کار ستاد تدارکاتی المپیک چیست؟

تدارک برای بازی‌های آسیایی گوانگجو و المپیک لندن ظاهرا از حالا شروع شده و اگر جز این بود، لابد از هم‌‌اینک رئیس کمیته تدارکاتی برای این رقابت‌ها تعیین و معرفی نمی‌شد. برای هر دو مورد بهرام افشارزاده انتخاب شده است.
کد خبر: ۲۲۰۱۱۸
این چهره نام آشنا و قدیمی ورزش کشورمان که بیش از30 سال است در کارهای تشکیلاتی حضور دارد و حائز سمت‌هایی مختلف و ارشد شده، بتازگی به پست دبیرکلی کمیته ملی المپیک نیز رجعت کرده است و در نتیجه از قبل کمی تا قسمتی می‌شد حدس زد که عناوین مورد بحث را هم به وی خواهند سپرد.

دوره بعدی بازی‌های آسیایی در سال 2010 در گوانگژوی چین و دوره آینده المپیک به سال 2012 در لندن برپا خواهد شد و این که از حالا  افشارزاده برای اداره کمیته‌های مربوط و رتق و فتق کارها انتخاب شده، رخداد خوبی است که در ظاهر خبر از بیداری و شروع حرکت ما به سوی هر دو دوره پیکارهای فوق در فاصله‌ای بعید تا آن زمان‌ها می‌دهد.

این  در حالی است که تا گوانگژو 19 ماه و تا لندن 3 سال و 8  ماه مانده است و حتما تایید می‌کنید که تا آن زمان می‌توان بسیاری از کارها را صورت داد و حتی همه چیز را به طور ریشه‌ای از نو سر و سامان بخشید و تیم‌های قوی‌تری را ساخت.

اما آیا این  کار واقعا صورت می‌پذیرد؟ شواهد و نشانه‌های گذشته آنقدرها هم اسباب دلگرمی نیستند. تیم‌های ورزشی ما در حالی در پکن شکست خوردند که کمیته تدارکاتی حدود 3 سال پیش از آن مسابقه‌ها تشکیل شده بود و شروع کار برنامه‌ریزی برای بازی‌های آسیایی دوحه قطر هم به 3 سال پیش از آن مسابقه‌ها برمی‌گردد.

از طرف دیگر اگر قرار بود زودتر شروع کردن به تنهایی کلید حل مشکلات و کسب عناوینی بیشتر و بهتر می‌بود، کافی بود این ستادها را ده پانزده سال پیش از هر دوره المپیک راه‌اندازی می‌کردیم و در آن صورت با 100 طلا فاتح بلامنازع آن رقابت‌ها می‌شدیم!

آنچه پر اهمیت‌تر و موثرتر از آغازهای زود هنگام است، برنامه‌ریزی صحیح و دقیق و مبتنی بر واقعیات و در موقع مقتضی و در فاصله‌ای نه‌چندان زیاد تا شروع رقابت‌هاست حتی در کشورهایی که میزبان المپیک هستند و لازم می‌دانند از 4 سال پیش تیم‌های کاملا جوانی را تدارک ببینند بنابراین نیست که ستادی را از همان تاریخ به راه اندازند، بلکه هر فدراسیون براساس صلاحدید شخصی و زمانی که برای ثمردهی تلاش‌هایش مناسب‌تر است، شروع به فعالیت و تیم‌سازی می‌کند و رسم نیست که مثلا 3 سال پیش مدیران ورزش کشور بنشینند و درخصوص آن رایزنی و اتخاذ تصمیم و تعیین راه کنند.

نه این که این کار بد باشد، برعکس بسیار هم مفید است؛ اما همان‌طور که گفتیم، کار را به دست فدراسیون هر ورزش نامزد حضور در المپیک می‌سپرند و بر عهده آن نهاد است که درباره اقداماتش تصمیم‌گیری و اقدام کند. در آن کشورها ستاد بازی‌های المپیک نیز که فقط کامل‌کننده کار تیم‌های اعزامی است، تنها دو سه ماه مانده به شروع المپیک‌ها تشکیل می‌شوند زیرا تا آن زمان خود کمیته المپیک آن کشورها کارها را ساماندهی می‌نمایند و ارتباطات لازم را برای گسیل تیم‌ها به آوردگاه المپیک‌ها برقرار می‌کنند.

یک بررسی ساده هم به ما می‌گوید  تشکیل بسیار زود هنگام ستاد‌های مورد بحث در ورزش ایران، در عمل تفاوت مثبتی را ایجاد نکرده واگر المپیک‌های اخیر و بویژه دوره آخر (پکن 2008)‌ مبنا گذاشته شود، اثر عکس گذاشته است.

به هر روی در نشست اخیر هیات اجرایی کمیته ملی المپیک که با حضور تمامی 11 عضو جدید هیات برگزار شد، افشارزاده به عنوان رئیس کمیسیون رسانه‌ها و مربیان این کمیته و همچنین رئیس کمیته تدارکاتی بازی‌های آسیایی 2010 و المپیک 2012 انتخاب شد.

همچنین مهدی قدمی نایب رئیس کمیته المپیک به عنوان رئیس کمیسیون مدیریت و برنامه‌ریزی، مهدی کرباسیان خزانه‌دار کمیته المپیک به عنوان رئیس کمیسیون منابع و بازاریابی، شاهرخ شهنازی عضو هیات اجرایی به عنوان رئیس کمیسیون امور بین‌الملل، گایینی به عنوان رئیس کمیسیون فرهنگ و آموزش، هادی ساعی به عنوان رئیس کمیسیون ورزشکاران، عبدالرضا ساور به عنوان رئیس کمیسیون مربیان، رباب شهریان به عنوان رئیس کمیسیون ورزش بانوان و ملک‌زاده به عنوان رئیس کمیسیون توریسم ورزشی مشخص شدند.

گر چه انتصاب‌های فوق‌الذکر برای دوران جدید فعالیت‌های کمیته المپیک و ساماندهی کارهای عادی و روزمره این نهاد صورت پذیرفته و باید هم انجام می‌شد، اما انتصاب افشار‌زاده ابعاد دیگری دارد.

پیشقدم

افشارزاده برای تصدی هر چه بهتر پست دبیر کل کمیته المپیک و مصون ماندن از اتهام دو شغله بودن، خود پیشقدم شده است که پست ریاست فدراسیون وزنه‌برداری را کنار بگذارد و از آنجا که طی 3 دهه اخیر در نوبت‌های مختلف رئیس فدراسیون‌های دیگری مثل ژیمناستیک و حتی معاون سازمان تربیت بدنی هم بوده ( و به خاطر کارکشته بودنش)‌ بالقوه گزینه عاقلانه‌ای برای هدایت ستادی است که کارش رتق‌وفتق امور المپیک باشد؛ اما سوال قبلی و مهم‌تر به جای خود باقی است و آن میزان تاثیرگذاری چنین کاری در بستر زمان و مدت‌ها پیش از شروع مسابقه‌های اصلی است.

چنین ستادی در فاصله 3 یا 2 (و حتی یک)‌ سال پیش از شروع المپیک کاربرد ضربتی و حساسی ندارد و اگر دارد، بیش از چیزی نیست که از هر فدراسیون کاندیدای شرکت در المپیک بر می‌آید. بنابراین بد نبود که کمیته المپیک پس از تشکیل مجدد خود و در دوره ریاست محمد‌علی آبادی بعد از انتصاب‌های درون سازمانی (که صورت گرفته است و وصف آن را آوردیم)‌ به کارهای روزمره خود مشغول باشد و کارهای المپیک را به فدراسیون‌های مربوط بسپرد.

نزدیک به صفر

در شرایطی که 3 سال و 8 ماه به المپیک لندن مانده است، هنوز به طور دقیق مشخص نیست که با کدام نیروها و تیم‌ها و ورزش‌ها و با چه ابزار و ادواتی به آن عرصه می‌رویم، تشکیل ستاد تدارکاتی در دل کمیته المپیک چه فایده‌ای دارد و آیا جز اهدا و تقسیم پست‌های فعلا غیر مفید به شماری از اعضای کمیته، بهره‌ای دیگر هم دارد؟‌ اگر ما برای خود کار ستاد تدارکاتی المپیک را معنا، تعریف و این امر را کلاسه‌بندی کنیم، زودتر به این نتیجه می‌رسیم که ضرورت تشکیل ستاد المپیک و حتی ستاد بازی‌های گوانگژو در حال حاضر چیزی نزدیک به صفر است زیرا نه موضوعیتی دارند و نه شتابی.

وصال روحانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها