دماغ کرگدن از چین بیاریم

هفته گذشته سومین جشنواره طنز مکتوب کشور در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار شد. همایشی که با استقبال گسترده مردم همراه بود؛ مردمی که به واسطه داشتن زبانی با ظرفیت‌ها و ظرافت‌های بی‌شمار و ویژه، حتی در محاوره‌هایشان به طور عادی بسختی به هر پدیده یا سخن و اتفاقی لبخند می‌زنند و به عبارتی نشاندن خنده بر لبان این مردم کار بسیار دشوار و پیچیده‌ای است. البته استقبال مردم از شب‌های شعر «در حلقه رندان» و همین جشنواره طنز مکتوب نمایانگر این موضوع است که رندان دفتر طنز حوزه هنری حداقل در ارتباط با مخاطب موفق بوده‌اند. ارتباطی که بیش از هر چیزی ریشه در جسارت وحمایت مدیران فرهنگی حوزه هنری از اتفاقی به اسم طنز دارد. اما به گفته برگزارکنندگان این جشنواره، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سومین جشنواره طنز مکتوب استقبال شاعران و طنزپردازان جوان بوده است و در همین رابطه امروز با همکاری برگزارکنندگان جشنواره بخشهایی از آثار برگزیدگان طنز مکتوب را در این صفحه می‌خوانید.
کد خبر: ۲۱۹۹۵۹

ته‌چین

مهدی استاد احمد

نه‌تنها پیرهن از چین بیاریم
که اقلامی خفن از چین بیاریم
دکان‌ها مملو از پوشاک چینی است
از این پس رختکن از چین بیاریم
چراغ مه شکن وقتی نداریم
چراغ مه‌شکن از چین بیاریم!
هزار و صد تومن لازم اگر شد
هزار و صد تومن ازچین بیاریم!
ولی، شاید، اگر، داریم، اما
یقینا، واقعا از چین بیاریم
گلاب قمصر کاشان گران است
بیا مشک ختن از چین بیاریم!
به جای رستم دستان و سهراب
اساطیر کهن از چین بیاریم
پر طاووس در دنیا گران است
دماغ کرگدن از چین بیاریم
اگر با زلزله تهران فرو ریخت
دوباره یک پکن از چین بیاریم
دموکراسی فراوان اولا هست
نباشد ثانیا از چین بیاریم
و آزادی که اصلا مشکلی نیست
ترن پشت ترن از چین بیاریم
ترقه، فشفشه، باروت، موشک
خطرناکه حسن! از چین بیاریم
بیا تا دست یکدیگر بگیریم
و سر تا پا بدن از چین بیاریم
به هر صورت سیاست این چنین است
به ما هر چی بگن از چین بیاریم...

شیوه‌های موثر تربیتی

سعید نوری

بچه که بودم به من آموختند
فحش نباید بدهی گوسفند!
بی‌ادبی بوده از این خانه دور
حرف رکیکی نزنی بی‌شعور!
بچه همسایه به من فحش داد
پند پدر مادرم آمد به یاد
بر دهنش مشت ادب کوفتم
البته با غیظ و غضب کوفتم
شب که پدر قصه ما را شنید
نوبت آموزه دوم رسید
گفت نباید به کسی زور گفت
من چه کنم با توی گردن کلفت
بچه که بودم پدرم یاد داد
عشق بورزم به نبات و جماد
عشق به سوراخ ازن فی‌المثل
عشق به هر کس شده حتی زنت!
عشق به مفرد به مثنی به جمع
عشق به اینها که رساندم به سمع
مختصری بود ز بسیارها
این همه مشتی است ز خروارها
منحنی تربیتم رشد کرد
حیثیت و شخصیتم رشد کرد
حاصل این شیوه ارزنده من
این من خوش ذوق، ولی بد دهن!

دعاهای برگزیده

مهدی کرمی

خدایا! هر چند دعای 5 سال قبل من را برآورده کردی و یک پیکان به من دادی، ولی در نظر بگیر که رفاه یک چیز نسبی است نه مطلق. چون آن موقع من و این همسایه‌‌مان  آقا سیروس  هر دو بی‌ماشین بودیم. ولی الان من پیکان دارم و او ماکسیما. اختلاف طبقاتی از فقر بدتر است. خودت درستش کن.

کم توقع

خدایا! می‌دانی که من از زندگی بدون عشق بیزارم. پس کاری کن که عاشق دختر رئیسم بشوم و او هم عاشق من بشود و با هم ازدواج کنیم.

بی عشق هرگز

خدایا! تا مرا نیامرزیده‌ای از دنیا نبر. البته برای آمرزیدن هم خیلی عجله نکن!

نوجوان 75 ساله

خدایا! بنده جسارتا باید عرض کنم این پول‌هایی که هر از گاهی از سر دلسوزی میان فقرا پخش می‌کنید، فقط جنبه درمان موقت و اثر تورمی دارد. لطفا برای جلوگیری از افزایش نقدینگی در جامعه، پول‌ها را در صنایع مادر سرمایه‌گذاری کنید.

منتقد اقتصادی، مدیرعامل یکی از صنایع مادر

خدایا! این تیم رقیب با وجود این که یک هیچ عقب بود، تو دقیقه 89 واسه مداوای بازیکن ما توپ رو به اوت زد. جون هر کی دوست داری، پاداش این کار رو تو این چند دقیقه بهشون نده. تو یه مسابقه دیگه تلافی کن.

مربی

خدایا! کار خاصی ندارم. فقط آمده‌ام بابت باران قشنگ دیشب از شما تشکر کنم.

سنگ

معرفی کتاب

امید مهدی‌نژاد

تقصیر بابات بود
نام کتاب: تقصیر بابات بود
شاعر: حیدر مریم‌زاده
ناشر: فروسو
قیمت: سه تا صدتومان

شاعر جوان و اندیشناک معاصر، حیدرمریم‌زاده نود و چهارمین مجموعه از اشعار جالب خود را با عنوان «تقصیر بابات بود» و با عنوان فرعی «الهی خبرش بیاد» نثار ادب‌دوستان ایرانی مقیم داخل و خارج کرده است. مریم‌زاده با این کتاب در کنار 2 کتاب قبلی خود با عناوین «تقصیر من که نبود» و «پس تقصیر کی بود» که طی یکی دو هفته گذشته منتشر شدند، سه‌گانه عشقی فلسفی خود را کامل کرده است. شاعر در این مجموعه که شامل غزل، رباعی، چارپاره، چهل پاره، ترانه، قطعه، تیکه، مستزاد، طرح، ایماژ، هایکو، تکواج و ... الباقی قوالب شعر فارسی و غیرفارسی است. دلزدگی خود را از عشق‌های مجازی برای بار سی و سوم به طرز خیال‌انگیزی بیان می‌کند. شعر کوتاهی از این مجموعه ارزشمند را با عنوان خودم کردم که لعنت بر...باد  با هم می‌خوانیم:

گفته بودم اگه بیای
قلبمو ایفا می‌کنم
می‌آم می‌شینم سر رات
راهمو پیدا می‌کنم
اما نگفتی که چرا
نیومدی تو خونه‌مون
مگه نمی‌گفتی خودت
از همه‌شون قشنگ‌ترم
تو رو دیگه دوس ندارم
می‌رم پیش یکی دیگه
می‌رم که تا چشت درآد
می‌شم مال یکی دیگه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها