به گزارش ایسنا، عسکرپور در بخش دیگری از صحبتهای خود تاکید کرد: سینمای ما دیگر مانند مدرسه نیست، بلکه ما با یک دانشگاه مواجهیم. افراد رشد کردهاند و شرایط زمانه و کشور تغییر کرده و ما دیگر نمیتوانیم این بخش را به شکل همان مدرسه اداره کنیم.
عسکرپور در ادامه خاطرنشان کرد: اگرچه ممکن است این حرف از نظر عدهای، نوعی آنارشی محسوب شود؛ اما من فکر میکنم اگر کل سینما را به دست خود فیلمسازان بدهیم، پیشرفت بیشتری خواهد داشت. در برخی حوزههای دیگر هنر، دوستان احساس میکنند که سینما حق آنها را میخورد. این واقعیت در سینمای فعلی وجود دارد. از سوی دیگر، متاسفانه عمر مدیریتها و دولتها کوتاه است و دائم مدیران عیبهای خود را بررسی میکنند و میرسند به دوم خرداد و میگویند پس ایراد کار در این آزادیها بوده و نباید سینما را آزاد بگذاریم و بدین ترتیب اداره ارزشیابی را به اداره ارزشیابی و نظارت تبدیل میکنند تا اوضاع سینما درست شود.
شأن سینما به فوتبال شبیه شده است
اصغر فرهادی، سازنده فیلمهایی همچون رقص در غبار، شهربازی و چهارشنبهسوری هم با حضور در این نشست و طرح این پرسش که چرا در بعضی کشورها، جریان سینما اینقدر پویا و زنده است، گفت: چون شرایط اجتماعی و محیطی، بستری را برای رشد سلیقه بصری و شنیداری مردم که خالقان آثار هنری هم در میانشان هستند، فراهم میکند. مثلا در پاریس، یک شهروند هر روز صبح که پا از خانهاش بیرون میگذارد، لاجرم تا به محل کارش برسد، چشمانش در طول مسیر، مجسمههایی را خواهد دید، معماریهای موزون و خاطرهانگیزی را خواهد دید، در پیادهروها تابلوهای نقاشی از مقابل نگاهش میگذرند، نوازندهای هم که کنار خیابان مینوازد، برای جلب مشتری بیشتر هم که شده قطعات ارزندهتری مینوازد. این شهر چه بخواهد چه نخواهد در معرض زیبایی است. سلیقه او حتی اگر فقط یک بار در روز به محل کارش برود و برگردد، از روز قبل بالاتر خواهد بود. هر روز مجسمهای جدید، نقاشی نو، معماری موقر و تئاتری تازه. مقایسه کنید با فیلمساز یا هنرمند مملکت خودمان. از صبح که بیرون میزنیم تا به محل کارمان برسیم، چندتا مجسمه میبینیم، چندتا بنای قاعدهمند، چه موسیقی در تاکسیها میشنویم، چقدر شاهد تخریب بناهای قدیمی و خاطرهانگیزمان در خیابانها هستیم. ما در طول مسیر سعی میکنیم سرمان را پایین بیندازیم تا بیش از این چهره منحوس معماری وقیح و بیقواره شهر را نبینیم.
وی درباره شرایط کنونی سینما، به یکی از دانشجویان پاسخ داد: سینما بیش از هنرهای دیگر متاثر از محیط و پیرامون خود است. اگر سینمای امروز ما بیشور و حال است، به دلیل آن است که در روزگار پرشور و حالی زندگی نمیکنیم و نمیتوانیم فقدان این شور و حال را کتمان کنیم.
او که امسال با فیلم «درباره الی» در جشنواره فیلم فجر حضور خواهد داشت، درباره پیشبینیاش از آینده سینمای ایران گفت: درباره آینده هیچ پیشبینی فکر شده و تحلیلی ندارم؛ اما درباره شرایط امروز میتوانم به نکتهای اشاره کنم؛ در هیچ مقطعی، هنر و فرهنگ این مرز و بوم این طور به میدان مسابقه و رقابت تبدیل نشده، آفت سینما و اساسا آفت امروز جامعه ما رقابت است. انگار میلیونها نفر در یک کشور سعی دارند در رقابتهای مختلف پیروز میدان باشند و برای پیشی گرفتن، اولین قدم، زیر پا گذاشتن اخلاق است.
آفت سینمای امروز، انداختن آتش رقابت به جان خالقان آثار است. شأن سینما به فوتبال شبیه شده است، فیلمها ساخته میشوند برای رقابت و بردن. در فوتبال ذاتا اساس بر رقابت و برد و باخت است. همه بازی میکنند تا به لیگ برتر بروند. در سینما لیگ برتری نیست. اگر همه فیلمهای امروز دنیا هم شاهکار از آب دربیایند، در لیگ برتر جا دارند و فیلمی مجبور به عقبنشینی و باختن نیست.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم