در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این اتفاق همان زمان هم به مذاق قدیمیهای پرسپولیس خوش نیامد. آنها بلافاصله در مورد این اتفاق موضع گرفتند، (البته همه که نه بعضیهایشان) خیلی از این اتفاق استقبال نکردند. آنها استیلی را برای نشستن روی نیمکت پرطرفدارترین تیم پایتخت جوان میدانستند و به همین خاطر با این گزینه مخالفت میکردند. البته مبحث مربیگری استیلی خیلی طول نکشید.
شماره 7 سابق که مدتی هم در دیار فرنگ (هلند) سر کلاس مربیان هلندی مینشست خیلی زود، آستینهایش را بالا زد تا سر مربی تیم را پیدا کند.
استیلی خیلی زود به گزینه قطبی رسید و برای آوردن او به تهران راهی دبی شد، مذاکرات مقدماتی جواب داد و قطبی از روی نیمکت تیم ملی کره جنوبی بلند شد و آمد نشست روی نیمکت تیم پرسپولیس. در آن مقطع اگر چه این 2 نفر با شعار «ما دو تا داداشیم» کارشان را شروع کردند، اما خیلی زود، روابط آنها به سردی و تیرگی گرایید، نشانه این تیرگی روابط روی نیمکت را خیلیها در صفبندیهای بین بازیکنان میدیدند و به همین خاطر به آتش اختلافها دامن میزدند تا هر روز صفحههای روزنامههای ورزشی پر از تیترهایی شود که حکایت از اختلاف بین استیلی و قطبی داشت.
در آن مقطع هر چقدر این دو نفر باز هم بر شعار ما دو تا داداشیم پافشاری کردند، باز هم آبی بر آتش حاشیهها ریخته نشد و کماکان این آتش تندتر و تیزتر هم شد.
در این بین البته یک نفر دیگر بود که به نوعی در طیف حمید استیلی قرار میگرفت و خیلی زود از روی نیمکت حذف شد. هادی مرزبان یکی از کمکهایی بود که قطبی نتوانست تا آخر فصل با او همکاری کند.
این اتفاقات در شرایطی رخ میداد که پرسپولیس در نیم فصل دوم کمی از رقم افتاده بود، اما کماکان شیرهای قطبی وقتی پایش میافتاد، غرشهای آنچنانی میکردند.
با همه این اتفاقات پرسپولیس قهرمان فصل گذشته شد، آن هم در یک بازی حماسی با سپاهان و گلی که در آخرین ثانیهها زده شد.
بعد از پیروزی مسیر قطبی و استیلی از هم جدا شد، استیلی نتوانست مرد شماره یک پرسپولیس شود و پیشنهادهای سایر تیمها را هم جدی نگرفت. شاید نشستن او روی نیمکت تیمهایی مثل ابومسلم خراسان، داماش گیلان و حتی سپاهان بارها شنیده شد، اما دست آخر خبری از او در فضای لیگ برتر نشد.
با وجود تیرگی روابط قطبی و استیلی کمتر کسی فکر میکرد که استیلی در مقابل نتایج ضعیف پرسپولیس در این فصل سکوت کند، خیلیها فکر میکردند، به محض این که پرسپولیس یک نتیجه ضعیف بگیرد، استیلی شمشیر را از رو میبندد و وارد میدان میشود، اما حمید استیلی این کار را نکرد، او نه مصاحبه کرد و نه حرفی در مورد پرسپولیس و قطبی زد تا یواشیواش محبوبیت از دست رفتهاش را دوباره به دست بیاورد.
حمید استیلی، این روزها همچنان سکوت کرده و این سکوت هنرمندانه معلوم نیست تا کی ادامه داشته باشد.
تفاوت حمید استیلی با خیلی از همکارانش در همین سکوت هنرمندانه نهفته است، خیلیها با کوچکترین اتفاقی بلافاصله طرف مقابلشان را که به جای آنها روی نیمکت یک تیم نشسته است به باد انتقاد میگیرند اما استیلی اصلا اینگونه نیست. او نشان داده که لذت سکوت را در این شرایط بهتر از همیشه میداند و آنقدر تیمش را دوست دارد که نمیخواهد در این شرایط به میدان بیاید و برای تیمی که اینقدر آن را دوست دارد حاشیه بسازد.
استیلی با این روش نشان داد که میشود در فضای کنونی فوتبال ایران طور دیگری رفتار کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: