل روشنایی، زندگی، فعالیت و رهایی به شمار میرود به نمادی از تیرگی، بیماری و رنج تبدیل کرده است.
پرسوناژهای نمایش سیر طولانی روز در شب گرچه همگی تک ساحتی و فلت (flat) هستند، اما هر کدام تفاوتهایی با دیگری دارند. نوع عارضهمندی هیچ کدام از آنها همسان نیست، ولی حاصل برآیندهای همدیگرند. پدر بسیار خسیس است و همواره از منظر اقتصادی به همه چیز حتی بیماری زن و فرزندش مینگرد. مادر به علت مصرف مرفین حالتی بینابینی و نیمه هوشیار دارد و همین بیثباتی بتدریج او را به سوی جنون میبرد. ادموند که در این اثر خود یوجین اونیل است، مسلول شده و نیاز به محبت و مراقبت واقعی دارد، اما کسی به فکر او نیست. جیمز تایرون، پسر بزرگ خانواده که همنام پدرش است توقعاتش برآورده نشده و به نحوی بیکار، بیفایده و به حال خود رها شده است. او هم در معرض هر گونه حادثه احتمالی قرار دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: