مهمانان نیز روی خوش کوکب خانم را به سفره رنگینش ترجیح میدادند و بهاین ترتیب برای چند ساعتی که دور هم بودند غم و غصههای روزگار را فراموش میکردند. از دیدار یکدیگر روحیه میگرفتند و با خاطرهای شاد راهی منزل میشدند. آنها از سلیقه و کدبانویی کوکب خانم تعریف میکردند.
کوکب خانم را امروز اگر بتوانید پیدا کنید، او چند سالی است که نام خود را تغییر داده است و دیگر چندان او را باسلیقه و کدبانو نمییابید. این روزها او دیگر حال و حوصله مهمان ندارد. کوکب خانم یا شاغل است و آنقدر خسته که تاب و توان پذیرایی از مهمان، آن هم از نوع سرزدهاش را ندارد، یا نمیتواند در مسابقه مهمانیهای پر زرق و برق با فامیل رقابت کند و بهاین دلیل خود را کنار کشیده است، و یا این که به قول خودش از مهمانیهای خاله زنکی خوشش نمیآید و ترجیح میدهد وقت خود را با دوستانش در کافی شاپ و سینما بگذراند و خوش باشد.
سالمترین تفریح خانوادگی
در آیین ما مهمان هدیهای از جانب خداوند است که با خود برکت و روزی به خانه میزبان میآورد. مهمان نوازی نشانه گشاده دستی و گشاده رویی صاحب خانه است و کسانی که به اصطلاح در خانهشان بسته است و از مهمان گریزانند مذمت میشوند. لذا مهمان نوازی از دیر باز ویژگی بارز مردم سرزمین ما بوده است.
جمع شدن اقوام و خویشان در منزل یکدیگر یکی از تفریحات سالمی است که میتواند بسیاری از افسردگیها و مشکلات روحی و روانی عصر حاضر را برطرف نماید.
به گفته دکتر تبریزی، روانشناس و مشاور خانواده، مهمانی رفتن و مهمانی آمدن و هر نوع معاشرتی که در آن تبادلات عاطفی صورت میگیرد، به لحاظ روانی هم نیاز انسان را به اجتماعی بودن و هم یکی از نیازهای بسیار مهمیکه در روانشناسی نیاز به تعلق گروهی نامیده میشود، را برطرف میکند.
هیچ انسانی نمیتواند بدون آب و غذا مدت زیادی زنده بماند؛ گرما و سرما او را اذیت میکند و بدون احساس امنیت نمیتواند زندگی آرام و سالمیداشته باشد. اینها نیازهای دسته اول و دوم انسانی هستند. اما پس از آن یک نیاز دیگر در بین ما مشترک است، نیاز به تعلق داشتن به گروه. هر یک از ما اگر از نظر مادی در بهترین شرایط زندگی کنیم و اگر از هر لحاظ احساس امنیت داشته باشیم، از تنهایی رنج خواهیم برد. ما نیاز داریم که کسی منتظر ما باشد، گاهی احوالی از ما بپرسد، و زمانی رازهای ناگفته خود را با او در میان گذاریم. ما موجودی اجتماعی هستیم که اگر نتوانیم با همنوعان خود ارتباط خوب و سالمیداشته باشیم روان شاد و سالمی نخواهیم داشت. نظر دکتر تبریزی را در این زمینه بخوانید:
وقتی ما با فامیل یا حتی دوستان و کسانی رفت و آمد داریم و تبادل عاطفی میکنیم این نیاز بزرگ طبیعی انسان که در تمام دنیا برای همه افراد بشر وجود دارد، یعنی نیاز تعلق گروهی، تامین میشود.
معاشرت با دوستان و خویشاوندان به قدری در ایجاد روح و روان سالم نقش دارد که گاه از آن به عنوان یک شیوه درمانی استفاده میشود. عضو هیات علمیدانشگاه علامه طباطبایی در این زمینه میگوید: در خانواده درمانی ما تکنیکی داریم که به خانوادههایی که مشکل دارند تکلیف میکنیم برای بچههایتان جشن تولد بگیرید، یا با همکاری یکدیگر یک پیک نیک یا مهمانی ترتیب دهید. هدف ما این است که اگر اینها با هم تعاملاتی مشکل ساز داشته اند، نوعی تعامل شیرین و مثبت در آنها ایجاد کنیم. در این نوع همکاری حس میکنند این مبادلات عاطفی آنها را به هم نزدیک میکند. لذا یکی از تکنیکهای خانواده درمانی تجویز آیینها و مراسم است که شامل همین دید و بازدیدها و مهمانیها میشود. بنابراین نفس عمل بسیار سودمند و مفید و از لحاظ روانی لازم است.
یک تیغ دو لبه
آنچه که مهمانی را در ردیف تفریحات سالم قرار میدهد، جمع شدن فامیل و اقوام در کنار یکدیگر و تازه کردن دیدارها است. در این گردهماییها برای مدتی مشکلات روزمره زندگی فراموش میشود، گاهی گره از کار کسی گشوده میشود و گاه پایههای اولیه یک وصلت شکل میگیرد. میبینید که برگزاری و یا شرکت در مهمانیها میتواند دختران و پسران را از ثبت نام در بنگاههای ازدواج برای یافتن زوج مناسب و افراد فامیل را از مراجعه به بانکها برای گرفتن وام با بهرههای آنچنانی بینیاز کند. در این مهمانیها گاه ممکن است کدورتهای چندین ساله برطرف شود. اما از همه مهمتر شادی است که در چشمان کودکان موج میزند. بسیاری از خانوادهها نگران دوستانی هستند که کودکان و نوجوانانشان را به بیراهه میکشند. پررنگ شدن روابط فامیل و بیشتر شدن رفت و آمدها میتواند گرایش فرزندان ما را به همسالان خود در بین اقوام و دوستانی که آنها را میشناسیم و به آنان اطمینان داریم و با فرهنگ و آداب ما همخوانی دارند، بیشتر ساخته و بهاین ترتیب یکی از نگرانیهای مهم والدین را برطرف سازد.
اما همه اینها در صورتی امکان پذیر خواهد بود که آفات و آسیبهای امروزی گریبانگیر جمع خانوادگی ما نشده باشد؛ در گرداب چشم و هم چشمیگرفتار نشده باشیم و نخواهیم موفقیتهای مادی و معنوی خود را به رخ اطرافیان بکشیم. باز هم نظر دکتر تبریزی را بخوانید: اینجا یک اما وجود دارد و آن این که زمانی این رفت و آمدها و معاشرتها و مهمانی دادن و رفتنها و هدیه دادن و گرفتنها شامل آن تعریفات میشود که واقعا جنبه عاطفی در آن وجود داشته باشد. اگر قصد ما از مهمانی دادن و رفتن خودنمایی و پز دادن باشد، کار به قدری سخت میشود که ترجیح میدهیم کمتر مهمانی بگیریم. بنابراین ما مهمانیای را که روح و محتوی عاطفی نداشته باشد مفید نمیدانیم، بهاین دلیل که چنین مراسمی صرفا ابزاری است برای حل یک سری نیازهای خودخواهانه و به نمایش گذاشتن امکانات. اما اگر اینها را منها کنید و روابط عاطفی را در مهمانیها در نظر داشته باشید البته و صد البته که به لحاظ روانشناختی مفید هستند.
حکایت ملا و لباسش
این حکایت را حتما قبلا شنیدهاید، اما بد نیست یک بار دیگر آن را بخوانید:
روزی ملا نصرالدین به ضیافتی رفت و چون لباسهای کهنه و معمولی خود را پوشیده بود کسی به او اعتنایی نکرد و محل مناسبی به او نشان نداد. ملا متوجهاین امر شده، آهسته از آنجا بیرون آمد و به خانه خویش رفت. لباس فاخری پوشید و مراجعت نمود. این بار صاحب خانه با احترام تمام از او پذیرایی نمود و او را در صدر مجلس نشاند.
چون هنگام ناهار شد و مهمانان بر سر سفره حاضر شدند، ملا آستین لباسش را به غذا نزدیک کرد و گفت: آستین نو بخور پلو.حاضرین تعجب کردند و سبب را جویا شدند. ملا گفت: چون در اینجا به لباس من احترام گذاشتند، نه به خود من، پس بنابراین لباس من باید غذا بخورد نه من !! بخواهیم یا نخواهیم بسیاری از اطرافیان ما را کسانی تشکیل میدهند که به ظواهر بیش از شخصیت وجودی اهمیت میدهند. چقدر در مهمانیها با کسانی برخورد کردهاید که از نظر موقعیت علمی و اجتماعی جایگاهی ندارند و خواسته اند با نوع پوشش و جواهرات برای خود کسب اعتبار کنند؟ چقدر در اطراف خود افرادی را دیدهاید که بارها و بارها خواستهاند به شما بفهمانند در کدام محل خانه دارند و اتومبیلشان چقدر میارزد؟
دکتر تبریزی این گونه رفتار را ناشی از کمبودهای روانی و ناشی از این میداند که گروهی از افراد نمیتوانند نیاز خود را به داشتن هویت و ارزشمندی با روشهای منطقی و سالم جبران کنند و نتوانسته اند در زندگی خود عزت نفس و بزرگ منشی کسب کنند و لذا به داشتن بیش از بودن اهمیت میدهند و میگوید: بهترین راه برخورد با این گروه بی تفاوتی و به اصطلاح روانشناسی برخورد خاموش است. به گونهای با این افراد رفتار کنید که متوجه شوند با استفاده از این شیوهها نمیتوانند برای خود کسب اعتبار کنند.
از طرفی ممکن است در ها با کسانی برخورد کنید که مدام قصد خردهگیری و کنایه زدن داشته باشند. چنین کسی بویژه اگر از قبل خرده حسابی با شما داشته باشد، جمع مهمانان را مغتنم شمرده و سعی میکند با نیش و کنایههای خود به اصطلاح حال شما را بگیرد. پیشنهاد دکتر تبریزی را در زمینه شیوه برخورد با این افراد بخوانید و سعی کنید مهمانی به شما خوش بگذرد: در برخورد با کسانی که دائم کنایه میزنند، اگر بپذیریم که نباید انتظار داشته باشیم همه مردم منطقی رفتار کنند، در مقابل برخوردهای آنها واکنش نشان نمیدهیم و درصدد تکرار اشتباه آنها برنمیآییم. شما میتوانید با یک لبخند موضوع را فیصله دهید یا بگویید خوب شما هم این طور فکر میکنید. چون اگر در صدد معارضه بربیایید چیزی حل نمیشود فقط مشکلی به مشکلات قبل اضافه میشود.
آداب مهمان داری
اگر چه در آیین ما مهمان یک هدیه آسمانی است که باید او را گرامیداشت و نهایت احترام را درباره او انجام داد و وسایل آسایش و راحتی او را فراهم کرد، اما همه اینها تا جایی است که خود شما به عنوان میزبان به زحمت نیفتید. بنابراین بیش از ظواهر سعی کنید مهمان از روی خوش و گشاده رویی شما لذت ببرد. مطمئن باشید سادگی را همه دوست دارند. وسایل پذیرایی را در حدی آماده کنید که بعدها دچار زحمت نشوید و از مهمانی دادنهای مجدد پشیمان نشوید. اگر وقت و امکانات آن را دارید که در خانه غذا تهیه کنید از بیرون غذا نگیرید. از خویشان نزدیک تر بخواهید در این کار به شما کمک کنند. این کار روابط عاطفی بین شما را عمیق تر خواهد کرد.
یک سفره زیبا و آراسته نشان دهنده سلیقه صاحب خانه است، اما اگر از آن دسته کسانی هستید که از چند روز قبل خود را درگیر سفره آرایی میکنید، بدانید که حاصل زحمات شما تنها در چند دقیقه نابود خواهد شد. بهتر است از وقت خود برای کارهای مفیدتر و ماندگارتری استفاده کنید. از مهمان خود به گرمیاستقبال و سعی کنید به او خوش بگذرد.هیچگاه غذایی را که آماده ساختهاید تحقیر نکنید، هر چه که هست نعمت خداوندی است و مطمئن باشید قابل مهمان شما را دارد. در پایان مهمان خود را به گرمی بدرقه کنید.اما اگر در جایی مهمان هستید وقتشناس باشید و طوری برنامهریزی کنید که بموقع به محل برسید. ترافیک شهرهای شلوغ بهانه مناسبی برای دیر رسیدن نیست. میزبان خود را بویژه در مهمانیهای افطار منتظر نگذارید.از دعوت صاحبخانه و از پذیرایی او تشکر کنید. هیچگاه سوالات خصوصی نپرسید و در مورد زندگی او کنجکاوی نکنید. این کار شما یا موجب دروغگویی میزبان خواهد شد و یا ممکن است به خاطر سعی او در دست به سر کردن شما دلگیر شوید. سعی کنید تا جایی که میتوانید صمیمانه به میزبان کمک کنید. اگر چه میزبان حتما زحمت شما را جبران خواهد کرد، اما در این کار قصد تجارت و معامله نداشته باشید. بگذارید روابط صمیمانه بین شما عمیقتر و مستحکمتر شود.
خاطره خوش مهمانی را با پرداختن به موضوعات آزار دهنده، مگر برای پیدا کردن راه حل و برطرف کردن مشکلات، به تلخی تبدیل نکنید. قرار است با حضور در کنار یکدیگر ناراحتیهای روزمره را فراموش کنید و از کنار یکدیگر بودن انرژی مثبت ذخیره کنید.
حتما همه شما به مواردی بیش از این آشنایی دارید که میتواند جمع خانوادگی شما را شادتر و مفیدتر سازد. از این ابتکارات تا آنجا که میتوانید بهره بگیرید.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم