در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ولی هنوز از رکودی عمیق، طولانی مدت و جهانی، اجتناب نشده است. درماههای آینده، تقریبا تمامی مناطق جهان،همراه با تقلیل صادرات و افزایش بیکاری، کاهش رشد اقتصادی را تجربه خواهند کرد.
وقایع اخیر این ایده را باطل کرد که ملتهای در حال شکوفایی سرنوشت خودرا از کشورهای پیشرفته، جدا ساختهاند. واقعیات نشان داد که عکس این قضیه درست است. درواقع اغلب اقتصادهای در حال شکوفایی، هنوز هم آسیب پذیر بوده واز آنچه بر سر کشورهای پیشرفته آمد، متاثر شدهاند. علاوه بر این، آثار رکود اقتصادی اخیر، بهویژه در آمریکای لاتین شدیدتر است.
در این منطقه برزیل و مکزیک تاکنون بیشترین صدمه را دیدهاند، تا جایی که ارزش شرکتهای این کشورها حدود 50 درصد افت کرده است. اوضاع دراین کشورها به حدی خطرناک است که ایالات متحده چندروز قبل، اعتباری بیش از 60 میلیارد دلار به آنان اعطا کرد.
ولی برزیل و مکزیک تنها کشورهایی نیستند که از بی ثباتی مالی، ضربه خورده اند: پول رایج شیلی هم یک سوم ارزش خود را از دست داده در پرو بهای سرمایهگذاریهای خارجی، افزایش زیادی یافته و در آرژانتین دولت مجبور شده است برای دوری از فاجعه مالی قریب الوقوع به تدابیر خاصی– مانند ملی کردن نظام بازنشستگی – متوسل شود.
درواقع، با ادامه یافتن این رکود به مدت 18 ماه یا بیشترـ که آن را به طولانی ترین رکود پس از جنگ جهانی دوم تبدیل میکند – آرژانتین یکی از شدیدترین ضربات را متحمل خواهد شد. این کشور نیاز فراوانی به سرمایههای خارجی دارد و صادرات آن نیز به شدت کاهش مییابد. ولی خطمشی سیاسی نیز نقش عمدهای را در گرفتاری اقتصادی آرژانتین ایفا میکند.
دولت کریستینا فرناندز بیاعتمادی زیادی را در میان سرمایهگذاران داخلی و خارجی که از تدابیر دلبخواهی هراس دارند بوجود آورده است. از سوی دیگر، بسیاری از تحلیلگران از این میترسند که آرژانتین بازهم بازپرداخت بدهیهای عمومی خود را به تعویق بیاندازد.
مکزیک و آمریکای مرکزی هم از رکود بلندمدت، متضرر خواهند شد. برای سالهای متمادی، سرنوشت اقتصادی این کشورها شدیدا با ایالات متحده پیوند داشت. با امضای معاهدات دوجانبه تجارت آزاد، این پیوندها افزایش یافت واز این رو امکان دارد به موازات اینکه ایالات متحده در رکود فرو میرود این کشورها نیز در سال 2009 و شاید نیمه نخست سال 2010، رشد منفی را تجربه کنند.
کشورهایی همانند شیلی، کلمبیا و پرو که به ملل آسیایی نیز توجه داشتند، و منابعی را برای مقابله با توفانهای مالی غیرمترقبه، انباشته بودند، از بحران مالی و رکود ایالات متحده تاثیر کمتری پذیرفتهاند؛ و از این رو سریع تر خواهند توانست میزان اشتغال خود را بهبود بخشند.
ولی مهمترین سوال این است که در برزیل، غول آمریکای لاتین چه اتفاقی خواهد افتاد. تحلیلگران و سرمایهگذاران سراسر جهان در طول یک سال گذشته، برزیل را بهعنوان یک قدرت اقتصادی در حال ظهور قلمداد کردهاند. در این مدت از معجزه اقتصادی سخن میرفت و بسیاری، استدلال میکردند که برزیل همانند چین و هند بطرز خارق العادهای رشد خواهد کرد. متاسفانه همه شواهد نشان میدهد که اینها، توهماتی بیش نبودند.
رونق اقتصادی برزیل در چند سال گذشته بر شالودههای ضعیفی مبتنی بود. لوئیز ایناسیو لولا داسیلوا رئیس جمهور برزیل، برای جلوگیری از افتادن به ورطه مردمگرایی بیحدوحصر هوگو چاوز، تصمیماتی اتخاذ کرد و موفق شد مشکل تورم را حل کند ولی تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ اقتصادی ملزومات بیشتری میطلبد.
لولا داسیلوا در واقع برزیل را فقط به یک کشور عادی تبدیل کرد. ولی برای ایجاد یک اقتصاد مستحکم، همراه با نرخ رشد پایدار، چیزی بیشتر از تورم کنترل شده نیاز است. دراین راستا، تحرک، پویایی، بهره وری، و سیاستهای اقتصادی مروج کارآمدی و ابتکار، لازم هستند.
همانگونه که بسیاری از مطالعات نشان میدهد، برزیل قادر نبوده – یا نخواسته – تا اصلاحات مدرن سازنده لازم برای حمایت از شکوفایی زایندگی اقتصادی را اقتباس کند. برزیل هنوز هم یک کشور فوق العاده بوروکراتیک، دارای نظام آموزشی درحال بحران، مالیاتهای کلان، زیرساختهای نه چندان قوی، مانعهای فراوان در برابر تاسیس شرکتهای تجاری، و میزان بالایی از فساد، میباشد.
تاسف بار است که برزیل در سالهای اخیر، مدرنسازی و کارایی را انتخاب نکرد و در سالهای دشوار آتی، مجبور است که هزینههای آن را بپردازد.
*استاد اقتصاد در دانشگاه کالیفرنیا و اقتصاددان ارشد سابق بانک جهانی در امور آمریکای لاتین.
منبع: The Japan Times
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: