در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برق میرود
از ریههای آهنی دستگاه اکسیژن
نفس بسختی بالا میآید
کودک زیر دستگاه
اکسیژنهای بلعیده را
با شتاب به دستگاه برمیگرداند
صدای کودکی در تاریکی میپیچد :
«ماما! بابا»!
*
برق میآید یخچالهای خالی
از خجالب آب میشوند
مادران زخمهایشان را
در یخچال میچینند
صدای کودکی در کوچه میپیچد:
«ماما! بابا»!
*
برق میرود
خفاشها در بازی همیشه
تا ارتفاع پنجرهها پایین میآیند
بمبهای خوشهای بغض
گلولههای پدران را میدرد
گریههای هزارخوشه اشک
بر گونه مادران شیار میکشد
در انجماد ظلمت، صدایی چکه میکند.
«ماما! بابا»!
*
برق میآید
سرمها یخ زدهاند
حبابهای اکسیژن
دیگر نمیرقصند
بخار خون تازه زخمها
فضای خالی یخچالها را پر کرده است
مادران، بچهها را میشمرند
سیاستمداران دور میزهای انباشته از خوردن
به صندلیها لم میدهند
کودکان جهان به مدرسه ها سرازیر میشوند
کودکی از سطرهای پایانی همین شعر
بیرون میآید
و در روزنامهها آواره میشود:
«ماما! بابا»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: