مکث

نقدها را بود آیا که عیاری گیرند...

شعر امروز ایران، روزگار سختی را پشت سر گذاشته است. سال‌ها از دهه طلایی 40 می‌گذرد و انتظار ما هنوز برای ظهور شاعرانی که بتوانند بر قله شعر امروز بایستند، به پایان نرسیده است. حالا اگرچه در سال‌های پایانی دهه 80 به‌سر می‌بریم، اما هنوز از هیجان دهه 70 بیرون نیامده‌ایم؛ دهه‌ای که به رغم بعضی تندروی‌ها و کجروی‌ها توانست لحن شعر امروز ایران را تغییر دهد و جایگاهی متفاوت را برای شعر معاصر رقم بزند.
کد خبر: ۲۱۹۷۰۹

همین که شاعرانی پدید آمدند که توانستند از معنای رایج کلمات در شعر آشنایی‌زدایی کنند، همین که توانستند از کلمات و فضای مرسوم شعر تمرکززدایی کنند و محوریت را از کلمات و از ساختار شعر گرفته و به زبان تزریق کنند، همین که گرایشات مختلفی اعم از مدرن، پست مدرن و... توانست محلی برای جولان بیابد و... همه از نکات مثبت و بارز این دهه به شمار می‌رود.

اما در آغاز دهه 80 که هیجانات خوابیده است و دیگر شاعران در سودای نام دهه 70 نیستند، باید دید چگونه می‌توان محملی برای شعر این دهه یافت؟ اما آنچه که این روزها بیش از دغدغه شعر گفتن و شاعر ماندن، این حوزه را دستخوش دگرگونی و نابسامانی کرده است، ظهور نقدها یا بهتر بگویم حضور منتقدانی است که در جریان نقد ادبی ایران رسوخ کرده‌اند. هر جویای نامی که از کار شاعری مانده است، درمانده به سمت نقد ادبی می‌رود و افرادی با بنیه ضعیف علمی و بی‌بهره از سواد فنی لازم در این حوزه به خود اجازه داده‌اند، فرصت لفاظی و کج‌خلقی را به عنوان نقد به مخاطبان خود عرضه کنند.

بسیاری از منتقدان فهیم این عرصه می‌دانند که بعضی از این افراد دارای سلایق و غرایض شخصی بوده و بیشتر از آن که بتوانند به کشتی به گل نشسته شعر امروز کمکی کنند، بار سنگینی هستند برای هر چه بیشتر فرو رفتن آن.

همین افراد هستند که آفت شعر امروز محسوب می‌شوند، کسانی که با اندکی تفحص در آثارشان، می‌توان به این نکته پی برد که چون مجالی برای تولید آثار فاخر ادبی نمی‌یابند با این‌گونه نوشتن و کلی‌گویی سعی در پنهان کردن ضعف خود و در نتیجه مطرح کردن خود دارند.

در این آشفته بازار چاپ و نشر کتاب که ناشران رغبتی به چاپ کتاب‌‌های شعر ندارند، بزرگ‌ترین ضربه را همین به اصطلاح منتقدان آزار دهنده و شاعرکان پای در گل مانده به پیکره نحیف شعر می‌زنند.

وقتی منتقد، سواد لازم و صلاحیت لازم را برای نقد شعر نداشته باشد بیشتر از آن که به جریان قدرتمند شعر کمکی کرده باشد، آن را سلاخی کرده و به این کسادی دامن می‌زند.

اما به‌زعم نگارنده آنچه بیشتر باعث ناراحتی و شاید نگرانی اصحاب شعر و ادبیات باشد، تریبون‌هایی است که بدون زحمت در اختیار چنین اشخاصی قرار می‌گیرد. رسانه‌ها اعم از روزنامه‌ها و نشریات و مدیران آن باید با دقت نظر بیشتر اجازه چنین مجالی را به این اشخاص ندهند و بدانند گلوگاه نقد بسیار تنگ‌تر از آن است که هر تازه‌دست به قلم‌برده‌ای، بتواند از آن عبور کند.

باید بدانیم اگر چه بسیاری از اشعاری که گفته می‌شود قابل دفاع در عرصه شعر نیست، اما پله‌هایی است که برای فراز شعرهای اصیل فرو می‌ریزد و باید نقد آنها به اهل و صاحبانش سپرده شود. نقد یعنی تفکیک سره از ناسره مباد که نقد ادبی خود تفکیکی چنین نباشد و چه خوش گفته است حافظ:

نقدها را بود آیا که عیاری گیرند
تا همه صومعه‌داران پی کاری گیرند...

نرگس رجایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها