در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در دههای که سریالهایی چون هزار دستان، سلطان و شبان، آینه و... نیز ساخته شدهاند. همه میدانند این سریالهای به یاد ماندنی زمانی از فکر به تصویر تبدیل شدند که کشور ما درگیر جنگ بود؛ جنگی که ذهن همه را به خود مشغول کرده بود و هزینه سرسامآوری داشت، اما واقعیت این است که مسوولان کشور اعم از فرهنگی و سیاسی میدانستند اگر میخواهند ایران در جنگ پیروز شود، باید هویت ایرانی اسلامی را در آثار هنری و فرهنگی به نمایش بگذارند تا مردم باورشان درباره داشتن کشوری پهناور و با تمدن محکم شود و بپذیرند که باید آن را حفظ کنند. مردم امروزی در تمام دنیا به تمدن و پیشینه تاریخی خود میبالند وآن را سکوی پرتاب خود به دنیای مدرن امروزی میدانند. حتی کشورهایی چون کره جنوبی که تمدن و پیشینه مشخصی ندارند با ساخت سریالهای تلویزیونی تلاش میکنند برای خود تمدن بسازند. آنها با استفاده از نفوذ رسانه تلویزیون روی ذهن مردم کشور خود کار میکنند تا آنها باور کنند که صاحب تمدن هستند و باید این تمدن را حفظ کنند.
در دهه 60 صاحبنظران فرهنگی میدانستند باید به مردم گوشزد کرد تمدنی دیرینه دارند که در گذر زمان دستخوش تغییر شده است و نالایقی برخی حاکمان، بخشی از آن را به یغما داده است. مردم در دهه 60 و سالهای جنگ باید به این نکته آگاه میشدند که ایران مهد دانشمندانی بوده که دنیا طالب آنها بوده است. با این اندیشه بود که مدیران فرهنگی و رسانهای، دهه 60 را به دورهای طلایی در زمینه سریالسازی تبدیل کردند. در واقع آنان راهبرد زمانه را درک کردند و متوجه شدند که نباید به دلیل جنگ از کارکردهای فرهنگ غافل ماند. البته در کنار این تصمیمگیری، کار تولید به آدمهای کاربلدی سپرده شد که میدانستند باید مبنای کارخود را براساس تحقیق بگذارند تا مردم آنچه را در کنار داستانپردازی آنان میبینند، باور کنند. ساخت سریالهای تلویزیونی در اوایل دهه 60 دشوار بود، چون تلویزیون پس از پیروزی انقلاب دوران گذار را طی میکرد و مدیران باید اعتماد مردم را به خود جلب میکردند و این اطمینان را به آنها میدادند که قرار است رسانه تصویری کشور رو به پیشرفت باشد و آثاری که در آن تولید میشود از گذشته صددرصد بهتر باشد و سریالهایی چون هزاردستان و بوعلی سینا تاییدی بود بر این رویکرد رسانه.
سریال بوعلی سینا تقریبا همه خواستههای مدیران و نظرات مردم را تامین کرد. داستان این سریال درباره بوعلی سینا، دانشمند بزرگ ایرانی است، هرچند زندگی بوعلی سینا محور داستان است، اما تاریخ ایران در زمان زندگی این دانشمند با ظرافت تمام تصویر شده و با دیدن این سریال میتوان باور کرد که دانشمندان ایرانی همیشه خواهان زیادی داشتهاند و حاکمان کشورهای مجاور خیلی زود از اعتبار این دانشمندان آگاه میشدند و میخواستند به هر شکلی که شده آنان را مانند خاک کشور همسایه از آن خود کنند.
در سریال بوعلی سینا، پادشاهان ایرانی با افکار مختلف نشان داده میشوند که گاهی میان آنان میتوان حاکمی را هم دید که دوست دارد کشور ترقی کند و پادشاه سامانی از این دست است. در کنار داستان زندگی نابغهای چون بوعلی سینا که خدمت به مردم برای او اولویت اول است، میتوان فقر و تنگدستی مردم ایران را در دورههای مختلف دید و میتوان فهمید که فیلسوفان ایرانی چگونه در خدمت به اسلام گام برمیداشتهاند و در سراسر دنیایی که ارتباط در آن به شکل امروز نبوده، افکار خود را ترویج میکردهاند. سریال بوعلی سینا نشان میدهد یکی از پایههای ایران متمدن براساس استاد و شاگردی و احترام شاگرد به استاد شکل گرفته است.
در کنار این روایت تاریخی منسجم که نشاندهنده تحقیقی جامع درباره زمان زندگی بوعلی است، میتوان به فیلمنامه سریال بوعلی سینا هم اشاره کرد که هرچند به روش کلاسیک نوشته شده، اما ساختاری خستهکننده ندارد و دیالوگهای آن بیننده را چنان مجذوب میکند که بدون هیچ مقاومتی آنها را در ذهن میسپارد و گاهی که لازم باشد، از آنها نقلقول میآورد.
انتخاب بازیگران سریال بوعلی سینا، یکی دیگر از دلایل موفقیت این سریال است. امین تارخ با استناد به طرحها و عکسهایی که از بوعلی سینا موجود است، بهترین گزینه برای بازی در نقش بوعلی است. اکنون پس از گذشت 22 سال با دیدن بازی تارخ میتوان فهمید این بازیگر درباره شخصیت بوعلی به تحلیل کاملی دست یافته است که توانسته نقش یک دانشمند نابغه را بخوبی اجرا کند. او میدانسته شخصیتی چون بوعلی سینا که در آن واحد به چند مساله فکر میکند و برای آنها راهحل میجوید، باید جوانی چابک باشد که کارهایش را بسرعت انجام میدهد و بیانی شیوا دارد، اما در عین حال جملات را خیلی سریع بیان میکند. او فرصت زیادی ندارد، اما کارهای بیشماری را باید به پایان برساند. تحلیل تارخ از بوعلی سینا باعث شده است مردم به این دانشمند و زندگی او علاقهمند شوند. به یقین تا پیش از پخش سریال بوعلی سینا، این دانشمند در لای کتابهای درسی محصور بود و فقط دانشگاهیان و دانشجویان فلسفه و طب با او و افکارش آشنا بودند. سریال بوعلی سینا باعث شد این دانشمند از حصار فراموشی به درآید و میان عموم مردم جایگاه بالایی به دست آورد.
دیگر بازیگران سریال نیز هوشمندانه انتخاب شدهاند و روی شخصیت آنها بخوبی کار شده است که از میان آنها میتوان به 2سرباز غزنوی اشاره کرد که تمام عمر در پی بوعلی دور ایران را میگردند، او را پیدا نمیکنند و عاقبت در مسیر همین ماموریت به پیری میرسند و میمیرند. موسیقی سریال بوعلی سینا از موسیقیهایی است که هرگز از ذهن مخاطبان این سریال پاک نخواهد شد؛ موسیقی که با ریتم و ضرباهنگ خود، این سریال را دیدنیتر میکند. سریال بوعلی سینا، سریالی تاریخی است که امتیازات زیادی دارد؛ امتیازاتی که اگر بررسی شود میتواند الگوی مناسبی برای کارگردانان و تهیهکنندگانی باشد که میخواهند اثری تاریخی و ماندگار بسازند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: