در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چند سال با همسرت زندگی کردی و چطور باهم آشنا شدید؟
من و همسرم 17 سال باهم زندگی کردیم. زمانی که به خواستگاریاش رفتم او را نمیشناختم و یکی از آشنایان او را به من معرفی کرده بود. چند جلسه باهم صحبت کردیم و تصمیم گرفتیم ازدواج کنیم، بعد از ازدواج بود که متوجه شدم همسرم مشکلاتی دارد که از من پنهان کرده است.
همسرت چه مشکلی داشت که تو بعد از ازدواج فهمیدی و این سالها زندگیتان را تحت تاثیر قرار داد؟
همسرم از نوعی بیماری روانی رنج میبرد و خواهرانش این مساله را به من نگفته بودند. وقتی متوجه شدم که خیلی دیرشده بود. ما باهم ازدواج کرده بودیم. البته وقتی متوجه این مساله شدم، سعی کردم آن را حل کنم، اما نتوانستم.
اگر همسرت بیماری روانی داشت، چرا از او جدا نشدی؟
دلـم بـرای همسرم میسوخت. او پدر و مادر نـداشـت. اگر من رهایش میکردم کسی کمکش نمیکرد و آواره خیابانها میشد. خواهرانش هم مسوولیت نگهداری از او را نمیپذیرفتند، من چارهای به جز نگهداری از همسرم نداشتم.
چرا همسرت را پیش پزشک نبردی؟
من او را پیش پزشک نبردم، اما هر کاری که از دستم برمیآمد برایش کردم، او را پیش رمال بردم تا شیطان را که در جانش رخنه کرده بود بیرون بکشد. هر کاری هم که گفتند کردم، اما فایدهای نداشت.
پـس چـرا بـچـهدار شـدید، یک زن بیمار که نمیتوانست مادر مناسبی برای فرزندش باشد؟
یک سال بعد از ازدواجمان همسرم باردار شد، من فکر میکردم اگر بچهای داشته باشیم، همسرم سرش به بچه گرم میشود و شرایط بهتری خواهد داشت، اما روز به روز شرایطمان بدتر میشد و سختیهای بیشتری را تحمل میکردیم.
همسرت را کتک هم میزدی؟
اوایل کاری با او نداشتم اما وقتی به حرفم گوش نمیکرد او را کتک میزدم، چارهای به جز این نداشتم، همسرم از خانه فرار میکرد، من و پسرم تنها میماندیم. هر بار او را پیدا میکردم و به خانه بازمیگرداندم، این مساله خیلی مرا آزار میداد.
فکر نمیکنی، کتک زدن همسرت علت اصلی فرار او از خانه بوده است؟
من همیشه او را نمیزدم، حتی اگر اینطور بود هم او حق نداشت از خانه خارج شود. آبرویم را به خاطر رفتارهای همسرم از دست داده بودم.
در پرونده آمده که تو خودت از بیماری روحی رنج میبری، در اینباره چه میگویی؟
الـبـتـه، من داروی اعصاب مصرف میکنم، اما اینطور نیست که اختیاری از خودم نداشته باشم. این همسرم بود که مرا بیمار کرده بود، آبروی من و پسرم که حالا نوجوان است و در محل شناخته شده به خاطر کارهای همسرم رفته بود.
چرا همسرت را به قتل رساندی؟
آخرین بار که از خانه فرار کرد بعد از سه روز خودش برگشت. او حرفهایی زد که مرا بشدت عصبی کرد، وقتی کتکش زدم به من گفت که قصد دارد از من جدا شود و با مرد دیگری ازدواج کند، من هم از فرط عصبانیت گلویش را آنقدر فشار دادم که فوت شد.
از روز قتل بگو. چطور او را کشتی؟
وقـتـی خـواسـت از خـانـه بـیرون برود، ابتدا در آشپزخانه با او درگیر شدم. گلویش را فشار دادم، آسیب جدی ندید و یک بار دیگر تلاش کرد که فرار کند، با زنجیر چرخ پایش را به لوله گاز بستم، تلاش میکرد فرار کند، دوباره دستم را روی گلویش گذاشتم و فشار دادم البته در آن لحظه همسرم بلند شد و چند قدمی هم راه رفت و بعد روی زمین افتاد و خفه شد. من به اورژانس خبر دادم، تکنسینها که بالای سرش حاضر شدند، گفتند او فوت کرده است.
در گزارش پزشکی قانونی آمده است جای سوختگی سیگار روی دستان همسرت وجود داشته است، چرا او را سوزاندی؟
مرا عصبانی میکرد، به او میگفتم باید بماند، اما او باز هم قصد فرار میکرد. من هم برای این که نتواند این کـار را بـکـند، سیگار میکشیدم و روی دستانش خاموش میکردم. همسرم باز هم تلاش میکرد که فرار کند.
پسرت در این باره چه میگوید؟
پسرم اعلام رضایت کرده، او هیچ شکایتی از من ندارد، پسرم هم میداند که من چه عذابی را تحمل کردم.
او هیچوقت اظهار ناراحتی نکرده از این که چرا مادرش را کشتی؟
پسرم در این باره با من صحبت نمیکند، اما همین که رضایت داده نشان میدهد که مرا در این ماجرا مقصر نمیداند.
دادگاه حکم سنگینی برای جنبه عمومی جرم در نظر گرفته است، از این مساله اطلاع داری؟
قضات دفاعیات مرا قبول نکردند و گفتند نباید همسرم را شکنجه میکردم، بعد هم از طریق وکیلم متوجه شدم که چه حکمی برایم در نظر گرفتند من چارهای بجز این کار نداشتم.
حالا که همسرت در زندگیات نیست باز هم فکر میکنی کار درستی کردی؟
نه من کار درستی نکردم، به هر حال او مادر فرزندم بود و باید بهتر رفتار میکردم. ای کاش همان روزهای اول زندگیمان او را طلاق میدادم تا این مشکلات به وجود نیاید. اما اشتباه کردم و کار را به اینجا کشاندم.
داوود ابوالحسنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: