شهادت سادگی

امروز روز شهادت مردی است که به روایت تاریخ، ضداستبداد، طرفدار آزادی و رهایی ملت از دست جباران و ستمکاران بود.
کد خبر: ۲۲۰۱۱۴

امروز 10 آذرماه روز مجلس شورای اسلامی و شهادت سیدحسن مدرس است؛ کسی که در خانه ملت و با نام ملت کوشید تا با نظام ظلم رضاخانی مبارزه کند و آن را به زانو درآورد.

سیدحسن قمشه‌ای معروف به مدرس فرزند سیداسماعیل در سرایه کچو از توابع اردستان دیده به جهان گشود و 10 آذر 1317 پس از تبعید به کاشمر، به شهادت رسید.

حضور مدرس در خانه ملت و مبارزات وی علیه نظام زور و استبداد رضاخانی در شرایطی صورت گرفت که باعث شد نام نیک وی همیشه در تاریخ کشور به عنوان یک نماینده الگو به دور از تجمل‌پرستی و برخاسته از متن جامعه باقی بماند.

مدرس با استفاده از آموزه‌های دینی و شعار مهمی چون «دیانت ما عین سیاست ما و سیاست ما عین دیانت ماست»، بر اساس مصالح جامعه به گونه‌ای رفتار کرد تا قوانین کشور در محتوا مطابق شریعت و در عمل منطبق با شرایط روز باشد.

او با شجاعت و صراحت لهجه‌اش تلاش کرد بدون هیچ گونه مسامحه، حق مردم را از ظالمان بگیرد.مدرس را می‌توان از بسیاری زوایا ارزیابی کرد و از وی آموخت. وی دارای چنان شخصیت والایی است که با گذشت سال‌ها نه تنها به فراموشی سپرده نشده، بلکه هر روز افکارش بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد.امروز، روز درگذشت مردی است که خانه ملت را مکانی برای گرفتن حق ملت دانست.

اگرچه پس از پیروزی انقلاب و نابودی رضاخان‌ها، ستمگری برای مبارزه بر مسند قدرت قرار ندارد، اما شیوه مدرس در ساده‌زیستی و بی‌تکلفی وی همیشه باید مدنظر قرار گیرد و بعد از گذشت 30 سال از انقلاب، باید در بخش‌های مختلف سیاسی پررنگ‌تر شود.

دغدغه‌های مردم، ریشه‌یابی عیوب، رفع مشکلات اقتصادی و عتاب و خطاب از مجریان برای بهره‌گیری از شیوه‌های نظارتی، دغدغه‌های مردی بود که به خاطر آن، شهادت را برگزید.

در تعریف مدرس همین بس که خانه‌اش محقر و خوراکش اندک و یکنواخت بود و به لذت‌های دنیا (مال و ثروت)‌ هم در سراسر عمر بی‌اعتنایی می‌کرد.مدرس در خانه محقرش تمام شخصیت‌های مهم مملکتی و ثروتمندان شهر را روی گلیمی که تنها زیراندازش بود، می‌نشاند و روی منقل سفالی برای آنها چای دم می‌کرد.

 مدرس اگر می‌خواست، می‌توانست خانه‌های باشکوه داشته باشد، اما با این حال، هنگام شهادتش تنها 24 تومان پول نقد از او باقی ماند.نقل است که یک روز در مجلس شورا، رضاخان با شوخی و مزاح دست روی جیب مرحوم مدرس گذاشت و گفت: آقا، عجب جیب بزرگی دارید. مدرس در حالی که می‌خندید، گفت: درست است که جیب من بزرگ است، ولی ته دارد. این جیب شماست که ته ندارد.

فاطمه امیری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها