پاپوش دوستان پاتریشیا

«من و پاتریشیا فرزند نداشتیم و این موضوع همیشه برای هر دوی ما سخت بود. امکان بچه‌دار شدن ما هرگز وجود نداشت و بنابراین در تمام طول چندین سالی که در کنار هم زندگی می‌کردیم گرچه در مورد این موضوع حرفی به هم نمی‌زدیم، اما هر دوی ما خیلی خوب می‌دانستیم که از نداشتن این نعمت چقدر عذاب می‌کشیم. من که به عنوان مرد زندگی باید به شدت کار می‌کردم تا بتوانم مخارج سنگین زندگی‌های امروزی را بر آورده کنم و پاتریشیا که زنی بسیار آرام و خیرخواه بود در سال‌های اخیر در موسسات خیریه مشغول به کار شده بود. زندگی مشترک ما از انواع زندگی‌های موفقی بود که همه غبطه آن را می‌خوردند و ما می‌دانستیم آنچه داریم به عنوان آرامش و راحتی در زندگی هدیه‌ای الهی است که باید قدر آن را بدانیم.
کد خبر: ۲۱۹۸۲۸

هدیه‌ای که متاسفانه به شکل ناگهانی از من گرفته شد که هنوز هم در بهت و ناباوری آن به سر می‌برم. از دست دادن پاتریشیا برایم همانند از دست دادن امید برای زندگی است. برای زندگی که دیگر هیچ علاقه‌ای به ادامه دادن آن ندارم.» آقای شرمن لینچ 60 ساله به اتهام به قتل رساندن همسر 64 ساله‌اش خانم پاتریشیا روترمیچ دستگیر شده است. براساس شواهد و مدارکی که ماموران پلیس در پرونده مرگ خانم پاتریشیا ثبت کرده‌اند آقای لینچ قطعا گناهکار است و راه فراری برای وی وجود ندارد. اتهامی که برای اثبات کردن آن در دادگاه به مدارک بسیاری نیازمند است که خانواده خانم پاتریشیا و دوستان نزدیک او که همگی به شدت در غم از دست دادن وی اندوهگین هستند در حال جمع‌آوری و پرداخت پول برای رسیدن به آنها تلاش می‌کنند. همه نزدیکان خانم پاتریشیا که وی را از مدت‌ها قبل می‌شناختند مدعی هستند که این زوج از مدت‌ها قبل دچار مشکلات بسیاری با یکدیگر بوده‌اند که این مشکلات در ماه‌های اخیر شدت گرفته بود. از سوی دیگر نیز بازجویان پس از بازجویی از آقای لینچ عنوان کردند که او به شدت ضد و نقیض حرف می‌زد و این نوع پاسخ دادن او به سوالات می‌تواند دلیل آن باشد که او حقیقتی را از پلیس پنهان می‌کند که می‌تواند همان به قتل رساندن همسرش باشد. حقیقتی که تلاش بسیاری برای کشف آن می‌شود. «آنچه که همه دوستان و نزدیکات پاتریشیا عنوان می‌کنند چیزی جز دروغ و توهم نیست. من و همسرم هیچ‌وقت مشکلی با هم نداشتیم و آنها در حال بزرگ کردن مساله هستند.

شاید غم از دست دادن یک زن نازنین همچون پاتریشیا آنقدر سخت باشد که دوستان نزدیکش که همچون خواهران او بودند سعی کنند با متهم جلوه دادن اولین کسی که به نظرشان می‌رسد به خیال خود راز مرگ او را فاش کنند اما این درست نیست. من می‌دانم که او بر اثر اشتباه یک راننده دیوانه بی‌احتیاط جانش را از دست داده و این موضوع هیچ ارتباطی به من ندارد. من مدارکی را هم نشان داده‌ام که اثبات می‌کند روزی که پاتریشیا با خودرو تصادف کرده است من خارج از شهر بوده‌ام و اصلا کیلومترها با محل حادثه فاصله داشته‌ام پس چطور می‌توانستم او را به قتل برسانم. همه در اشتباهند و امیدوارم یک روز پس از این که متوجه غفلت و تهمت‌هایی که به من وارد کردند، شدند، عذرخواهی کـنـند.» خانم پاتریشیا حدود 2 ساعت پس از منتقل شدن به بیمارستان بر اثر ضربه مغزی جانش را از دست داد.

 تحقیقات اولیه نشان می‌‌داد که این زن حدود ساعت 7 بعدازظهر در حالی که هوا تاریک بوده است در حال رد شدن ازخیابان بوده که از پشت سر او راننده‌ای با سرعت دیوانه‌وار به او زده و فرار می‌کند. شدت این تصادف به حدی بود که خانم پاتریشیا تا چندین متر دورتر پرتاب شد و چنان ضربه‌ای به سر او خورد که جانش را از دست داد. تنها شاهد این سانحه زن جوانی بود که از پنجره آشپزخانه منزلش در حالی که مشغول به کار بود به شکل غیرمترقبه متوجه تصادف شد. او از خودرو فراری که بلافاصله پس از تصادف با همان سرعت بالا از محل گریخته بود از یک وانت‌بار سفیدرنگ یاد کرد که بسیار تمیز بوده و راننده آن در تاریکی مرد به نظر می‌رسیده است. با وجود ادعاهای اولین شاهد، آقای لینچ به عنوان اولین مظنون دستگیر شد. او که با وجود داشتن وانت سفیدرنگ به عنوان تنها خودرواش ادعا می‌کرد هنگام وقوع حادثه برای همسرش در خارج از شهر به سر می‌برده است سعی کرد تا ادعاهای این شاهد را توهم تلقی کند و عنوان کند که نمی‌توان براساس ادعاهای شاهدی که از چندین متر دورتر متوجه ماجرا شده است وی را به عنوان قاتل معرفی کرد. چند هفته بعد نـتایج آزمایش‌های پزشکی قانونی اعلام شد و مشخص شد لکه‌های رنگ سفید که به بلوز خانم پاتریشیا چسبیده بود متعلق به همان خودرویی است که از پشت سر با او برخورد کرده است با اعلام این ماجرا تحقیقات گسترده‌‌تر روی خودروی آقای لینچ انجام شد و در نهایت مشخص شد وی پس از اقدام به این قتل زمانی که متوجه شده قسمت کوچکی از رنگ جلوی خودرو‌اش پریده با استفاده از یک لاک غلط‌گیری آن را سفید کرده است تا جای هر شک و شبهه‌ای را برای پلیس بگیرد. کاری که باعث شد شک پلیس نسبت به او به یقین تبدیل شود و وی به عنوان مظنون و متهم به قتل همسرش روانه دادگاه شود. «من دادگاهی که تشکیل  می‌شود را قبول ندارم، زیرا معتقدم آنها براساس شواهد و مدارک درست در مورد پرونده‌ها قضاوت نمی‌کنند. این‌که چند نفر از دوستان نزدیک پاتریشیا که داغدیده هستند و به دنبال مقصری در مرگ او می‌گردند مرا به‌عنوان مظنون و قاتل معرفی کنند و پلیس هم به دنبال آن به دنبال مدارکی بر علیه من باشد اصلا موضوع قابل قبولی نیست. من مشکلی با زنم نداشتم که بخواهم او را به قتل برسانم و حتی اگر می‌خواستم دست به کاری احمقانه بزنم چرا باید از خودروی خودم استفاده می‌کردم؟ می‌توانستم براحتی خودرویی اجاره کنم تا اگر هم شاهدی بر تصادف وجود داشت نتواند براحتی مرا به عنوان قاتل به پلیس معرفی کند. من از مرگ و از دست دادن همسرم بسیار متاسفم و می‌دانم که گنجینه مهربان و گرانبهایی را از دست داده‌ام، اما از سوی دیگر از زمانی که او به قتل رسیده و راننده قاتلش فراری است با خودم فکر می‌کنم مرگ او باعث بدبختی و گرفتاری من شده است. دوست داشتم او زنده می‌ماند و خودش به پلیس ثابت می‌کرد که من و او در زندگی مشترکمان هیچ مشکلی نداشتیم و این پاپوش را دوستانش برای ما درست کرده‌اند.»

المیرا صدیقی
گوگل‌ نیوز

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها