در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از چه سالی کار باستانشناسی در فلات ایران را آغاز کردید؟
در سالهای 1976 و 1977 میلادی در گروه باستانشناسی به سرپرستی دکتر ویلیام سامیز در تل ملیان فارس کار کردم. پژوهشهای آن سالهای من، پایه تز دکترایم شد که موضوع آن مهرهای ملیان بود.
و تا 25 سال بعد دیگر به ایران نیامدید؟
اگرچه برای مدتها به ایران نیامدم؛ اما مطالعات گستردهای درباره تاریخ باستانشناسی خاورمیانه و ایران داشتم. البته در سال 2001 میلادی، دوباره به ایران آمدم و در کاوشهای تپه ازبکی در نزدیکی قزوین با پروفسور یوسف مجیدزاده همکاری کردم.
اولین بار کی اسم جیرفت به گوشتان خورد؟
سال 2001 میلادی خبرهایی درباره جیرفت در آمریکا به ما رسید. همان سالی که برای کار در تپه ازبکی به ایران آمدم، از زبان همکاران ایرانیام در جریان کشفیات حاصل از حفاریهای غیرمجاز در این منطقه قرار گرفتم. از همان جا تصمیم گرفتم در کاوشهای جیرفت با پروفسور مجیدزاده همکاری کنم.
حدود 100 سال پیش باستانشناسی به اسم اشتاین در منطقه جیرفت سفالهایی چند هزار ساله را پیدا میکند و در دهه 70 میلادی، کاوشهایی هم در شهداد صورت میگیرد که نتایج خوبی دارد. پس چرا باستانشناسان خودشان در این منطقه کار بیشتری نکردند و منتظر حفاریهای غیرمجاز و غیرعلمی شدند؟
پاسخ آن ساده است؛ چراکه هیچ پیشبینی و احتمالی برای رسیدن به چنین گستره تمدنی را تصور نمیکردند. اگرچه حفریات سالهای دهه 70 میلادی در منطقه شهداد و تپه یحیی در نوع خودشان اهمیت داشتند؛ اما در مقایسه با یافتههای جیرفت بسیار کوچک بودند. درواقع تا پیش از حفریات غیرمجاز در قبرستان باستانی مطوطآباد، هیچ کس فکر نمیکرد با چنین حجم و تعداد فراوان آثار هنری، دستساختهها و بناهای کهن در این منطقه روبهرو شود.
مدتی طول کشید تا جهان باستانشناسی آنچه را که در حاشیه هلیلرود کشف شده بود، به عنوان یک تمدن به رسمیت بشناسد. چرا؟
زمانی میتوانیم از کشف یک تمدن صحبت کنیم که به مجموعهای از شاخصهها همچون معماری، صنعت، حکومت، مذهب، تجارت و البته خط و زبان دست یابیم. از دیدگاه من، تمدن به مجموعهای اطلاق میشود که ترکیب پیچیدهای از همه این عناصر است. خب در طول چند سال گذشته ما به مرور توانستیم به یافتههایی در هریک از این شاخهها دست یابیم و ارتباط آنها را به صورت یک مجموعه معرفی کنیم. از این رو جهان باستانشناسی هم قدم به قدم با ما پیش آمد و کشفیات گروه باستانشناسی جیرفت به سرپرستی پروفسور مجیدزاده را پذیرفت.
با وجود این، بسیاری از محافل باستانشناسی، در برابر یافتههای کاوشهای علمی و پژوهشی جیرفت از خود مقاومت نشان میدهند و در آن تردیدها و اما و اگرهایی میآورند.
به نظرم طبیعی است، چرا که از عمر این کشفیات بیش از 8 سال نمیگذرد و با توجه به ابعاد گستردهتری که کاوشهای باستانشناسی جیرفت هر روزه به خود میگیرد، همراهی با آن زمان میبرد.
فراموش نکنیم با این که در منطقه شوش بیش از 150 سال است که کار و مطالعه میشود، هنوز بحثهایی جدی درمیگیرد. یا در میان رودان (بینالنهرین) در یک قرن گذشته، 50 گروه باستانشناسی حفاری کردهاند و یافتههای آنها بررسی و تحلیل شده است تا به امروز رسیدهایم.
این در حالی است که جیرفت تنها 6 فصل کاوش را پشت سر گذاشته و منطقه بسیار جوانی محسوب میشود.
پس این مخالفتها و نظرات متفاوت طبیعی است.
البته آنچه شما از آن با عنوان نظرات مخالف یاد میکنید، خیلی نیست و بیشتر یک تفاوت برداشت است. برای آن که نشان دهم دنیای باستانشناسی جهان اهمیت این تمدن را دریافته است، باید بدانید در آمریکا از کاوشهای جیرفت، به عنوان بزرگترین طرح باستانشناسی خاورمیانه یاد میشود. در فرانسه، انگلستان، ایتالیا و دیگر کشورهای جهان نیز اهمیت تمدن جیرفت پذیرفته شده و بحثها بیشتر روی جزئیات آن است، مقالات و پژوهشهای درج شده در نشریات و مجلات معتبر و چاپ کتابهای متعدد، تاییدکننده این رویکرد است.
برای این که خیالتان را راحت کنم، تنها شما را به این نظر جلب میکنم که بسیاری از پژوهشگران، مورخان و کارشناسان اعتقاد دارند اگر در 50 سال آینده قرار است اتفاق مهمی در باستانشناسی جهان رخ دهد، به یقین در جیرفت و منطقه جنوب شرقی ایران خواهد بود.
به عناصر سازنده و شاخصههای اصلی یک تمدن اشاره کردید. کدامیک از وجوه تمدنی جیرفت بیش از دیگر عوامل، شما را به خودش جلب میکند؟
بدون تردید باید بگویم که گستردگی و تنوع تجارت این منطقه در دنیای باستان مرا شگفتزده کرده است. تمدن جیرفت در زمان خودش از هر سمت و سوی جغرافیایی که در نظر بگیرید، از شرق، جنوب، شمال و غرب با همسایگانش روابط مستقیم تجاری داشته است.
در واقع اینجا برای همه تمدنهای اطراف شناخته شده بود و پل ارتباطی بین سکونتگاههای بشری در افغانستان، هند، جنوب خلیج فارس و تمدنهای میان رودان (بینالنهرین) محسوب میشده است.
پروفسور مجیدزاده، فرضیهای را طرح کرده مبنی بر این که منطقه جیرفت، مرکز یک حوزه تمدنی بزرگتر بوده که جنوب شرق ایران را در بر میگرفته و شامل مناطق شهر سوخته، شهداد، تپه یحیی و... میشده است. شما با این نظر چقدر موافق هستید؟
برای پاسخ به این پرسش کمی زود است. ما باید حفاریهای بیشتر و بررسیهای دقیقتری انجام دهیم و بعد از آن اطلاعات به دست آمده از نقاط مختلف جنوب شرق ایران که از حدود 3 هزار سال پیش از میلاد مسیح، سکونتگاههای بشری بودهاند را با هم مقایسه کنیم.
اما در شرایط حاضر، به یقین میدانیم که این تمدنها و تجمعهای انسانی، با هم ارتباطات گستردهای داشتهاند.
چه چیزهایی را برای اثبات این یکپارچگی باید پیدا کنیم؟
یک حکومت واحد، خط واحد، زبان واحد و... را باید به دست آوریم تا بر یکپارچگی تمدنی این منطقه از ایران صحه بگذاریم.
اشاره به خط کردید، 3 سال پیش که شما را دیدم، درباره پیدا شدن خط در منطقه جیرفت خیلی با یقین و اطمینان صحبت نمیکردید، اما گویا اکنون بر تردیدهایتان غلبه کردهاید.
آن زمان تازه نمونههایی از این خطها را پیدا کرده بودیم و روی آنها کار مطالعاتی انجام نداده بودیم. البته همان زمان هم تاکید کردم با توجه به این که در شهداد و شهر سوخته، نمونههایی از خط یافتهایم، پیدا کردن آثار خط در جیرفت هم مسالهای عادی و طبیعی است.
حالا بعد از انجام مطالعات روی این خط به چه نتیجهای رسیدهاید؟
اول این که این آثار نشاندهنده خط Linear است و در گروه خطوط سمبولیک جای نمیگیرند. دوم این که خط کشف شده در جیرفت شباهتی به هیچیک از خطوط باستانی دیگر ندارد و میتوان رواج آن را تقریبا همزمان با اختراع خط سومری دانست. این یافتهها که البته امیدوار هستیم امسال و در کاوشهای آینده به نمونههای بیشتری از آن دست پیدا کنیم، ممکن است تغییرات و دگرگونیهای زیادی را در باورهای گذشته ما درباره پیشتازی و سابقه خط در تمدن میان رودان به وجود آورد.
به دلیل منحصر به فرد بودن، این آثار را با نام خط شرقی معرفی کردهایم و امید داریم بتوانیم در آینده آن را بخوانیم.
درباره این نمونههای یافته شده خط، توضیحات بیشتری بدهید.
این نمونه خطها را روی چند لوح باستانی پیدا کردهایم. تا قبل از کشفها، فقط از 2 خط باستانی میخی و هیروگلیف به عنوان نمونههای باستانی یاد میشد که اینک باید در آن تجدید نظر کرد.
خط تمدن هلیلرود، به صورت اشکال هندسی هستند که هیچگونه معادل یا شبیهی ندارند و تاکنون متاسفانه کسی موفق به خواندن آنها نشده است. البته مهمترین هدف ما به عنوان باستانشناسی در منطقه جیرفت، دستیابی به مخزن اصلی نگهداری و آرشیو لوحهای خطی است.
البته چون تخصص شما بیشتر روی مهرهای باستانی است، قطعا از یافتن تعداد مهرهای بیشتر هم خوشحال خواهید شد؟
این آرزوی من است. در 6 نوبت حفاری گذشته، حدود 10 مهر را پیدا کردهایم که تنوع زیادی دارند. در آنها نمونههای مسطح و استوانهای دیده میشود که در چند سبک متفاوت حکاکی شدهاند. بیشتر این مهرها، مثل یافتههای مشابه از فلات ایران مثل تپه یحیی و شهداد هستند. چندتایی از آنها با هنر حکاکی دره سند قابل مقایسه است و تعداد کمی به طور واضح به تمدن میان رودان تعلق دارد. این کشفیات به ما اجازه میدهد به استنتاجهایی درباره روابط گسترده جیرفت با مناطق دوردست برسیم.
دوباره برگشتیم به اهمیت تجاری جیرفت در حدود 4 تا 5 هزار سال پیش از زمان ما!
خب واقعا اهمیت دارد و حیرتآور است. تنوع گسترده مهرها و اثرات پیدا شده آنها نشان میدهد که این منطقه، مرکزی برای تجارت بازرگانان از تمدن دره رود سند تا تمدنهای میانرودان (بینالنهرین) بوده است. مواد خام سنگی از جاهایی مثل بدخشان و نقاط دیگر به این منطقه میآمده و اینجا به اشیاء و ابزار قیمتی تبدیل میشده است. ظروف تولیدی در جیرفت را پیش از این در عراق، سوریه، ازبکستان، عربستان و هند یافتهاند و این نشان دهنده بزرگی صنعت و تجارت در جیرفت و حجم بالای صادرات این تمدن بوده است. میتوان این نتیجهگیری را کرد که تمدن هلیلرود، از مراکز اصلی تجارت جهانی در هزاره سوم پیش از میلاد بوده است.
درباره کشف ساختمانهای بزرگ و زیگورات مانند جیرفت توضیح دهید.
واژه زیگورات، یک لغت میان رودانی (بینالنهرینی) است و نمیدانیم که در اینجا چه نام داشته است. در نگاه اول میبینیم تختگاهی است که طبقات پلکانی دارد. مسلم است که این ساختمانهای پلکانی در جیرفت، قدیمیتر از زیگوراتهای تمدن میان رودان هستند.
قدیمیترین زیگورات میان رودان، مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد است و به تمدن سومریها و شهر اور تعلق دارد که پایهاش مربع شکل بوده و 120 متر در 120 متر است. در حالی که پایه ساختمان پلکانی پیدا شده در کناره هلیلرود در پایه 400 متر در 400 متر بنا شده و به هزاره چهارم پیش از میلاد تعلق دارد. در ساخت این بنا، بیش از 4 میلیون خشت گلی به کار رفته و تحقیقات ما نشان میدهد که در عمق 12 متری تپهها، آثار و لایههایی به مراتب قدیمیتر از لایههای فوقانی قرار دارد. طبقه اول این ساختمان بزرگ، 90 هزار متر مربع و طبقه دوم، 22 هزار متر مربع مساحت دارد.
معرفی کشفیات منطقه جیرفت باعث شده است مطبوعات و نشریات با عناوینی چون «گهواره تمدن تکان خورد» یا «کهنترین تمدن جهان پیدا شد» و ... به آن بپردازند. تا چه اندازه موافق چنین تیترهایی هستید که قدمت جیرفت را بیش از دیگر تمدنها میدانند.
من عادت دارم کارم را آرامآرام و بدون سر و صدا انجام دهم. برای همین اعتقاد ندارم که نمونهای را انتخاب و آن را با دیگر نمونهها مقایسه کنم و بعد نتیجه بگیرم که این یا آن مهمتر یا بزرگتر است. تمدنهای میان رودان (بینالنهرین) جای خود را در تاریخ دارند و جیرفت، جایگاه خودش را و هیچ یک جای هم را تنگ نمیکنند؛ البته تاکید میکنم که یافتههای ما در جیرفت آنچنان زیاد و مهم است که به یقین در چند سال آینده باعث خواهد شد بخشهایی از تاریخ تمدن جهان بازنویسی و اصلاح شود.
پس ما میتوانیم تیتر بزنیم که «تاریخ تمدن جهان را باید از نو نوشت»؟
(با خنده) البته نه به آن معنا که دیگر تمدنها و یافتههای باستانشناسی را باید نفی کرد؛ اما اگر منظور، رساندن اهمیت تمدن جیرفت باشد، اتفاقا تیتر خوبی هم هست. این موضعگیریها باعث میشود بحثهای جدی از سوی کارشناسان صورت بگیرد و از دل همین اختلاف نظرها و بحثهاست که حقیقت رخ مینماید.
به عنوان باستانشناسی آمریکایی، آیا فکر میکنید تاکنون روی معرفی تمدن جیرفت به جهانیان خوب کار کردهایم؟
فعالیتهای خوبی انجام شده است که از آن میان میتوان به همایش جهانی تمدن جیرفت در اردیبهشت امسال اشاره کرد که در تهران و جیرفت برگزار شد. تعداد مقالات چاپ شده در نشریات هم هر روز افزایش پیدا میکند.
با این حال لازم است ما بر مستندات خود بیفزاییم و کنفرانسهای بیشتری برگزار کنیم.
و آخرین پرسشی که ارتباط غیرمستقیم به یافتههای باستانشناسی در ساحل شمالی خلیج فارس بویژه در کرمان، فارس و بوشهر دارد. حجم بالا و گستردگی تمدنهای چندهزار ساله در ساحل ایرانی خلیج فارس نشان میدهد وقتی در منطقه جنوب این خلیج هیچ اثری از تمدن نبوده، ایرانیان از این آبراه، سود میجسته و بر آن تسلط داشتهاند. با این شرایط، جعل و تحریف نام این خلیج را چگونه ارزیابی میکنید و در مقابل آن چه موضعی دارید؟
دیدگاه علمی و تاریخی به همه میگوید اینجا خلیجفارس است و آن عنوان جعلی که نمیخواهم از آن نام ببرم، به هیچ وجه جا نخواهد افتاد و عاقبت محو میشود. ممکن است بعضی اغراض سیاسی پشت این تحریف باشند و در کوتاهمدت بر افکار عمومی جوامعی تاثیر بگذارد اما مطمئن باشید هیچگاه به طور علمی و رسمی پذیرفته نمیشود. در مجامع علمی و دانشگاهی جهان، من تاکنون ندیدهام که کسی از آن عنوان جعلی برای خلیج فارس استفاده کند.
وقتی باورهای قدیمی باستانشناسی دگرگون شد
در همین 8سالی که از کشف تمدن چند هزار ساله جیرفت میگذرد، بسیاری از باستانشناسانی که ابتدا تردید داشتند یا به مخالفت با یافتههای گروه پژوهشی پروفسور یوسف مجیدزاده برخاسته بودند، تغییر عقیده دادند و به مطالعه در این منطقه علاقهمند شدند.
تاکنون تنها 6 فصل کاوش در حاشیه هلیلرود صورت گرفته است و به دلیل وسعت منطقه، سالها طول خواهد کشید تا ابعاد واقعی این تمدن آشکار شود. برای درک بزرگی این کار کافی است بدانید این منطقه 400 کیلومتر طول و 50 کیلومتر عرض دارد و در آن حداقل 100محوطه باستانی به چشم میخورد.
وقتی مجیدزاده در سال 1382 کتاب جیرفت، کهنترین تمدن شرق را منتشر کرد، کارشناسی به نام اسکار وایت موسکارلا، نقد تند و تیزی بر آن نوشت و بسیاری از آثار معرفی شده در این مجموعه را تقلبی خواند. حتی وقتی گروه باستانشناسی در سال 1383، آثاری از خط را روی تکهای آجر به دست آورد، عدهای خطوط را دستنوشته خود مجیدزاده نامیدند.
برای همین زمانی که در سال 1385 ، گروه باستانشناسی جیرفت 3 قطعه دیگر از این آجرها را و حتی کوره پخت الواح را یافت ، برای رفع هر شبههای از تمام مراحل کار فیلم مستند تهیه کرد اما امروزه با این که تعدادی از باستان شناسان و کارشناسان با فرضیههای مجیدزاده و موافقان و مدافعان این تمدن باستانی مخالفت میکنند اما دیگر هیچیک از آنان اصل کشفیات جیرفت را زیر سوال نمیبرند.
در واقع تمدن هلیلرود، اهمیت و بزرگی خود را بر همه جهان قبولانده است و از این پس باید منتظر ماند و براساس مستندات و مطالعات دید که تا چه حد فرضیات بزرگ پروفسور مجیدزاده به واقعیت میپیوندد.
مهدی یاورمنش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: