سالمند و سلا‌متی

بچه‌ها می‌خواهند بروند

کد خبر: ۲۱۹۳۶۶

وقتی هم استادکار می‌شدیم برای خودمان مغازه می‌زدیم و همه با کمک پدر بود.

درعوض جیبمان با جیب خانواده یکی بود. اما حالا چی؟

من یک مرد 65 ساله‌ام با دوتا عروس و داماد و سه تا بچه مجرد. این یکی دارد در دانشگاه آزاد مدیریت صنعتی می‌خواند. آن یکی دارد در رشته شیمی تحصیل می‌کند و سومی کلاسی نیست که نرفته باشد. هرچقدر که در‌می‌آورم باید خرج همین چیزها کنم. اگر می‌دانستم درس می‌خوانند و سر کار می‌روند بد نبود اما می‌دانم که نمی‌روند.

کار کجا بود؟ ماهم یک مغازه‌ای داشتیم که خرج زندگی را در می‌آورد. هیچ کدامشان حاضر نشدند آن را بچرخانند. من هم پیر و خسته‌ام و آن را اجاره داده‌ام و پولش صرف همین کلاس‌ها می‌شود.

اخیرا شنیدم می‌گفتند کارشناسان و مسولان دارند طرحی می‌دهند که بچه‌ها عقد کنند و خانه بابا بمانند.

آخر مسوول و کارشناس محترم، بابا اگر پول داشته باشد و دستش برسد مگر دلش نمی‌خواهد زیر پر و بال بچه‌ها را بگیرد. آن‌که نمی‌کند لابد نمی‌تواند دیگر.

الان من در خانه دو تا پسر دارم که هر کدام سنشان از 30 دارد می‌گذرد. آرزو به دلم مانده که یکی‌شان یک دانه نان بخرد بگوید بابا پول این را خودم در‌آورده‌ام. هر دوتایشان یک اتاق دارند. یک اتاق هم دخترم دارد یک اتاق هم من و مادرشان.

به نظر شما آدمی مثل من چطور دختر یا پسر عقد کرده‌اش را توی خانه نگه دارد و اجازه بدهد همسر عقدی او یک هفته پیشش بماند.

خورد و خوراکش را کی می‌دهد؟ چه کسی پذیرایی می‌کند؟ کسی به من کمک می‌کند که بچه‌ام را نیمه مستقل توی خانه خودم نگه دارم؟ وقتی عادت کرد و نخواست دیگر مستقل شود آنوقت چه؟

عروس و داماد نیمه مستقل مثل قدیم حاضر است به  پدر و مادر پیر خدمت کند؟ مارا متهم به دخالت در زندگی‌اش نخواهد کرد؟ همین حالا بچه‌ها حرف ما را نمی‌خوانند. دلشان می‌خواهد از ما فاصله بگیرند و با جوان‌ها بجوشند.
پای حرف ما نمی‌نشینند و همیشه در اتاق خودشان هستند.  فردا که زن و شوهرشان را هم بیاورند نمی‌دانم چه می‌شود. اگر شما می‌دانید به من هم بگویید!

پدر سه تا مجرد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها