در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کودک کار در معنی مشخص و متداول آن به کودکانی اطلاق میشود که به دلیل نابسامانیهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و هزار نابسامانی دیگر از آموزش، بهداشت، امنیت، تغذیه، بازی و نیازهای دیگر یک کودک محروم است و ناچار مجبور است در کارگاهها، خیابانها، مزرعهها، ترمینالها و هزار جا و ناکجای دیگر کار کند.
کار بسیار زودتر از دیگران بر زندگی این کودکان سایه میاندازد و آنها را از چشیدن طعم شیرین کودکی وا میدارد. به جز این دسته از کودکان، عده دیگری از کودکان نیز هستند که به خاطر کار ، بخشی از لذتهای کودکی را درک نمیکنند، اما با دسته اول بسیار متفاوتند.
این دسته از بچهها معمولا سر و رویشان مرتب است و لباسهای ترو تمیزی میپوشند و کار هم نمیکنند.گرفتاری این بچهها به دلیل کار کردن زیاد پدر و مادرشان است. در خانواده شما هم حتما چنین کودکانی هستند. کودکانی که صبح مجبورند همراه با پدر و مادر از خواب بیدار شوند، سریع صبحانه بخورند و بعد به مهد کودک یا خانه مادر بزرگشان بروند.
بچههای امروز اگر خیلی خوش شانس باشند، شاید بعد از ظهر را بتوانند در کنار مادرشان سپری کنند، اما تا شب از پدر خبری نیست، وقتی هم که میآید با ذهنی که مدام در حال مرور حوادث روز است کمتر میتواند برای فرزندش انرژی بگذارد.
اصلا نمیخواهم به دلایلی که چرا این روزها والدین مجبورند این قدر کارکنند بپردازم، اما دوران کودکی خودم را که مرور میکنم خیلی خدا را شکر میکنم که 30 سال زودتر از این بچهها به دنیا آمدهام. زمانی که میتوانستم صبحها تا هر وقت دلم میخواست، بخوابم.
زمان بیداریام را کنار مادرم هر طور که میخواستم سپری میکردم. بعد از ظهر هم که میشد پدرم از سر کار بر میگشت و همه دور هم بودیم.هر چند من زندگی این کودکان را تجربه نکردهام، اما مطمئنم سپری کردن دوران کودکی به شکل گذشته خیلی خوشمزه تر از کودکی امروز است.
حسین نیکپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: